ماهیت جوهری زندگی با متن


کتاب «خاک و رویاپردازی‌های آرمیدن» نوشتة گاستون باشلار با ترجمۀ مسعود شیربچه توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده است. در ادامه، یادداشت شاهرخ تندروصالح را می‌خوانید که به بهانۀ انتشارِ این کتاب، نوشته است.
 
درنگی بر کتاب «خاک و رویاپردازی‌های آرمیدن»
نوشته: گاستون باشلار
ترجمه: مسعود شیربچه
نشر: روشنگران. بهار 1400. تهران
 
در ستایش ترجمۀ شریف
     ترجمه در ایران عرصه‌ای هنوز و همچنان غریب مانده و نیازمند کاشفانی فروتن است. خاصه حالا که تصوری عمومی از تکنولوژی، بر این خوش‌باوری است که می‌توان آنچه را که در ضمیر آدمی نهفته است با یک یا چند کلیک بازآفرینی و بازخوانی کرد. خوب، اندکی از این تصور می‌تواند صورتی از واقعیت پیدا کند اما این همۀ بازی ترجمه و زبان نیست. مسعود توفان که عمرش دراز باد، از معدود متفکران معاصر ایران است که کتابی ژرف در معرفت‌شناسی و پدیدارشناسی زبان و اندیشه نوشته است. این اثر ژرف هر چند در بازار بی‌رمق کتاب، گوشه‌نشین سکوت شد اما جوهرۀ اندیشه و پرسش فیلسوف و شاعر معاصر ما مسعود توفان، همچنان در جاری زندگی امتداد دارد: است یا هست؛ کدام؟
     پرسش و پرسیدن به تعبیری، آستانۀ رهیدن و آغاز شدنی دیگر است. هر کس زندگی خود را و اندیشه خود را نفس می‌کشد. این از جمله رازهای زندگی است. این راز آنگاه بیشتر خود را نشان می‌دهد که پای موجودی حقیقت‌پو به نام ترجمه و سلطان این حقیقت‌پویی یعنی مترجم، به میان می‌آید. آیا ترجمه، کاری ژرف نیست؟ آیا این تلاش، تلاشی در آفرینشگری و بازاندیشی نیست؟ آیا نیاز است که این پرسش‌ها را در جهت تایید تلاش‌های دیگری، به تایید این و آن رساند؟! هرگز! بعید می‌دانم کسی که ترجمه را با اندیشه و درایت و روشنگری، می‌آغازد در پی خویش‌فرمایی یا خودانگیزی باشد. به تصور من، کسی که جادوی زودگذر زندگی را وقف هجی کردن شناخت و معرفت دیگری می‌سازد، آفرینشگری در خور ستایش است.
     سالیان سال است انگار که عمری، مسعود شیربچه را در خود صدا می‌کنم. رفیقی که در سفر و در حضر، شفقت و ادب و مردانگی و مروت و حجب و حیا را به من می‌آموزد. او که در یک اتفاقی ساده‌تر از اتفاق افتادن کلمات در جهان بی‌سکوت، آمده و من، شانه به شانۀ او، بسیار لحظات را درگذرم. این برای من معنی ارادت داشتن به چیزی به نام فلسفه و اندیشیدن است. مگر آدم از دوست و فلسفه چه می‌خواهد؟ این همه دربه‌دری که آدمیان برای کشف بر خود و جان خود می‌خرند برای چیست؟ غیر از این است که چینی نازک تنهایی‌شان را به دست چینی بندزنی ماهر بسپارند؟ مگر نه این است که بسا بسیار شکسته و ریزریز شده که به هزاران هزار درست می‌ارزد و بیش می‌ارزد؟ مسعودهای زندگی من واقعا مسعودند: مسعود توفان، مسعود شیربچه و یکی دو مسعود دیگر و اتفاقا، اینجا، با این دو تن سروکار دارم: هر دو شاعر هر دو اندیشمند هر دو جان مشغول معرفت و جوهرۀ ناب عاشقی و زندگی و هر دو به زلالی و شفافی و مهربانی سوسوی ستارگان و مخمل خوابِ ابرها و نرمه نفسِ فرشتگان گریخته از دوزخِ  برساختۀ موش‌ها و جنگل‌ها.
می‌پرسید این چه ربطی به کتاب «خاک و رویاهای آرمیدن» دارد؟
اصلِ ربط همین‌جاست: جایی که شما در سفر جستجو، شانه به شانۀ یاس و دلتنگی، در پی چیزی هستید که نمی‌دانید چیست؟ تا حالا در محله‌ای غریب، بر خاکی غریب، پرسۀ بیهوده و بی‌نشان زده‌اید؟ تا حالا بی‌آنکه از خاک و خاکی شدن دلهره‌ای داشته باشید، بر تلی از خاک مهربان یَله داده‌اید؟ 
 
و خاک، خاکِ پذیرنده، اشارتی است به آرامش
     داشتم قفسه‌های فروشگاه انتشارات خوارزمی را بدنبال کتاب «بوطیقای فضا» رج می‌زدم که به ناخودآگاه، شریک گفتگوی دو جوان شدم:
- ترجمه‌ش چطوره؟
- ای! بد نیس
- خوندیش؟
- نه!
- پس چه جوری میگی بد نیس؟!
- یه جایی در باره‌ش نوشته
- خودت خوندی اون مطلب‌رو؟
- نه 
- ای بابا! میتونی راس و درست حرف بزنی؟!
- خوبه دیگه! گیر نده!
کتاب چی بود؟ شازده کوچولو. با ترجمه محمد قاضی. آیا محمد قاضی نیازمند تایید صاحبان این کلمات است؟ او که مسیح باز مصلوب را بازخوانی و ترجمه کرد و آورد گذاشت در آستانۀ جان ما و رفت پی کارش . بعدش، همین‌جوری محو بازی آن دو جوان با کتاب‌ها ماندم:
- اینو بخوون ببینم!
- چی؟
- سه جلد؟! او...وَه! کی می‌خوونه اینارو؟!
- حالا بخوون اسمش رو ببینم
- پا...پا...پا... ی...
در جا می‌زد. هجی کردن یک واژۀ سه بخشی «پایدیا» اینقدر دشوار است؟! در این کلمه چیست که این نفس‌های جوان و غیور و سرزنده را در خود می‌شکند؟
- بخوون ببینم!
     بعدش هِرهِرهِر افتادند به خنده. خنده عصبی. خنده‌ای که نشان از درماندگی در هجی حروف است: بخوون ببینم! تا ساعت‌ها بعد درگیر این جدال جوانانه بودم و از خودم می‌پرسیدم: یعنی نتونست بخوونه؟!
     این تصویری شتابزده از نسلی است که دار و ندار پیش رو را، در داو حراج و هیاهو و خوشباشی و خوردن و خوابیدن و پشتک وارو زدن بر ارث و میراث باد آورده و بی‌زحمت می‌خواهد. البته که این هم یک نوع از بودن است. در این میان، البته که هستند نخبگان و زبده‌گانی که برخلاف آمدِ عادت زندگی کردن را با جرات و شهامت و خویشتن‌داری و پستونشینی به بهای درک و کشف و شهود درآمیخته‌اند. اینان هوشِ جاری زندگی هستند. هم ایشان؛ نوجوان و جوان و نونهال و نوزاد، ناخودآگاهِ معرفت و دانش هستند. جمعیتی که روانشناسی و جامعه‌شناسی و ادبیات و کلاسیسیسم و رئالیزم و ناتورالیسم را در متامدرنیتۀ امروز می‌سنجند و به کار می‌گیرند. اهل ادا و اصول نمایش و بازی نیستند و هستند تا باشند. ایشان باشندگانِ حضورند و مقیاس، در بیان ابعاد و عناصر ایشان، در عجز است. آیا می‌توان ایشان را پویندگان وادی امید نامید؟
     با این جمعیت بی‌شک می‌توان از خاک و جوهرۀ حیات و رویا و رویاپردازی سخن گفت. می‌توان پرسش کرد و در پی پاسخ، راه‌های نرفته را پیمود. از جمله هنرهای ترجمه در جهان اندیشه و فلسفۀ هنر، یکی نیز همین است: تعبیر خویشاوندی در میان همهمه و غریبه‌گی. کاری که به نظرم، گاستون باشلار در مانیفست‌نگاری عناصر چهارگانه، بر آن تاکیدی فیلسوفانه و زیبایی‌شناسانه دارد.
     آن فیلسوف بزرگ که فرموده است در یک رودخانه دو بار نمی‌شود شنا کرد کیست؟ پارمیندس؟ افلاطون؟ ارسطو؟ ابن‌سینا؟ خیام؟ حافظ؟ سعدی؟ عطار نیشابوری؟ مولانا؟ اگر کار فلسفه، تسهیل پرسشگری باشد، فیلسوف معرفت‌شناسی چون باشلار، کمانۀ رویاهای فیلسوفانه خود را بر این اصل بیان می‌دارد: عبور از پندارهای فرویدی و غوطه‌ور شدن در رودخانه‌هایی که هرگزا هرگز، نمی‌توان در آن دوبار تجربۀ دست‌وپا زدن را آزمود. این راز همیشۀ عناصر است؛ تازگی و طراوت و باشندگی و آشتی با رازها.
     زندگی، هر چه که باشد و در هر سطحی که جریان داشته باشد، به مدد هوشِ جاری عناصر چهار گانۀ آب، خاک، باد و آتش، همیشه و همه‌جا، فراتر از رویاها و توهمات، کار خودش را می‌کند: جویبار زندگی جاری است. مانند روزها و ماه‌ها و فصل‌ها و سال‌ها که می‌آیند و می‌روند و خطِ گذر و تاثیراتش را می‌توانیم بر هر چیزی ببینیم. اما این دیدن، نقطۀ آغازش کجاست؟ با اتکاء به کدام یک از عناصر حیات، می‌توان نقطۀ آغاز خود را کشف کرد؟
     اصلِ گذرا بودنِ زندگی، اصلی تغییرناپذیر است. در همین نقطه است که ما، دقیق، هر چیزی را همان‌گونه که هست و همان‌گونه که باید باشد، می‌سنجیم و قضاوت می‌کنیم.
     قدیم قدیم‌ها، انسان‌های نخستین، به تدریج و با کشفِ هر چیز، سنتِ نام گذاشتن بر پاره‌هایی از عناصر را، برای ادامه یافتن و تسهیل حیات بنا نهادند؛ سنتی که فلسفۀ فرانسوی، با چاشنی تفنن، تلاش در زایش واژگان و مفاهیم عنصری را دنبال می‌کند. از دلِ این نام‌گذاری‌ها، قراردادهای معمول سر برآورد. فرهنگ هم در دلِ همین خرده‌قراردادها و نقاطِ تاریک- روشن زندگی، قد کشید و بالنده شد و تا امروز رسید.
     خلاصه کنم و بگذرم: در سنتِ نام‌گذاری، قراردادِ نام نهادن‌ها و نام‌گذاری‌ها پا گرفت تا ما آدمیان، وقتی با پیچیده‌ترین ناشناخته‌مانده‌های زندگی‌مان روبه‌رو می‌شویم‌، به مددِ تامل بر گذشته‌مان، به مددِ سنتِ زندگی‌مان، به شناختِ زاویه‌ای از زوایای ناشناخته‌ی زندگی خود برسیم و دقیق متفاوت باشیم و از بودنِ خود لذت ببریم و از همراهی با زندگی‌مان و همین‌که هستیم، خرسندی را هجی کنیم، که اعجاز حیات در ما جریان دارد؛ و فهم این اعجاز، نبضِ هنر است و ذات هنر، و درون‌مایه‌ی شعورِ هنرِ زنده، بی‌تردید همین است: به نامِ حقیقت خواندنِ عناصر.
      از جمله دریافت‌های فلسفه، بیان صریح این نکته است که عناصر چهارگانه نقطۀ صفر زندگی‌اند و کشفِ این نقطه و  ایستادن بر آن، از انسانی به انسانی دیگر تفاوت دارد. این تفاوت را چه مفهومی به ما نشان می‌دهد؟ خیال؛ شاید خیال.
     آنچه که می‌خوانید، نگاهی گذرا متکی به دریافتی شخصی  این کمترین از کتاب «خاک و رویاپردازی‌های آرمیدن» اثر فیلسوف، معرفت‌شناس و شاعر گاستون باشلار (1962-1884 م) است.
از گاستون باشلار بسیار آموخته‌ایم:
آموخته‌ایم که میان واقعیت‌های بیرونی و درونی در زندگی‌مان تفاوت قائل شویم.
آموخته‌ایم که صورت‌های واقعیت، می‌تواند تاریکی‌های فهم پدیدارهای زندگی را بیشتر و بیشتر سازد.
آموخته‌ایم که در روبرو شدن با هر پدیده‌ای، نخست آن واقعیت را در جان خود، با ذائقۀ خود مزمزه کنیم تا بهتر درک کنیم.
آموخته‌ایم که معرفت، نه دفعتا که در صورت‌هایی از تدریج، در جان ما خانه می‌کند و ما را، گاری فرسودۀ ما را در فراز و فرودهای زندگی هُل می‌دهد.
از جمله هنرهای ناب فلسفه یکی‌اش همین است: ایستادن بر لبۀ تیغۀ اتفاق‌ها به مدد خیال. به‌راستی این قوۀ حیرت‌انگیز از کجاست؟ آغاز و انجامش را چه کسی معلوم می‌سازد؟ چگونه با این قیامت‌سرای درون خود کنار بیاییم و چگونه از امکانات و قابلیت‌هایش بهره ببریم؟
ای شط شیرین و پُر شوکت خیال؛ بر ما بتاب!
هر کتاب که منتشر می‌شود، به نوعی، امتداد بخشیدن به حیاتِ جان است. تعبیری عاشقانه از تبانی کلمات در هجوم هیولایی زندگی. البته که در فرهنگ‌ها این تبانی، جلوه‌ها و چشم‌اندازهای متنوعی دارد. تنوعی که از گذشته تا هنوز، در جان آدمیان، بازیگوشی می‌کند. تنوعی که نامِ مادری‌اش خیال است.
جادوی کلمات برترین بازی است که من در این میانه سراغ دارم. برای آنکه می‌نویسد این جادو، کوچه و پس‌کوچه‌هایی دارد و پس و پسله‌هایی که با هیچ چیز جز خودش معنا شدنی نیست. پس این‌که ما شعری خوب، داستانی خوب، تابلویی زیبا، قطعه موسیقی‌یی دلنشین و اثری ناب از هنری ناب را به درون خود می‌خوانیم، در ضیافت و میزبانی خیال هستیم؟ 
این پلکان شن 
که می لغزند بسوی دریاچه تاریک 
این کاج‌ها در مسیر هر روزۀ باران 
این نیمکت سنگی
دلتنگی
که می‌نشاندت کنار پرنده‌ای غمگین، غربت است...(شعر از محمود داوودی شاعر مهاجر ایران)
 
     گاستون باشلار شاعر، به تصورم، با بهره‌گیری از نگاه خیامی به زندگی، روزنه‌ای از تاریکی‌های معرفت‌شناختی به جهان  باز می‌کند تا از آن روزنه، آنچه را که «قابل» آفرینشگری در ذائقۀ ماست ببینیم. روش‌شناسی باشلار در شناخت پدیده‌ها و کسب معرفت جوهری از آنها، تعبیری از خیال و خیال‌پردازی، تخیل و رویا را در جان ما روشن می‌سازد. این چراغ، چراغِ هوشیاری است. به نظرم هر کسی، به اندازه‌ای که زندگی می‌کند، مفاهیم کلمات را پر و بال می‌دهد. پس، هر کلمه‌ای جهانی و هر جهانی، آفرینشگری دارد. جهانی که با کلمات ساخته می‌شود روحی از دربه‌دری و تازه‌شدگی مداوم را در خود دارد. این روح همان لذتی است که در شبکۀ مویرگی درخت معرفت در آمد و شد است. کلمات بهانه‌اند؛ آنچه آفریده می‌شود جهانی دیگر است و قلمروی دیگر دارد. مختصات این دیگری از خودآگاه ما تا ناخودآگاه است. آیا می‌توان پرسید که خودآگاه یا ناخودآگاه؛ کدامیک آبشخور درخت معرفت و شناخت انسان از زندگی است؟
کهن‌الگوهای ما چگونه تعریف می‌شوند؟ 
تصاویر این کهن‌الگوها در چه جغرافیایی صورت بسته‌اند؟
واقعیت درون یا بیرون؛ کدامیک عرصۀ آفرینش و امتداد یافتن کهن‌الگوهاست؟
عناصر چه نقشی در شکل‌پذیری کهن‌الگوهای ما دارند؟
اینها از جمله پرسش‌هایی است که در مطالعه این اثر ژرف باشلار می‌توانیم از روبه‌رو شدن با آن‌ها لذت ببریم. لذت کشف عناصر در چنبرۀ قدرت خیال.
 
بر آنچه که دوستش داری نوری بتابان و سایه‌اش را به حال خود رها کن!
    ترجمه مسعود شیربچه از آثار گاستون باشلار، تابیدن نور بر تاریکی‌های پرسش‌هاست. ترجمه حاضر چند ویژگی قابل دارد:
مسعود شیربچه با صبر و تلاش ستودنی، دایرۀ واژگان شفاف و مرتبط با متن و بینش صریح و ژرف‌کاو خود، ترجمه‌ای شیوا و دوست‌داشتنی را پیش روی ما گذاشته است؛ ترجمه‌ای منصفانه، که سعی بر درک عناصرِ حیات مفاهیم و معنا، در قلمرو پدیدارشناختی معرفتِ تخیل در متن را دارد. این امکان بی‌تردید، فرصتی نو یافته و اکتشافی در ترجمه فارسی است که پر و بال‌های متن ادبی را حد و حدود شناخت مترجم از متن، در بند نمی‌خواهد. چه اینکه هر متنی، به نوعی، تجربه‌ای از آزادی در اندیشیدن و بسط معنا در جهانی از آفرینشگری پی‌درپی است. و تجربۀ آزادیِ اندیشه را می‌توان در صدایی که هر اثر ژرف در جان مخاطب خود برمی‌انگیزد بازشناخت. منشِ ترجمه‌های مسعود شیربچه بر این ویژگی استوار است.
جریانِ سیلابیِ ترجمه در ایران امروز، متاسفانه بیش از وفادار بودن به متن و معنا، درگیر با تریبون و ویترین و نمایش رونمایی است. این فرض را می‌توان در تورق بسیاری از متون ترجمه‌ای در بازار رمق سوختۀ امروزمان دید: تلنبار کلماتی نامرتبط و جملاتی نامفهوم و بی‌سروته که هیچ حسی از متن و مفهوم را در ما برنمی‌انگیزند. در چنین حال و هوایی است که مترجم تلاش کرده است تا همراه با همراهی مخاطب در شناخت عمقی مفاهیم و انتخاب  واژه‌گان متناسب و دقیق، درک و حسِ تاویل واقعیت‌های بیرونی و درونی را برای مخاطب امکان‌پذیر کند.
این نکته برای ما ایرانیان که عموما با ترجمه‌هایی بد و متوسط، و به ندرت خوب و دلنشین سر کرده‌ایم می‌تواند نوید بازخوانی شایسته‌ای از کلاسیسیسم ادبیات جهان و نیز ایران را داشته باشد. بسیار خوشحالم که حالا، مسعود شیربچه دل پای در راه ژرف‌کاوی معانی و شناخت‌شناسی مفاهیم بلندی دارد تا پیام و دریافت‌های اعماق  ضمیر نویسنده و متفکری چون گاستون باشلار را به ما برساند.
 
چرا نگاه نکردم؟
     در کنار زندگی، فکر کردن و نوشتن کاری بس طاقت‌فرسا و بی‌انتها است. خاصه که از همان آغاز، شبکۀ مویرگی حیات اندیشه و ادب و نشر، در ستیز با هیولای وهم خوانده شدن یا نخوانده شدن، فروش رفتن یا فروش نرفتن، شمارگان و نوع کاغذ و ... دچار مانده است.
     بزرگترین هنری که در ترجمه خاک، به مخاطب خود ارزانی داشته می‌شود، جرات پرسیدن پرسش‌‎هایی از عناصر است. ما خود نیز عنصری از جمیع عناصر چهارگانه‌ایم. حال و روزمان، واقعیت‌های درونی و بیرونی‌مان، خودآگاه و ناخودآگاه‌مان و ضمائر گمشده‌مان در گنگی حروف الفبا همگی در صف یافتن پاسخی در خور هستند. پاسخی که جرات تاویل می‌تواند نویدبخش آرمیدن بر ننوی رویاهامان را در پی داشته باشد. حالا، می‌خوانیم تا دیگر دیدن و دیگر شنیدن ناب را تجربه کنیم. تجربه بهانه نمی‌خواهد. نشانه اصیلش همین عنصر است: خاک! خاک پذیرنده.
     چند روزی همراه با مرور فصل‌های شگرف این کتاب‌، در جستجوی نخستین منزل کاهنۀ شعر فارسی، خواهرک غمگینم، حضرت فروغ فرخزاد بودم. خانۀ پدری. تمام و کمال. با در و دیوارهایی که رنگ و بوی شهر را دارد. در ته کوچه‌ای که پسران عاشقش حالا، سینۀ خاک سرد گورستان خوابیده‌اند اما یادشان، در ذهن تمامی باشندگان تاریکی‌شکن جاری است که شعرهای خواهرکم؛ این کاهنۀ مرگ‌آگاه را در خاموشی و تنهایی خود زمزمه می‌کنند. این امتداد همان خاکی است که فروغ حقیقتِ باغچه‌ای را به مدد آن کشف کرد: ما حقیقت را در باغچه پیدا کردیم!
    عبور ناخودآگاه از نشانه‌ها، راهی به رهایی است: رهایی از دانستن و دانسته شدن. آیا این نیز فرمی از سلسله فرم‌هایی است که ناتورالیسم در جهان شتاب‌ها و بی‌رحمی‌ها در قاب رویاهای ما می‌نشاندش؟
     این عبور، بخشی از جستجوست: کندوکاو عناصر و هر آنچه که ماهیتش بسته به وجود آن عنصر است. باشلار فیلسوف تفنن واژه‌ساز و واژه‌تراش نیست. او جستجوگری تنهاست که پدیدارشناسی را پنجره‌ای برای نگاه به حال و نه گذشته و نه رویا و خاطره و یا خواب گشوده است. یک‌جورهایی رازآمیز ساختن معمولات و نشان‌دار ساختن‌شان در قالب معقولات. حس و بو و رنگ و دیگر صفات، جمله، بخش‌هایی از خود عنصر هستند. به همین خاطر است که در روبه‌رو شدن با هر اثر ناب هنری، صدایی در جان مخاطب برافروخته می‌شود. صدایی که طنین باد و توفان، شفافیت ابرها و آب، توفندگی آتش و خاکساری خاک را در خود دارد.
     ترجمه مسعود شیربچه از عنصرنگاری گاستون باشلار، تلاشی جانانه برای سفر کردن پا به پای مفاهیمی است که می‌توانند با حضور ما و روایت ما، آفریده شوند.

نویسنده : شاهرخ تندروصالح
درح خبر : 1400-02-27 17:31
بازدید : 2794



نظر کاربران :


نظر شما در باره این خبر :



اخبار مرتبط :

یادداشت علیرضا وزیری، نویسنده‌ی کتاب «روزی... شاید فردا» 
یادنامه‌ی بهمن یغمایی برای شهلا لاهیجی 
یادداشت دکتر فاطمه جعفرنیا به بهانه‌ی انتشار کتاب «تأثیر باورهای یهود در بازتولید نگاه جاهلی به زن» 
یادنامه‌ی صدرالدین طاهری برای شهلا لاهیجی 
کتاب «تاثیر باورهای یهود در بازتولید نگاه جاهلی به زن» منتشرشد 
یادنامه‌ی رامین مستقیم برای شهلا لاهیجی 
یادنامه‌ی دکتر علی باغدار دلگشا و زهرا برادران کاشانی برای شهلا لاهیجی 
یادنامه‌ی افسانه نجاتی برای شهلا لاهیجی 
یادنامه‌ی علیرضا محمودی ایرانمهر برای شهلا لاهیجی 
یادنامه‌ی محمدرضا یزدی‌زاده برای شهلا لاهیجی 
نوید سهامی: «هیچ‌چیز در جهان، بدون فروش موفق، واقعیت پیدا نمی‌کند.» 
روايت ميوه‌هاى درخت كهنسال سنت 
«ای کاش که جای آرمیدن بودی» 
«غریبه‌ای در ساحل» منتشر شد 
کتاب «انسان‌دوستی و خشونت» منتشر شد 
مجموعه داستان «روح» منتشر شد 
کتاب «نفرت و بیزاری» منتشر شد 
کتاب «رانده شده» منتشر شد 
«طومار شیخ شرزین» تجدید چاپ شد 
«کتابخانة نیمه‌شب» منتشر شد 
کتاب «از اصفهان تا ویرجینیا»، زندگی حرفه‌ای یک پزشک ایرانی، منتشر شد 
رمان «از زن تا زمین» منتشر شد 
کتاب «شکست سقف شیشه‌ای» منتشر شد 
کتاب «و سرانجام، زنان» منتشر شد 
«چمدان بی‌کسی» منتشر شد 
رونمایی و نقد کتاب «خواب‌های کاغذی» 
چاپ دوازدهم «ادبیات کودکان و نوجوانان» منتشر شد 
«حس و حال مشترکِ یک نسل» 
یادداشتی درباره‌ی کتاب «دست‌نوشته‌های گمشده» 
کتاب «پیدایش حیات» منتشر شد 
کتاب «پیدایش جهان» (بیگ بنگ) منتشر شد 
رمان «سنگ زنده، راز میکل‌آنژ» منتشر شد 
«رویای بارانی» عاشقانه‌ی چنار و پرنده 
پیام تسلیت به سرکار خانم پروین صدقیان حکاک 
«میشد اینجوری باشد اما نبود...» 
کتاب «مروری بر زندگی تراجنسیتی‌ها» منتشر شد 
راز سر به مُهرِ آن دوران 
«حکایت دختران قوچان» تجدید چاپ شد 
یادداشت بهمن یغمایی به بهانه‌ی انتشار کتاب «بیگانه کامو در آینه» 
کتاب «بیگانه کامو در آینه» نوشته‌ی کامل داود منتشر شد 
«دست‌نوشته‌های گمشده» به قلم فرانتس کافکا منتشر شد 
«سخن از زن در ایران نو» 
کتاب «زن در ایران نو» منتشر شد 
نمایشنامه «چهارراه» تجدید چاپ شد 
آرامیدن بر روی رویای خاک 
پنج اثر از بهرام بیضایی تجدید چاپ شد 
مجموعه داستان «عشقهای خنده‌دار» تجدید چاپ شد 
فیلمنامه‌ی «سفر به شب» نوشته‌ی بهرام بیضایی تجدید چاپ شد 
کتاب «تاریخ سرّی سلطان در آبْسکون» تجدید چاپ شد 
فیلمنامه «آوازهای ننه‌آرسو» تجدید چاپ شد 
رمان «بی‌خبری» تجدید چاپ شد 
نمایشنامه «افرا» به قلم بهرام بیضایی تجدید چاپ شد 
«شال‌گردن ماری کوری» تجدید چاپ شد 
کتاب «آنگلا مرکل» تجدید چاپ شد 
کتاب «خاک و رویاپردازی‌های آرمیدن (گفتاری در صور خیال درونبودگی)» نوشته‌ی گاستون باشلار منتشر شد 
اطلاعیه- مهلت تعویض کتاب «مثل آب برای شکلات» تا پایان اردیبهشت‌ماه 1400 
اطلاعیه- اطلاعات موردنیاز جهت بررسی و چاپ کتاب توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 
اطلاعیه- به دلیلِ شیوع گسترده‌ی ویروس کرونا، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان تا 31 فروردین‌ماه تعطیل است. 
پیام شهلا لاهیجی، مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 
رستم و ایران 
کتاب «رستم‌نامه» با اقتباس از «شاهنامه فردوسی» منتشر شد 
یادداشت سحر بهشتی به بهانه‌ی انتشار رمان «دورماندگی» 
خانم‌جانِ «خانم‌جانِ فاطمه»! 
یادداشت بهمن یغمائی به بهانه‌ی انتشار رمان «شال‌گردن ماری کوری» 
شرویندخت ایازی: «هر تغییری ابتدا می‌بایست در چهار دیواری شخصی ما رخ دهد» 
شهلا لاهیجی: «چهره‌ی دیگری در آسمان ادبیات زنان ایران پدیدار شد» 
رمان «خواب‌های کاغذی» منتشر شد 
یادداشت شرویندخت ایازی، نویسنده‌ی رمان «غزال، آهوی باغ زعفرانیه» 
یادداشت شهلا لاهیجی در ارتباط با انتشارِ نمایشنامه «چهارراه» 
تجدید چاپ شد 
رمان «زنان پیروز» منتشر شد 
کتاب «انقلاب مجارستان» تجدید چاپ شد 
مریم افشار: «آن باد، روایت زنانی‌ست ستم‌دیده اما عاشقِ زندگی» 
رمان «غزال، آهوی باغ زعفرانیه» منتشر شد 
یادداشت هایده وهاب‌زاده، به انگیزه‌ی انتشار کتاب «آنگلا مرکل» 
هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به عشق... 
اوست گرفته شهرِ دل... 
یادداشت شمیم شهلا به انگیزه‌ی انتشار کتاب «مفهوم تعزیه از نگاه بهرام بیضایی» 
رسول نظرزاده: ترس برخی مدیران از نمایشنامه‌های زنانه و غلبه نگاه رادیکالِ ضدمرد- تصویر رنج‌های زنان در قلم نویسندگان نسل‌های پیش حضور چشمگیرتری دارد 
یادداشت سحر بهشتی به انگیزه‌ی انتشار رمان «گیسوان بافته» 
کتاب «مفهوم تعزیه از نگاه بهرام بیضایی» نوشته‌ی شمیم شهلا منتشر شد 
رمان «مثل آب برای شکلات» تجدید چاپ شد 
مجموعه داستان «آن باد» منتشر شد 
کتاب «آنگلا مرکل» منتشر شد 
رمان «گیسوان بافته» منتشر شد 
نمایشنامه «جنگنامه‌ی غلامان» به قلم بهرام بیضایی تجدید چاپ شد 
تاراج‌نامه (ذیل جهانگشا) به قلم بهرام بیضایی تجدید چاپ شد 
نمایشنامه «مجلس ضربت زدن» به قلم بهرام بیضایی تجدید چاپ شد 
«مهمانی خداحافظی» به قلم میلان کوندرا تجدید چاپ شد 
«شوخی» به قلم میلان کوندرا تجدید چاپ شد 
یادداشتی به بهانه‌ی انتشار کتاب «مشروطه، زنان و تغییرات اجتماعی» 
یادداشت شهلا لاهیجی درباره‌ی کتاب «پدران و پسران از هم پاشیده» 
بیضایی معلم از راه دور است برای همه 
رسول نظرزاده: «چند دهه فعالیت قلمی زنان در زمینه تئاتر فراموش شده است» 
کتاب «داستان‌های شرقی» پس از سال‌ها تجدید چاپ شد 
پژوهشی درباره خشونت علیه زنان در ایران به قلم مهرانگیز کار 
«حکایت دختران قوچان» را بخوانیم... 
یادداشت رامین مستقیم، مترجمِ کتاب «بحران» 
یادداشت بیتا عسگری، مترجمِ کتاب «عامل نشاط» 
نمایشنامه «چهارراه» نوشته‌ی بهرام بیضایی منتشر شد 
کتاب «عامل نشاط» (10 روش دستیابی به سلامتی و شادی) منتشر شد 
کتاب «بحران» منتشر شد 
جلد دوم کتاب «نگاهی به تجارب زنان کارآفرین در ایران» منتشر شد 
پیام تسلیت 
نمایشنامه «چهارراه» به قلم بهرام بیضایی به زودی منتشر می‌شود 
بهرام بیضایی: «من این روزها هیچ شرکتی در هیچ جشن و آیینی ندارم!» 
شهلا لاهیجی: «باز هم هفته ی کتاب...!» 
یادداشت افسانه نجم‌آبادی، نویسنده‌ی کتاب «حکایت دختران قوچان» به انگیزه‌ی چاپِ مجددِ کتاب 
مجموعه روایت «درختان در مهتاب هم می‌رویند» نوشته‌ی نوذر اسمعیلی منتشر شد 
«ژاک و اربابش» تجدید چاپ شد 
«کتابِ خنده و فراموشی» تجدید چاپ شد 
معرفی کتاب «مشروطه، زنان و تغییرات اجتماعی» با حضور علی باغدار دلگشا، نویسنده‌ی کتاب 
رمان «سلاخ‌خانه‌ی شماره‌ی پنج» تجدید چاپ شد 
بخشی از فیلمنامه‌ی «سفر به شب» نوشته‌ی بهرام بیضایی 
سعید سلطانی طارمی: «سَریه یک حماسه است» 
یادداشت نرجس خدایی، نویسنده‌ی مجموعه داستان «فهرست ترس‌ها» 
بخشی از نمایشنامه‌ی «مجلس ضربت زدن» نوشته‌ی بهرام بیضایی 
بخشی از متنِ پشت جلد کتابِ «شناخت هویت زن ایرانی» نوشته‌ی شهلا لاهیجی، به همراه سروده‌ای از سعید سلطانی طارمی درباره‌ی ایران، سرزمینِ ما 
کتاب‌های پرفروش انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 
شهلا لاهیجی: «در غرفه‌ی روشنگران از کیسه پلاستیک برای حمل کتاب‌ها خبری نیست...» - (ویدیو) 
یک دقیقه در غرفه‌ی روشنگران- (ویدیو) 
شناخت هويت زن ايرانی در كتابفروشی‌ها 
معرفی کتاب‌های جدید روشنگران 
معرفی کتاب‌های جدید روشنگران 
شهلا لاهیجی: «امسال در غرفه‌ی روشنگران، سال پوزش از زمین و آسمان است» 
مراسم رونمایی از تازه‌های نشر روشنگران در نمایشگاه کتاب 
شهلا لاهیجی: «هیچ‌وقت جا نزده‌ام» 
فهرست کتاب‌های نشر روشنگران در نمایشگاه کتاب 1398 
زهرا امینی: «وَنِسا و ویرجینیا» رمانی حول محور زندگی «ویرجینیا وولف» 
«چیستی فمینیسم» تجدید چاپ شد 
«عقده‌‌ی سیندرلا» تجدید چاپ شد 
اولین رمانِ سعید سلطانی طارمی با عنوان سَریه [زن پیر رها شده در کوهستان] منتشر شد 
نشر روشنگران در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، فروشِ کتاب دارد 
سال نو مبارک 
رمان «داستان پسرم» بعد از 24 سال دوباره اجازه‌ی انتشار گرفت 
یادداشت شهلا لاهیجی به مناسبت روز جهانی زن (8 مارس) 
رمان «وَنسا و ويرجينيا» نوشته‌ي سوزان سلرز با ترجمه‌ي زهرا اميني منتشر شد 
مجموعه داستان «فهرست ترس‌ها» به قلم نرجس خدایی منتشر شد 
نقد و بررسی کتاب «تخم پوچ» در موسسه فانوس ادب البرز 
اندکی با زندگی مهتاب... 
یادداشتی از زیبا لاهیجی، مدیر نشر «دامون» به انگیزه‌ی انتشار دو اثر تازه 
كابوس يك تولد 
«شوق لبخند، برق آینه و یک استکان چای زعفرانی» به قلم نوذر اسمعیلی منتشر شد 
دو اثرِ جدید توسط نشر «دامون» منتشر شد 
مجموعه داستان «زندگی مهتاب» به قلم ابوالفضل مجیدیان منتشر شد 
بازتولید ساخت سیاسی در پرتو گفتمان زنانگی در نشریات دهه‌ی هفتاد ایران 
یلدا مبارک... 
کتاب «مشروطه، زنان و تغییرات اجتماعی» در یازدهمین «جشنواره ملی حرکت» حائز رتبه اول کشوری گردید 
پیام تسلیت 
نقد و بررسی رمان «تخم پوچ» در کانون داستان ملل 
نشست معرفی کتاب «شناخت هویت زن ایرانی ۲» در کتابخانه فرهنگسرای شفق 
پیام تبریک شهلا لاهیجی به مناسبت 8 مارس؛ روز جهانی زن 
یادداشتی از دکتر نادر نظری به انگیزه‌ی حضور در مراسم رونمایی از تازه‌های نشر روشنگران 
اقتصاد نشر در حال فروپاشی است 
کتاب «نشریات ویژه زنان» تجدید چاپ شد  
خیز زنان برای تصاحب کرسی های مجلس دهم- زنان ایران برای ورود به عرصه رقابت های انتخاباتی آماده می شوند 
محمدرضا مرزوقی: «با خبرنگاران دوست نشو، می‌شوی دل نبند و دل می‌بندی به عاقبتش بیندیش» 
آژیدهاک؛ شکوه گر از روزگار...  
چرا در نمایشگاه کتاب شرکت نکردیم!! 
لاهیچی: «یا نان نیست یا دندان»! 
اطلاعیه‌ی زمان مراسم خاکسپاری شهلا لاهیجی 
شهلا لاهیجی رهسپار دیار حقیقت شد 
گزارش از نشست «معرفی و نقد کتاب شناخت هویت زن ایرانی» 
«مشروطه، زنان و تغییرات اجتماعی» منتشر شد 
مکتوبات خیالی (اسنادی از گفتمان سیاسی عصر مشروطه) منتشر شد 
یادداشت اختصاصی علی باغدار دلگشا 
«پدران و پسران از هم پاشيده» منتشر شد 
«يادواره‌ی هايپيشيا» منتشر شد 
گزارشِ مراسم رونمایی از کتاب «تخم پوچ» در دفتر سینمای جوان کرمانشاه 
انتشارات روشنگران در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور دارد اما فروشِ کتاب ندارد! 
پیشنهاد نوروزی عصمت عباسی: رمان «در جستجوی فرخنده» 
جلد دوم کتاب «شناخت هویت زن ایرانی» منتشر شد 
سه عنوان کتاب از انتشارات روشنگران با 40 درصد تخفیف در طرحِ اپلیکیشن طاقچه 
اثری عاشقانه در بطن ماجراهای سیاسی 
پرفروش‌های نشر روشنگران در دی‌ماه 1396 
آب شرمنده‌ی آتش شد 
کتاب‌های پرفروش نشر روشنگران در مهرماه 1396 
مراسم رونمایی و روخوانی از کتاب «بعد پنجم- پیش از گذشته» 
«عَشَقه» رحمانیان به کتابفروشی‌ها رسید 
بيضايي و كوندرا همچنان پرطرفدار هستند 
اوتیسم در رمانی با چاشنی عشق، مهاجرت و تنهایی 
گزارشی از مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در تئاترشهر 
محمد رحمانیان در مراسم رونمایی از تازه‌های نشر روشنگران سخنرانی خواهد کرد 
رونمایی از تازه‌های انتشارات روشنگران در تالار مشاهیر مجموعه‌ی تئاترشهر 
شهلا لاهیجی: «مطمئن هستم شما نیز «متولد شانزده آگوست»؛ جدیدترین اثر سپیده محمدیان را به جد دوست خواهید داشت.» 
پرفروش‌های نشر روشنگران در تیرماه 1396 
اجراي قانون اساسي، مهم‌ترين خواسته ما است 
یادداشتی از شهلا لاهیجی درباره‌ی رمان «پشت حصار» 
بخشی از رمان «سه نقطه در رویا» نوشته‌ی سهیلا مهاجر ایروانی 
بخشی از رمان «بن‌بست خاله رُزا» نوشته‌ی علیرضا مجابی 
سهیلا مهاجر ایروانی: «سه نقطه در رویا؛ قصه‌ی سه زن از سه گوشه‌ی متفاوت دنیا و با یک نقطه اشتراک...» 
علیرضا مجابی از رمان «بن‌بست خاله رُزا» می‌گوید... 
یادداشتی از ف-نوری؛ نویسنده‌ی رمان «بُعد پنجم پیش از گذشته» 
انتشار رمانِ «بُعد پنجم پیش از گذشته» به زبان آلمانی 
پیام تسلیت انتشارات روشنگران در پی درگذشت مریم میرزاخانی 
کتاب‌هایی برای شنیدن 
نگاهی به تازه‌ترین کتاب‌های صوتی نشر روشنگران 
«درباره‌ی آزادي» و «لاك نقره‌اي» را بشنويد! 
رمان «متولد 16 آگوست» به قلم سپیده محمدیان منتشر شد 
پیام تسلیت انتشارات روشنگران در پی وقوع حوادث تروریستی در تهران 
شهلا لاهیجی: «بالاخره بخت با ما یار شد...» 
معرفی کتاب «دیگری» در خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) 
«عشقهای خنده‌دار» میلان کوندرا به چاپ پانزدهم رسید 
بخشی از کتاب صوتی «لاک نقره‌ای» 
مجموعه داستان کوتاه «لاک نقره‌ای» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
بخشی از کتاب صوتی «درباره‌ی آزادی» 
کتاب «درباره‌ی آزادی» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
رمانی اجتماعی بعد از سال‌ها از محاق در آمد 
کتاب‌های تازه نشر روشنگران از بیضایی تا یک کتاب انتخاباتی 
متن تکذیبیه‌ی شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 
پیام تبریک شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران به مناسبت پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 
بنفشه حجازی: «رای دادن، حفظ آخرین سنگرِ جمهوری‌ست.» 
من فارغ از شور انتخاباتى كه وجود دارد به آقاى روحانى راى خواهم داد 
در انتخابات شرکت می‌کنم و به حسن روحانی رای مشروط می‌دهم 
به روحانی رای می‌دهم 
به حسن روحانی رای می‌دهم 
ما رای می‌دهیم تا آرامش ادامه یابد 
کتاب «شوخی» میلان کوندرا به چاپ شانزدهم رسید 
شهلا لاهیجی از «روایت حوا و خوشه‌ی گندم» می‌گوید... 
«سفر به شب» بهرام بیضایی پرفروش‌ترین کتابِ روشنگران در نمایشگاه کتاب 
معرفی رمان «از روزهای اخگر و زنگار» 
اگر نمی‌توانید در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور داشته باشید... 
آخرین اخبار سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سایت و کانال نشر روشنگران 
نشر روشنگران در سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 
«عقده‌ی سیندرلا» به چاپ سوم رسید 
کتاب «جنسیت و فلسفه سیاسی انتخابات» منتشر شد 
رمان «از روزهای اخگر و زنگار» منتشر شد 
کتاب «درام کودک با استعداد بودن» منتشر شد 
فیلمنامه‌ی «سفر به شب» بهرام بیضایی به زودی منتشر می‌شود... 
پیام تبریک مدیر انتشارات روشنگران به مناسبت فرارسیدن عید نوروز 
به مناسبت فرارسیدن عید نوروز 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «گفتمان زنانه» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «تحلیلی بر بازتاب اسطوره در سینمای بهرام بیضایی» 
بخشی از رمان «در جستجوی فرخنده» با صدای نویسنده 
معرفی کتاب «حلقه- نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران» با صدای نویسنده 
شهلا لاهیجی: «چشم به راهِ دولتِ کلید و امید می‌مانیم» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «نامه‌های زنان ایرانی» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی مجموعه داستان «او می‌برد» 
علیرضا مجابی از رمان «در جستجوی فرخنده» گفت... 
یادداشت اختصاصی مترجم کتاب «مکبث» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «تغییرات اجتماعی در ایران از نگاه مورخان پارسی‌نویس-بلعمی تا جوینی-» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی رمان «بعد پنجم- پیش از گذشته» 
معرفیِ کتاب «دیگری» توسط شهلا لاهیجی 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان» 
یادداشتِ اختصاصی نویسنده‌ی رمان «پشت حصار» 
یادداشتِ اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «وقایع‌نگاریِ نگاه» 
یادداشت اختصاصی رامین مستقیم؛ مترجمِ کتاب «حقوق انسان» 
گزارشی از مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های نشر روشنگران در سال 95 
گزارش تصویری 
مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های نشر روشنگران 
کتاب «تیغ و سنت» نوشته‌ی رایحه مظفریان منتشر شد 
یادداشت نوذر اسمعیلی به انگیزه‌ی انتشار مجموعه داستان «وقایع‌نگاریِ نگاه» 
کتاب «خاش و گلبرگ‌های خشخاش» منتشر شد 
یادداشتی بر کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
زن، صلح، محیط زیست، جامعه مدنی 
مراسم آغاز به کار و اعلام موجودیت كانون عالی زنان و توسعه پايدار ايران همراه با رونمایی از کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
یادداشت علیرضا مجابی؛ نویسنده رمان «در جستجوی فرخنده» 
رمان «در جستجوی فرخنده» منتشر شد 
بالاخره یکی باید بایستد ... 
بچه‌های «پشت حصار» ... 
رمان «پشت حصار» منتشر شد 
رمان «در جستجوی فرخنده» به زودی منتشر می شود... 
«روانشناسی توده ها» تجدیدچاپ شد 
«مهمانی خداحافظی» میلان کوندرا به چاپ هشتم رسید 
کانال رسمی انتشارات روشنگران در تلگرام 
مکبثِ منظوم 
ترجمه‌ی منظوم «مکبث» منتشر شد- همزمان با چهارصدمین سالگرد درگذشت ویلیام شکسپیر 
منوچهر انور: « گفتار در نمایش باید کمی بی‌ادبی باشد، نه ادبی» 
زنِ ایرانی و اجتماعی شدن در عصر مشروطه 
«نامه‌های زنان ایرانی» منتشر شد 
قصه‌گویی برای کتابداران 
برای آنهایی که جهان را تنها در چهار بُعد نمی‌بینند! 
رمان «بُعد پنجم- پیش از گذشته» منتشر شد 
کتاب «جامعه‌شناسی خانواده» تجدیدچاپ شد 
ویرایش جدید کتاب «ادبیات کودکان و نوجوانان» منتشر شد 
دیدار با «دیگری» 
کتاب «دیگری» منتشر شد 
کتاب «بررسی روان‌شناختی خودکامگی» تجدیدچاپ شد 
در دفاع ازجهان‌نو 
معرفی کتاب های پرفروشِ انتشارات روشنگران در ماه گذشته 
یادداشتی از شهلا لاهیجی به انگیزه‌ی انتشار ترجمه‌ی انگلیسی نمایشنامه‌ی «فتحنامه‌ی کلات» 
یادداشتی از بهرام بیضایی برای منوچهر انور 
نمایشنامه‌ی «فتحنامه‌ی کلات» به زبان انگلیسی ترجمه شد 
چرا حقوقِ انسان؟ 
سمانه امیری و «کمی آن طرفتر»... 
بنفشه حجازی: «جنازه‌ی کتاب بر دستمان مانده!» 
 
کتاب «حلقه»-«نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران» منتشر شد 
مریم افشار: اسطوره دنیایی اسرارآمیز است 
«پیام فوری از مادر زمین» : مادر زمین به کمک شما نیازمند است!! 
اول زیارت اهل قبور، بعد زیارت اهل کتاب 
کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
اطلاع از آخرین اخبار و فیلم و عکس های نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در نمایشگاه کتاب 
هدف از برگزاری نمایشگاه، صرفا فروش کتاب نیست! 
شهرو خبر کن خبر کن بگو... 
یادداشتی از شقایق فیروزی؛ نویسنده مجموعه داستان های کوتاه «او می برد» 
مجموعه داستان کوتاه «او می برد» توسط انتشارات روشنگران منتشر شد 
یادداشتی بر کتاب «تغییرات اجتماعی از نگاه مورخان پارسی نویس: بلعمی تا جوینی»  
کتاب «تغییرات اجتماعی در ایران از نگاه مورخان پارسی نویس-بلعمی تا جوینی-» منتشر شد 
کتاب «اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان» منتشر شد 
پرچمداری زنان ایران در زمینه تحقق اهداف سند توسعه هزاره  
جامعه شناسی، عینیت و جنسیت  
خیز زنان برای تصاحب کرسی های مجلس دهم- رونمایی از طرح تغییر چهره مردانه مجلس 
کتابی با فصل های متفاوت نسبت به آثار فلسفی- با تماشای تلویزیون هم می توانید فیلسوف شوید 
تجربه نوشتن از بهرام بيضايی 
گفتگوی خبرگزاری کتاب ایران با «مریم افشار»  
یادداشتی از دکتر علی سراج در ارتباط با کتاب «گفتمان زنانه» 
کتاب «تحليلي بر بازتاب اسطوره در سينماي بهرام بيضايي» منتشر شد  
«گفتمان زنانه»؛ تازه‌ترین اثر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان بر پیشخوان کتابفروشی‌ها  
پرینوش صنیعی: سکوت رسانه ها بهتر از ایجاد مشکلات پیش بینی نشده است! 
یادداشت عصمت عباسی به انگیزه صوتی کردن کتاب «اگر بودی میگفتی...» 
تب نمایشگاه کتاب- یادداشت شهلا لاهیجی منتشر شده در روزنامه آرمان 
یادداشت همایون عالمی؛ نویسنده کتاب «سایه های نور» 
انتشار شش داستان از کتاب منتشر نشده «علیرضا محمودی ایرانمهر» 
خودمان را باور کنیم و به خودمان اعتماد داشته باشیم  
«ميلان كوندرا» به قرباني شدن انسان در جوامع توتاليته مي‌پردازد  
شهلا لاهیجی: «با حذف نام بیضایی نمی توانند او را از دنیای هنر حذف کنند!» 
بوطیقای فضا بیانگر مفهوم متفاوتی از فضا و سکونت  
طاهره صدیقیان: «هیچ عشقی ارزش تحمل خشونت را ندارد!» 
سلطانی: خودشان به خودشان جایزه می دهند!  
علیرضا زندی: «ژانر وحشت در ادبیات ایران مهجور مانده» 
بهرام بیضایی: «امیدوارم اشتباه بزرگی نکرده باشم» !  
محدودیت فضای سالن روشنگران را بر ما ببخشید....  
«چهلم»؛ کتاب برگزیده روشنگران در سال 89  
«ستون های زمین» منتشر می شود  
کتاب «روند دگرگونی ادبیات نمایشی زنان ایران (از 1289 تا 1357)» به قلم رسول نظرزاده منتشر شد 
زنی برای تمام فصول (سینمای اجتماعی و رخشان بنی‌اعتماد) 
کتاب «نظريه‌ی رمان: از رابله تا مارکز» منتشر شد 
کتاب «زن در قصه‌های پریان» منتشر شد 
حلقه کتابخوانی صلح 
رونمایی از کتاب «تخم پوچ» در دفتر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 
اینجا فروشگاه نیست! 
۸ مارس؛ روز جهانی زن بر تمام مردم دنیا فرخنده باد 
بررسی روانشناختی فرهنگ خودکامگی با حضور دکتر علی صاحبی 
او بیش از هر کس ایرانی است 
شهلا لاهیجی: «روحانی ناامید و ناامیدترمان می‌کند» 
بخشی از رمان «باید حرفای دیشبمو جدی می‌گرفتی!» نوشته‌ی محمدرضا مرزوقی 
کتاب‌های پرفروش‌ نشر روشنگران در آبان 1396 
اهدا عواید فروش کتاب «پشت حصار» به فرزندان ایتام و معلولین 
گزارشی از مراسم رونمایی و روخوانی از کتاب «بُعد پنجم- پیش از گذشته» در انجمن فرهنگی اتریش در تهران 
رونمایی و نقد و بررسی رمان «در جستجوی فرخنده» در شهر کتاب «مهرشهر» 
شهلا لاهیجی: «نمایشگاه‌های فرهنگی، محلی برای دعوای دولت ها نیستند» 
«آینه‌های روبرو»؛ آتشی که دوباره شعله‌ور شد 
یادداشت نویسنده‌ ایرانی برای چاپ رمانش به آلمانی 
«باید حرفای دیشبمو جدی می‌گرفتی!» از حصر آزاد شد! 
رمانی که پس از سال‌ها بالاخره توانست مجوزِ چاپ بگیرد! 
شهلا لاهیجی از رمان برگزیده‌ی سال 88 گفت... 
همدلی با کودک درون 
جای بزرگ بیضایی در خانه خالی است 
موقعیت اضطراری و معیارهای اخلاقی در سینمای اصغر فرهادی کتاب شد- روایتی تلخ از مادران اوتیسمی در یک رمان 
شهلا لاهیجی از رمان «و دیگران» گفت... 
«پولک سرخ»؛ اولین رمان محبوبه میرقدیری 
رمان «در جستجوی فرخنده» طنزی تلخ از تنهایی انسان مهاجر امروز 
شهلا لاهیجی: همراه شو عزیز! 
شهلا لاهیجی: همراه شو عزیز هموطن! 
به روحانی رای می‌دهم... 
یادداشتی از شهلا لاهیجی به انگیزه‌ی انتشار کتاب «درام کودک بااستعداد بودن» 
تازه‌های نشر روشنگران در بهار 96 
خرد جمعی می‌گوید دوباره به روحانی رای بدهیم- با «سفر به شب» استاد بیضایی می‌آییم 
یادداشتی از نیسان فروزین؛ مترجمِ کتاب «درام کودک با استعداد بودن» 
در هر جایی، حضور خود را نشان دهید 
اثر تازه‌ای از بیضایی در راه است 
معرفیِ کتاب «تیغ و سنت» با صدای نویسنده 
رونمایی از ترجمه‌ی انگلیسی کتاب «فتح‌نامه‌ی کلات» 
یادداشت نویسنده‌ی رمان «خاش و گلبرگ‌های خشخاش» 
کتاب «بوطیقای فضا» در لیست «چهل پیشنهاد نوروزی کتاب» روزنامه‌ی آرمان امروز 
مجموعه داستان «وقایع‌نگاریِ نگاه» منتشر شد 
کتاب‌های پرفروش‌ نشر روشنگران در بهمن‌ماه 1395 
معبود حسیبی از کتاب «خاش و گلبرگ‌های خشخاش» می‌گوید.. 
به بهانه‌ی پنجاهمین سال درگذشت فروغ فرخزاد 
بخشی از کتاب صوتی «روایت حوا و خوشه‌ی گندم» 
گزارش تصویری از مراسم آغاز به کار «کانون عالی زنان و توسعه پایدار ایران» به همراه رونمایی از کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
از میان دفترچه‌های دهه‌ی شصت... 
شب بیضایی 
خوانش نمایشنامه «شب هزارویکم» در تالار مشاهیر تئاترشهر 
جاده‌های جهانی 
جاده‌های جهانی 
آنونس فیلم «مستند رزا»؛ به مناسبت 17 مرداد روز خبرنگار 
بادکنک‌های نارنجی؛ نماد ایستادگی تا منع ازدواج کودکان 
منتخبی از فایل صوتی کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» 
از نگاهی خاص... 
یادداشت علیرضا مجابی درباره‌ی ضرورت صوتی کردن کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» 
زنان ایرانی سرود صلح و آشتی برای جامعه جهانی سر می دهند  
نگاهی به آثار «آلبا دسس پدس»؛ نویسنده، شاعر و روزنامه نگار ایتالیایی 
پیشنهاد نوروزی محمدرضا مرزوقی: کتاب «احساس تنهایی و توتالیتاریسم» 
پیشنهاد نوروزی علیرضا مجابی: «کتاب خنده و فراموشی» 
پیشنهاد نوروزی پژمان ابوالقاسمی: کتاب «درباره آزادی» 
پیشنهاد نوروزی پروین پناهی: کتاب «بارداری بی هنگام آقای میم»  
نمی توان با انتخابات قهر کرد 
استمداد زنان ایرانی از رهبر انقلاب برای تجدید رسیدگی به صلاحیت نامزدهای انتخاباتی 
جنسیت، تجربه مشارکت و جهان بینی سیاسی  
شهلا لاهیجی: شورای نگهبان صلاحیت کاندیداهای زن را تایید کند 
یادداشت اختصاصی از پروین پناهی؛ به انگیزه انتشار کتاب «نقد تطبیقی اضطراب در اشعار فروغ فرخ زاد و غادة السمان»  
جنسیت، همدلی و شایسته سالاری 
فعالیت های کمپین تغییر چهره مردانه مجلس در تقابل با منافع جمهوری اسلامی ایران نیست 
انتخابات مشارکتی و پدیداری به نام زن 
جنسیت، انتخابات و نفی خودکامگی 
تا بهارستان راهی نیست  
سانسور یا جامعه پذیری زبان 
زبان سانسور و سانسور زبان  
حرف‌هایی درباره سانسور در گفتگو با «شهلا لاهیجی»؛ شاید این مصاحبه هم چاپ نشود  
چرایی جهانی نشدن ادبیات معاصر ایران؛ از خودسانسوری تا کمبود خلاقیت 
متنی از «اوریانا فالاچی» 
جنسیت و قدرت در حوزه عمومی (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل)  
جنسیت، تبعیض مثبت و دموکراسی (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
از ترجمه ی شعرهایی که خواب دیده ام  
خاطره‌ی اولین برخورد شهلا لاهیجی با سانسور در جایگاه یک خبرنگار 
فضیلتی به نام نامیِ نافرمانی 
یادداشت شهلا لاهیجی در روزنامه اعتماد 
يادداشت شهلا لاهيجي در روزنامه جهان صنعت 
محمدیان: «حمید فرخ نژاد» در آشنایی‌ام با فضای جنوب نقش بسزایی داشت 
شهلا لاهیجی: «روزی دنیا دربرابر سوریه شرمنده می شود»  
آریایی ها؛ قاتل دموکراسی در عهدباستان  
کتابخانه زنان به نقل از مجله زنان 
آی عشق چهره آبی‌ات پیدا نیست 
جنسیت و مشارکت در قانونگذاری (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 

تماس با ما

بازدید امروز : 467
بازدید دیروز : 1046
بازدید ماه جاری : 43025
کل بازدید ها : 50546
 

کاربران آنلاین :  1
 

  تلفن دفتر فروش : 88723936 - 88722665
  نمابر : 88722665 
  ایمیل : roshangaran68@gmail.com 
  آدرس : خیابان یوسف آباد میدان فرهنگ – خیابان 33 – نبش آماج – شماره 21- واحد 3

کلیه حقوق این سایت متعلق به انتشارات روشنگران می باشد.