اگر غم لشگر انگيزد...

اگر غم لشگر انگيزد...


اگر غم لشگر انگيزد...

سایت روشنگران: نشریه «اندیشه پویا» بخشی از یادداشت شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران را بدلیل طولانی بودن، حذف کرده است. در ادامه متن کامل این یادداشت را می خوانید...  
 
 
 
جامعه‌شناسان و روان‌شناسان اجتماعي بر اين عقيده‌اند كه عارضه‌ي افسردگي و روان‌پريشي يك عارضه‌ي فراگير جهاني است. حتي از اين نيز فراتر رفته، مي‌گويند اين عارضه در ميان مردم كشورهاي پيش‌رفته و صنعتي بيشتر از كشورهاي در حال توسعه يا توسعه نيافته است. آنچه آنان به آن استناد مي‌كنند، آمار بالاي خودكشي، اعتياد، جنايت، عادات مذموم تجاوز و حتي كشتارهاي زنجيره‌اي و مانند اين‌ها است.
 
روان‌شناسان اجتماعي در جوامع پيشرفته، از عارضه‌ي افسردگي با عنوان «عارضه‌ي بي‌دردي و يا عواقب زندگي در كشورهاي بسيار پيشرفته و مرفه و ماشيني شده» نام مي‌برند.
 
«دين‌باوران» بر اين اعتقادند كه اين عوارض در كشور پيشرفته، معلول تقابل مدرنيته با اعتقادات ديني و مذهبي است و راه تقابل با آن، گسترش دين‌باوري و تبليغات گسترده در اين صحنه است. به همين جهت رسانه‌هاي غربي همگي داراي بخش‌هاي متعددي در باب تبليغات ديني البته در اَشكال تحول يافته و امروزي شده و همچنين مباحث روان‌شناسانه در ضديت با افسردگي در سطوح بسيار عاميانه از تقريباً‌ تمامي شبكه‌هاي تلويزيوني شرق و غرب پخش مي‌شود و در بسياري نقاط جهان خود نوعي كسب و كار است. اين شكل از افسردگي در تقسيم‌بندي‌هاي جهاني از آن كشورهاي «شمال» و ثروتمند است به همين جهت در جوامع در حال توسعه يا توسعه نيافته براي توجيه و پوشاندن علل عقب‌ماندگي خود از مصاديق زندگي‌هاي صرفاً دنيوي و ثروت و رفاه آن را مذموم و ناپسند جلوه مي‌دهند. اما اندوه ناشي از رنجي كه بر انسان وارد مي‌شود هر چند ممكن است اگر مراقب نباشيم مارا به دام عارضه‌ي افسردگي بيفكند اما در بنياد از جنس ديگري است. رنج و اندوه ناشي از آن معمولاً‌ در پي رويدادي است كه ناگهان بر زندگي انسان آوار شده است.
 
در صورتي كه «عارضه افسردگي» از نوع «شمالي» مي‌تواند گهگاه بي‌دليل باشد به اين معنا كه شخص بيمار به هيچوجه نتواند علت بيماري خود را بيان كند.
 
برخي از جامعه‌شناسان نظير «هانا آرنت» وضعيت اجتماعي جوامع را هم يك دليل عمده‌ي «اپيدمي افسردگي» در بعضي كشورها مي‌داند. هانا آرنت بر اين باور است كه در جوامع «توتاليتر» يا «ديكتاتوري زده» كساني كه در آن جوامع زندگي مي‌كنند به رغم داشتن خانواده و همسر و فرزند به شدت احساس تنهايي مي‌كنند واين احساس آن‌ها را از ايجاد ارتباط با ديگران باز مي‌دارد. زيرا يكي از روش‌هاي سيستم‌هاي توتاليتر براي تسلط حكومت ايجاد عدم اعتماد ميان مردم است. اين بازي سياسي اثرهاي مخربي در شكل‌گيري جامعه دارد. زيرا در تعاريف معقول و قابل قبول جامعه به تجمعي از مردمان گفته مي‌شودكه نه تنها داراي نظم پايدار هستند بلكه افراد آن با تماس دائم با يكديگر و ايجاد تفاهم، همدلي، منافع مشترك، علايق همسان موفق مي‌شوند با به وجود آوردن نهادهاي مدني و تكثر آزاد، جامعه‌اي رنگين و پر نشاط، با انواع عقايد و آرا به وجود آورند كه به «جامعه» معناي واقعي مي‌بخشد. اين در حالي است كه هر تجمعي را نمي‌توان «جامعه» ناميد از جمله افراد جوامع توتاليتر هرگز جامعه‌ به معناي واقعي آن نيستند بلكه تجمعي از انسان‌ها هستند كه بدون ايجاد ارتباط با يكديگر كه ناشي از عدم اعتماد است در كنار هم زندگي مي‌كنند. اما احساس تنهايي حتي در جوار همسر و فرزندان يا پدر و مادر افسردگي آنان را كاهش نمي‌دهد و درمان نمي‌كند.
 
به هر حال اگر بخواهم بار ديگر به بحث رنج و اندوه ناشي از آن كه ممكن است به افسردگي ختم شود بازگرديم بايد دست‌كم آن‌ها را به دو بخش تقسيم كنيم.
رنج‌هاي دسته‌جمعي: معدني در چين فرو مي‌ريزد. شاگردان مدرسه در مسكو قتل‌عام مي‌شوند، زلزله و سونامي ناشي از آن در ژاپن بسياري را مي‌كشد و بسياري مناطق مسكوني را غيرمسكوني و غيرقابل زندگي مي‌سازد رنج عمومي طبيعت باشد. معمولاً برخلاف آنچه به نظر مي‌رسد تحمل آن آسان‌تر و واكنش نسبت به آن كمتر است. در بسياري مواقع اين امر چاره‌ناپذير نيز هست زيرا همگان گرفتار درد خويشند و هم‌دردي كمتري نسبت به ديگران نشان مي‌دهند. اما علي‌رغم كمي همدردي، «درد مشترك» آسيب‌ديدگان زنده مانده را به يكديگر نزديك‌تر مي‌كند. اين نزديكي حتي ممكن است آنان را به سوي تشكيل شكلي از «جامعه»ي آسيب ديده رهنمون شود. آسيب‌ديدگان سعي مي‌كنند خواسته‌هاي خود را با ديگران همسان كنند. هر كسي مسئوليتي را به عهده مي‌گيرد. گروه‌هاي امدادرساني مشترك تشكيل مي‌شود. همه سعي مي‌كنند تقسيم كمك غذايي و دارويي و بهداشتي عادلانه صورت گيرد. اشك‌هاي همه براي همه است.
 
به ندرت ديده شده علي‌رغم ابعاد بزرگ فاجعه، فاجعه‌ديدگان دچار افسردگي شوند. ممكن است نسبت به طبيعت براي ظلمي كه بر آنان روا داشته و حكومت‌ها به دليل غفلت در اَشكال كمك‌رساني خشمگين شوند و خشم خود را به تيزي و تندي بروز دهند اما افسردگي؟ نه! من راه مبارزه با افسردگي را از آنان آموختم و به همين دليل در رنج و اندوهي كه كم نبوده و بر من روا داشته شده اندوه ناشي از رنج خود را با «خشم» تاخت زده‌ام.
 
اول از همه آموختم كه در رنج‌هاي مردمان ديگر و اندوه آنان شريك شوم و آموختم براي اين مشاركت مرزها را فراموش كنم. اگر «بوكو حرام» در روز كريسمس در سودان نمازگذاران يك كليسا را قتل‌عام مي‌كند. اگر در رواندا بيش از هشتصد هزار زن و كودك بي‌گناه در جنگ‌هاي قبيله‌اي به ضرب قمه و چاقو قتل‌عام مي‌شوند و يا زنان و حتي كودكان از دختر و پسر مورد تجاوز قرار مي‌گيرند، اگر دويست دانش‌آموز در سودان جنوبي توسط بكوحرام ربوده مي‌شوند و معلوم نيست چه بر سرشان آورده‌اند، در تمام اين مصايب كه كم هم نيستند و هر روز اخبار زيادي در اين مورد در جهان منعكس مي‌شود، براي من ديگر تنها شنيدن ارقام آسيب‌ديدگان مهم نيست من هم خودم را يكي از آن‌ها احساس مي‌كنم و همان خشمي را كه قبلاً در موردش گفتم از خود بروز مي‌دهم. مي‌نويسم، با ديگران در ميان مي‌گذارم، ديگران را به واكنش دعوت مي‌كنم. گهگاه به جاي خلوتي مي‌روم و فرياد مي‌كنم. اما تلاش مي‌كنم اشك نريزم. گهگاه چشمايم مي‌سوزد و موج اشك را در آن حس مي‌كنم اما سعي‌ام بر اين است كه فرو ريختن آن‌ها را كنترل كنم.
 
اما رنج‌هاي فردي و اندوه طاقت‌فرساي ناشي از آن باز از جنس ديگري است. فاجعه بر سر من، منِ من آوار شده‌ و اندوه ناشي از آن قلب مرا و فقط مرا در پنجه‌هاي خود مي‌فشارد، مرگ يك عزيز. شكست در كاري كه به آن دلبسته بوديم، بر باد رفت اميدي كه به حتميت آن باور داشتي و حساب‌هايت درست در نيامده و تبديل به يك «آرزو باخته» شده‌اي قولي كه داده شده و دروغ از آب درآمده، به يك باور رو آورده و به آن اميد بسته بودي اما باورت دروغ بوده و حالا وقت آن رسيده كه «بت» خيالي را بشكني. اين رنج‌هاي شخصي واندوه ناشي از آن با آن‌كه مضامين معلومي دارند ممكن است آدم را به وادي افسردگي بكشاند. براي مقابله با اين نوع رنج و اندوه چه بايدكرد؟ شايد نتوانيم جاي رنج و اندوه را به شادي و اميد بدهيم. اما مي‌توانيم كاري كنيم كه آن‌ها ما را به وادي افسردگي نكشانند. زيرا برخي رنج‌هاي فردي آسان‌تر اندوه را «عارضه‌ي افسردگي» تبديل مي‌كنند.
 
در خيابان بودم كه به من خبر دادند پدرم به دليل سكته‌ي قلبي به بيمارستان برده شده من آن‌چنان بودن او را ابدي و ازلي مي‌پنداشتم و آن‌چنان عشقي به او داشتم كه شبكه‌هاي حسي‌ام ابداً آماده شنيدن چنين خبري كه بوي مرگ مي‌داد نبودند. وقتي به پشت شيشه‌ي اتاق سي. سي. يو بيمارستان رسيدم و پدر را روي تخت با چشمان بسته ديدم و پزشك را كه در حال دادن شوك الكتريكي به او بود و بدن نازنين پدر بالا و پايين مي‌پريد و صفحه مانيتور خط صاف ايست قلبي را نشان مي‌داد، فقط توانستم استغاثه كنم: «اي قدرت برتر، اي تواناترين فقط به من مهلت بده تا بتوانم فاجعه را به خود بقبولانم. فقط زمان. هم امروز او را از من نگير!! و سپس بي‌هوش شدم. چشم باز كردم و خودم را روي تخت بيمارستان ديدم و لبخند دلنشين پرستار و بعد سروكله‌ دكتري كه پدر را شوك مي‌داد، با خانواده ما هم دوستي داشت. با خنده‌اي به طنز گفت «آنقدرهام كه ادعا مي‌كني قوي و مقاوم نيستي. بچه!‌ اين چه بازي بود كه درآوردي؟ پدر حالش خوب است. البته هم براي خودت و هم براي او امروز اجازه‌ي ملاقات نداري.
 
روز بعد ساعت 8 در بيمارستان بودم. پدر روي تخت نشسته بود و صبحانه مي‌خورد. حتي با من شوخي كرد و سر به سرم گذاشت. اعضاي ديگر خانواده پشت شيشه منتظر نوبت ديدار پدر بودند يعني بايد اتاق را ترك مي‌كردم. پدر به شوخي گفت: «حال كه مرا به تماشا گذاشته‌اند مي‌تواني اين‌جا بايستي و بليت بفروشي.»
 
توي آسانسور به ياد استغاثه‌ي شب پيش افتادم و وحشت وجودم را در خود غرق كرد: «نكند فردا اين اتفاق بيفتد يا يك هفته بعد يا چند روز ديگر؟» خودم را لعنت كردم كه چرا در استغاثه‌ام زمان تعيين نكرده بودم. دوباره به بخش برگشتم و خودم را به اتاق پزشك پدر رساندم. تا بدن لرزان من را ديد، خنده‌اش گرفت و وقتي من موضوع زمان را در استغاثه و دلهره‌ام را گفتم، لبخندش تبديل به قهقهه شد و سپس اخم‌هايش درهم رفت و گفت: «من تو را فهميده‌تر از اين مي‌پنداشتم. تو با آن همه مطالعه بايد بداني كه مرگ همراه تولد رويدادي اجتناب‌ناپذير است به وقتش مي‌آيد و درست است كه اين روزها علم توانسته جلوي بسياري از مرگ‌ها را بگيرد اما نه با استغاثه‌ي تو بلكه با مراقبت‌هاي به موقع و سرعت درمان. دوباره چهره‌اش مهربان شد و گفت من خيلي خوش‌بين هستم فعلاً 72 ساعت بحراني داريم ولي پيشرفت ديروز و امروز نشان مي‌دهد كه همه چيز خوب پيش رفته. گفتم ديروز از پشت شيشه يكي از پزشكان سرش را به علامت نااميدي تكان داد. گفت ديروز، ديروز بود و امروز، امروز است. فقط نبايد دورش را شلوغ كنيد. عيادت كننده‌ي زياد، اعصاب بيمار را تحريك مي‌كند و برايش خوب نيست.
 
از همان لحظه رنج و اندوه بيماري و احياناً ترس از مرگ پدر را با خشم و خشونت نسبت به عيادت‌كنندگان تاخت زدم و سگ نگهبان اتاق پدر شدم.
 
پدر كارش مديريت بخش بسيار مهمي از يك كارخانه بود. كارگران مثل مور و ملخ به بيمارستان ريخته بودند. بعضي‌ها هم با اشك و آه وناله كه مبادا براي پدر اتفاقي بيفتد به رغم نگاه‌هاي خشمگين مادر كه از پرخاش و تندي من با عيادت‌كنندگان دلخور بود. پشت در اتاق مشغول پاسداري شدم. به مادر هم گفته‌ي دكتر را با كمي لعاب و غلو در مورد جلوگيري از هيجان و خطرات ‌آن براي پدر توضيح دادم. مي‌دانم قانع نشد. اما ديگر حرفي نزد، خشمم در مدت بستري بودن پدر در بيمارستان و روزهاي بعد از آن در خانه سرجايش بود. خشم به من انرژي كاذبي داده بود كه دائم در حركت بودم و بيشتر مراقب اين كه مهماني بيش از حد مزاحم پدر نشود. مرگ پدر 4 سال بعد اتفاق افتاد. وقتي صداي سرفه‌هاي بدصداي پدر كه ناشي از خونريزي رگ‌هاي قلب بر ريه بود شنيدم و زمزمه‌ي صحبت مادرم را در آن نيمه شب زمستاني كه براي ديدار ما به شهري كه در آن زندگي مي‌كردم آمده بودند هراسان از اتاقم بيرون آمدم و وقتي خون را روي دستمال سرفه‌هاي پدر ديدم دانستم كه پدر اين بار رفتني است.
 
به زودي بايد كوله‌بار رنج و اندوهم را به دوش مي‌كشيدم و به رغم مجالس متعددي كه در سوگ پدر در سرتاسر ايران برگزار شد، گريه و زاري بعضي‌ها به جز نزديكان خانواده مرا عصباني مي‌كرد و شعله‌ي خشمم سر بر مي‌كشيد. هر چه كردند در مراسم تدفين پدر حاضر نشدم بر سر گور او بروم. دلم مي‌خواست پدر را در همان كت و شلوار آبي آسماني كه در آخرين روز بر تن داشت مجسم كنم و نه در كفن و در گور.
 
در مراسم شب هفت بر سرميز شام از اين كه بعضي‌ها با چه ولعي به پياز چلوكباب گاز مي‌زدند يا ليوان دوغ را سر مي‌كشيدند، به مادر كه در آشپزخانه مشغول اداره‌ي امور بود شكايت بردم. مادر گفت: «مي‌دانم مرگ پدر براي تو ضربه‌ي بزرگي است. خشمگين باش. با خشم رنجت را كاهش بده. اما اين خشم را بر سر ديگران نريز! مردم و دوستان و آشنايان با شركت در اين مراسم به صاحب عزا لطف مي‌كنند. همه مردم كه نبايد مثل تو روزها لب به غذا نزنند. خشمت را متوجه پدر كن كه چرا ما را اين‌گونه ترك كرد آن هم وقتي كه اصلاًانتظارش را نداشتيم. سكوت كردم و از استغاثه‌ي خودم در آن شب اول بيمارستان به مادر چيزي نگفتم. از آن پس با پدر با خشم و گلايه و عشق توام صحبت مي‌كردم. با گذشت زمان به نبودن او و از دست دادن آغوش مهربانش عادت كردم واكنش تبديل رنج و اندوه و تلنگرهاي افسردگي را به خشم، بارها و بارها در زندگي فردي و اجتماعيم تجربه كرده‌ام به خصوص اگر ناشر باشيم و بخواهيم كار فرهنگي با معنا و محتوا منتشر كنيم. نگذاشتم افسردگي مرا از كار باز دارد خشم و طنز توام به كمكم آمدند و شايد حسن نيتم براي اين‌كه روزگار بهتر شود.
 
در واقعه‌ي مرگ شوهرم نيز تير خشم متوجه شخص او بود كه قرار گذاشته بوديم در همه جا حتي مرگ با هم باشيم. او به من كلك زده بود و خودش را از رنج زيستن رهانيده بود تا همه‌ي دردها براي من بماند. يادم مي‌آيد صبح زود، خيلي زود بر سر گورش مي‌رفتم و اداي آدم‌هاي قهر را در مي آوردم. اصلاًبه سنگ گور كه شعري از خود من رويش نقش شده بود نگاه نمي‌كردم. سنگ گور دو نفره است. و قسمت بزرگي از آن با شعري كه براي او گفته بودم پر شده. با خودم زمزمه كردم «خوب آقاي محترم! شوهر بي‌وفاي بنده! قسمت بزرگش مال تو! من همان پايين پاي تو مي‌خوابم. لابد همين را مي‌خواستي! دستت درد نكند. فكر مي‌كردم تو كلك زدن بلد نيستي.» بعد گل‌هاي ميخك را روي گور پرت مي‌كردم و با عصبانيت بلند مي‌شدم و توي ماشين شعري از سايه را گوش مي‌دادم كه از رفتن دوستي گله مي‌كرد و... كم‌كم ديدم افسرده مي‌شوم خلاء وجود او در زندگي دو نفرمان كه هميشه و همه جا با هم بوديم ديوانه كننده بود. گاهي هنگام خشم اشكم سرازير مي‌شد و فرياد مي‌زدم. اين موقع بود كه «كار» به فريادم رسيد با يك شيرچه خودم را در كار غرق كردم. گذشت زمان را نمي‌فهميدم تا اندك اندك دوران گله و اندوه جاي خود را به يادآوري روزهاي خوش خاطرات 35 سال زندگي با او داد. او هميشه در خانه بود و مثل گذشته پشت سر من راه مي‌رفت روبرويم در جاي هميشگي‌اش نشسته بود. خشم اول و كار بعداً‌ مرا در مبارزه با رنج و اندوه فقدان او كه يك بار بيست سال قبل از چنگ مرگ بيرونش كشيده بودم نجات داد. حالا منم و واكنش خشم در زمان ناكامي و كار و كار و كار در باقي زمان‌ها.
 
و در خانه او همچنان آرام و خوشرو مثل هميشه پشت سر من راه مي‌رود و به خوراكي‌ها ناخنك مي‌زند...
 
من و ساقي به هم سازيم و...

بازدید : 2420



نظر کاربران :


نظر شما در باره این خبر :



اخبار مرتبط :

پرسش هویت‌یابی در حوزه زنان با آثار بیضایی آغاز شده است 
گزارش از نشست «معرفی و نقد کتاب شناخت هویت زن ایرانی» 
نقد و بررسی رمان «تخم پوچ» در کانون داستان ملل 
یادداشت دلگشا در ایلنا 
زنی برای تمام فصول (سینمای اجتماعی و رخشان بنی‌اعتماد) 
نشست معرفی کتاب «شناخت هویت زن ایرانی ۲» در کتابخانه فرهنگسرای شفق 
گزارش مراسم رونمایی تخم پوچ در 8 شهریور 
معرفی تازه های کتاب 
معرفی تازه های کتاب 
معرفی تازه های کتاب 
«مشروطه، زنان و تغییرات اجتماعی» منتشر شد 
کتاب «نظريه‌ی رمان: از رابله تا مارکز» منتشر شد 
کتاب «زن در قصه‌های پریان» منتشر شد 
مکتوبات خیالی (اسنادی از گفتمان سیاسی عصر مشروطه) منتشر شد 
یادداشت اختصاصی علی باغدار دلگشا 
شهلا پدران پسران 
شهلا هایپشیا 
«پدران و پسران از هم پاشيده» منتشر شد 
«يادواره‌ی هايپيشيا» منتشر شد 
گزارش برنامه کتاب جنسیت و مشارکت 
گزارشِ مراسم رونمایی از کتاب «تخم پوچ» در دفتر سینمای جوان کرمانشاه 
حلقه کتابخوانی صلح 
گزارش رونمایی 
رونمایی از کتاب «تخم پوچ» در دفتر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 
روزنامه ایران 
سخنرانی شهلا لاهیجی درباره‌ی کتاب «شناخت هویت زن ایرانی» در سازمان اسناد و کتابخانه ملی 
پرفروش 
عكس هاي نمايشگاه كتاب 
زاپاس نمایشگاه 97 
انتشارات روشنگران در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور دارد اما فروشِ کتاب ندارد! 
متن اسلاید شو درباره ادرس غرفه و فروش نداشتن 
اینجا فروشگاه نیست! 
معرفی شناخت هویت در اعتماد 
خودکامگی یزدیزاده 
زاپاس 96 .. 
زاپاس 96 
زاپاس 96 . 
پرفروش بهمن اسفند 96 
ویدیو شناخت یزدیزاده 
پیشنهاد نوروزی عصمت عباسی: رمان «در جستجوی فرخنده» 
پیشنهاد نوروزی مجابی 
پیام تبریک شهلا لاهیجی به مناسبت 8 مارس؛ روز جهانی زن 
۸ مارس؛ روز جهانی زن بر تمام مردم دنیا فرخنده باد 
مراسم مشهد دلگشا 
بررسی روانشناختی فرهنگ خودکامگی با حضور دکتر علی صاحبی 
جلد دوم کتاب «شناخت هویت زن ایرانی» منتشر شد 
سه عنوان کتاب از انتشارات روشنگران با 40 درصد تخفیف در طرحِ اپلیکیشن طاقچه 
مرزوقی رمان خوانی گروهی 
مرزوقی رمان خوانی گروهی 
انتشار سه کتاب بهرام بیضایی جهان صنعت 
جهان صنعت پرده نئی 
جهان صنعت اینه های روبرو 
اثری عاشقانه در بطن ماجراهای سیاسی 
پرفروش‌های نشر روشنگران در دی‌ماه 1396 
معرفی کتابهای اینه های روبرو و پرده نئی در روزنامه اعتماد 
آب شرمنده‌ی آتش شد 
اینه های روبرو منتشر شد 
او بیش از هر کس ایرانی است 
پرفروش اذر 96 
یادداشت اعتماد برای باید حرفای دیشبمو 
یادداشت اعتماد برای سفر به شب 
دیوان نمایش تجدید چاپ شد 
کودکان اوتیسم در جهانی مه‌آلود زندگی می‌کنند 
شهلا لاهیجی: «روحانی ناامید و ناامیدترمان می‌کند» 
بخشی از عشقه 
بخشی از رمان «باید حرفای دیشبمو جدی می‌گرفتی!» نوشته‌ی محمدرضا مرزوقی 
کتاب‌های پرفروش‌ نشر روشنگران در آبان 1396 
فیلمنامه‌ی «پرده‌ی نئی» بهرام بیضایی به چاپ هفتم رسید 
اهدا عواید فروش کتاب «پشت حصار» به فرزندان ایتام و معلولین 
کتاب‌های پرفروش نشر روشنگران در مهرماه 1396 
گزارش روزنامه جهان صنعت از مراسم رونمایی از بعد پنجم 
گزارشی از مراسم رونمایی و روخوانی از کتاب «بُعد پنجم- پیش از گذشته» در انجمن فرهنگی اتریش در تهران 
مراسم رونمایی و روخوانی از کتاب «بعد پنجم- پیش از گذشته» 
ترجمه یادداشت نوری از ایسنا در سایت المانی 
یادداشتی از دکتر نادر نظری به انگیزه‌ی حضور در مراسم رونمایی از تازه‌های نشر روشنگران 
رونمایی و نقد و بررسی رمان «در جستجوی فرخنده» در شهر کتاب «مهرشهر» 
عَشَقه‌ای که بعد از ده سال مجاز شد! 
روز واقعه - جهان صنعت 
روز واقعه 
سفر به شب بیضایی در ایسنا 
شهلا لاهیجی: «نمایشگاه‌های فرهنگی، محلی برای دعوای دولت ها نیستند» 
«عَشَقه» رحمانیان به کتابفروشی‌ها رسید 
بيضايي و كوندرا همچنان پرطرفدار هستند 
اوتیسم در رمانی با چاشنی عشق، مهاجرت و تنهایی 
ده سال گذشت 
عشقه 
پرفروش شهریور 96 
«آینه‌های روبرو»؛ آتشی که دوباره شعله‌ور شد 
یادداشت نویسنده‌ ایرانی برای چاپ رمانش به آلمانی 
پرفروش مرداد 96 
«باید حرفای دیشبمو جدی می‌گرفتی!» از حصر آزاد شد! 
رمانی که پس از سال‌ها بالاخره توانست مجوزِ چاپ بگیرد! 
گزارش متنی 
گزارشی از مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در تئاترشهر 
محمد رحمانیان در مراسم رونمایی از تازه‌های نشر روشنگران سخنرانی خواهد کرد 
رونمایی از تازه‌های انتشارات روشنگران در تالار مشاهیر مجموعه‌ی تئاترشهر 
دنیای حیرت‌انگیز محک؛ مجموعه‌ای از غم و شادی 
شهلا لاهیجی: «مطمئن هستم شما نیز «متولد شانزده آگوست»؛ جدیدترین اثر سپیده محمدیان را به جد دوست خواهید داشت.» 
پرفروش‌های نشر روشنگران در تیرماه 1396 
اجراي قانون اساسي، مهم‌ترين خواسته ما است 
یادداشتی از شهلا لاهیجی درباره‌ی رمان «پشت حصار» 
مرزوقی باشگاه خبرنگاران 
بخشی از رمان «سه نقطه در رویا» نوشته‌ی سهیلا مهاجر ایروانی 
بخشی از رمان «بن‌بست خاله رُزا» نوشته‌ی علیرضا مجابی 
سهیلا مهاجر ایروانی: «سه نقطه در رویا؛ قصه‌ی سه زن از سه گوشه‌ی متفاوت دنیا و با یک نقطه اشتراک...» 
علیرضا مجابی از رمان «بن‌بست خاله رُزا» می‌گوید... 
یادداشتی از ف-نوری؛ نویسنده‌ی رمان «بُعد پنجم پیش از گذشته» 
انتشار رمانِ «بُعد پنجم پیش از گذشته» به زبان آلمانی 
پیام تسلیت انتشارات روشنگران در پی درگذشت مریم میرزاخانی 
کتاب‌هایی برای شنیدن 
جنسیت و فلسفه انتخابات - جهان صنعت 
 
نگاهی به تازه‌ترین کتاب‌های صوتی نشر روشنگران 
شهلا لاهیجی از رمان برگزیده‌ی سال 88 گفت... 
همدلی با کودک درون 
جای بزرگ بیضایی در خانه خالی است 
«درباره‌ی آزادي» و «لاك نقره‌اي» را بشنويد! 
موقعیت اضطراری و معیارهای اخلاقی در سینمای اصغر فرهادی کتاب شد- روایتی تلخ از مادران اوتیسمی در یک رمان 
شهلا لاهیجی از رمان «و دیگران» گفت... 
«پولک سرخ»؛ اولین رمان محبوبه میرقدیری 
رمان «متولد 16 آگوست» به قلم سپیده محمدیان منتشر شد 
معرفی درام کودک در ایبنا 
معرفی دیگری در ایبنا 
پیام تسلیت انتشارات روشنگران در پی وقوع حوادث تروریستی در تهران 
شهلا لاهیجی: «بالاخره بخت با ما یار شد...» 
معرفی کتاب «دیگری» در خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) 
«عشقهای خنده‌دار» میلان کوندرا به چاپ پانزدهم رسید 
بخشی از کتاب صوتی «لاک نقره‌ای» 
مجموعه داستان کوتاه «لاک نقره‌ای» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
بخشی از کتاب صوتی «درباره‌ی آزادی» 
کتاب «درباره‌ی آزادی» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
رمانی اجتماعی بعد از سال‌ها از محاق در آمد 
رمان «در جستجوی فرخنده» طنزی تلخ از تنهایی انسان مهاجر امروز 
معرفی کتاب فروغ و ایزدبانوان در جهان کتاب 
کتاب‌های تازه نشر روشنگران از بیضایی تا یک کتاب انتخاباتی 
متن تکذیبیه‌ی شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 
پیام تبریک شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران به مناسبت پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 
شهلا لاهیجی: همراه شو عزیز! 
شهلا لاهیجی: همراه شو عزیز هموطن! 
بنفشه حجازی: «رای دادن، حفظ آخرین سنگرِ جمهوری‌ست.» 
می‌گویم دوباره روحانی... 
من فارغ از شور انتخاباتى كه وجود دارد به آقاى روحانى راى خواهم داد 
در انتخابات شرکت می‌کنم و به حسن روحانی رای مشروط می‌دهم 
به روحانی رای می‌دهم 
به حسن روحانی رای می‌دهم 
ما رای می‌دهیم تا آرامش ادامه یابد 
به روحانی رای می‌دهم... 
کتاب «شوخی» میلان کوندرا به چاپ شانزدهم رسید 
جمعه معرفی کتاب شهروند 
 
«سفر به شب» بهرام بیضایی کتابِ پرفروشِ نشر روشنگران در نمایشگاه کتاب 
شهلا لاهیجی از «روایت حوا و خوشه‌ی گندم» می‌گوید... 
چهارشنبه 
چهارشنبه 
چهارشنبه 
گامی به سوی بی‌سالاری 
«سفر به شب» بهرام بیضایی پرفروش‌ترین کتابِ روشنگران در نمایشگاه کتاب 
یکشنبه 
یکشنبه 
کتابهای صوتی نشر روشنگران 
یادداشتی از شهلا لاهیجی به انگیزه‌ی انتشار کتاب «درام کودک بااستعداد بودن» 
معرفی رمان «از روزهای اخگر و زنگار» 
تازه‌های نشر روشنگران در بهار 96 
اگر نمی‌توانید در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور داشته باشید... 
آخرین اخبار سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سایت و کانال نشر روشنگران 
نشر روشنگران در سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 
خرد جمعی می‌گوید دوباره به روحانی رای بدهیم- با «سفر به شب» استاد بیضایی می‌آییم 
یادداشتی از نیسان فروزین؛ مترجمِ کتاب «درام کودک با استعداد بودن» 
در هر جایی، حضور خود را نشان دهید 
«عقده‌ی سیندرلا» به چاپ سوم رسید 
کتاب «جنسیت و فلسفه سیاسی انتخابات» منتشر شد 
 
رمان «از روزهای اخگر و زنگار» منتشر شد 
کتاب «درام کودک با استعداد بودن» منتشر شد 
سايه انتخابات رياست‌جمهوری بر سر نمايشگاه كتاب 
اثر تازه‌ای از بیضایی در راه است 
فیلمنامه‌ی «سفر به شب» بهرام بیضایی به زودی منتشر می‌شود... 
یادداشتی از شهلا لاهیجی به مناسبت نزدیک شدن به سی‌امین دوره‌ نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 
پیام تبریک مدیر انتشارات روشنگران به مناسبت فرارسیدن عید نوروز 
به مناسبت فرارسیدن عید نوروز 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «گفتمان زنانه» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «تحلیلی بر بازتاب اسطوره در سینمای بهرام بیضایی» 
بخشی از رمان «در جستجوی فرخنده» با صدای نویسنده 
معرفی کتاب «حلقه- نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران» با صدای نویسنده 
معرفیِ کتاب «تیغ و سنت» با صدای نویسنده 
شهلا لاهیجی: «چشم به راهِ دولتِ کلید و امید می‌مانیم» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «نامه‌های زنان ایرانی» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی مجموعه داستان «او می‌برد» 
علیرضا مجابی از رمان «در جستجوی فرخنده» گفت... 
رونمایی از ترجمه‌ی انگلیسی کتاب «فتح‌نامه‌ی کلات» 
یادداشت نویسنده‌ی رمان «خاش و گلبرگ‌های خشخاش» 
یادداشت اختصاصی مترجم کتاب «مکبث» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «تغییرات اجتماعی در ایران از نگاه مورخان پارسی‌نویس-بلعمی تا جوینی-» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی رمان «بعد پنجم- پیش از گذشته» 
معرفیِ کتاب «دیگری» توسط شهلا لاهیجی 
کتاب «بوطیقای فضا» در لیست «چهل پیشنهاد نوروزی کتاب» روزنامه‌ی آرمان امروز 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان» 
یادداشتِ اختصاصی نویسنده‌ی رمان «پشت حصار» 
یادداشتِ اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «وقایع‌نگاریِ نگاه» 
یادداشت اختصاصی رامین مستقیم؛ مترجمِ کتاب «حقوق انسان» 
اقتصاد نشر در حال فروپاشی است 
گزارشی از مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های نشر روشنگران در سال 95 
8 مارس؛ روز جهانی زن بر تمام مردم دنیا فرخنده باد 
گزارش تصویری 
مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های نشر روشنگران 
کتاب «تیغ و سنت» نوشته‌ی رایحه مظفریان منتشر شد 
یادداشت نوذر اسمعیلی به انگیزه‌ی انتشار مجموعه داستان «وقایع‌نگاریِ نگاه» 
مجموعه داستان «وقایع‌نگاریِ نگاه» منتشر شد 
سنگ‌ها به پرواز درمی‌آیند 
کتاب‌های پرفروش‌ نشر روشنگران در بهمن‌ماه 1395 
معبود حسیبی از کتاب «خاش و گلبرگ‌های خشخاش» می‌گوید.. 
کتاب «خاش و گلبرگ‌های خشخاش» منتشر شد 
یادداشتی بر کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
به بهانه‌ی پنجاهمین سال درگذشت فروغ فرخزاد 
بخشی از کتاب صوتی «روایت حوا و خوشه‌ی گندم» 
زن، صلح، محیط زیست، جامعه مدنی 
گزارش تصویری از مراسم آغاز به کار «کانون عالی زنان و توسعه پایدار ایران» به همراه رونمایی از کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
مراسم آغاز به کار و اعلام موجودیت كانون عالی زنان و توسعه پايدار ايران همراه با رونمایی از کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
پیام تسلیت انتشارات روشنگران در پی حادثه ساختمان پلاسکو 
یادداشت علیرضا مجابی؛ نویسنده رمان «در جستجوی فرخنده» 
رمان «در جستجوی فرخنده» منتشر شد 
از میان دفترچه‌های دهه‌ی شصت... 
بالاخره یکی باید بایستد ... 
بچه‌های «پشت حصار» ... 
رمان «پشت حصار» منتشر شد 
رمان «در جستجوی فرخنده» به زودی منتشر می شود... 
«روانشناسی توده ها» تجدیدچاپ شد 
«مهمانی خداحافظی» میلان کوندرا به چاپ هشتم رسید 
کانال رسمی انتشارات روشنگران در تلگرام 
گزارش تصویری از مراسم زادروز بهرام بیضایی 
شب بیضایی 
مردی برای تمام فصول 
مکبثِ منظوم 
خوانش نمایشنامه «شب هزارویکم» در تالار مشاهیر تئاترشهر 
معرفی کتاب های پرفروشِ انتشارات روشنگران در ماه گذشته 
«در سوریه»؛ تازه ترین شعر سعید سلطانی طارمی 
كتاب تازه‌اي از بهرام بيضايي در راه است 
«در سوریه»؛ تازه‌ترین شعر سعید سلطانی طارمی 
ترجمه‌ی منظوم «مکبث» منتشر شد- همزمان با چهارصدمین سالگرد درگذشت ویلیام شکسپیر 
منوچهر انور: « گفتار در نمایش باید کمی بی‌ادبی باشد، نه ادبی» 
زنِ ایرانی و اجتماعی شدن در عصر مشروطه 
«نامه‌های زنان ایرانی» منتشر شد 
قصه‌گویی برای کتابداران 
برای آنهایی که جهان را تنها در چهار بُعد نمی‌بینند! 
رمان «بُعد پنجم- پیش از گذشته» منتشر شد 
جاده‌های جهانی 
جاده‌های جهانی 
کتاب «جامعه‌شناسی خانواده» تجدیدچاپ شد 
ویرایش جدید کتاب «ادبیات کودکان و نوجوانان» منتشر شد 
دیدار با «دیگری» 
کتاب «دیگری» منتشر شد 
کتاب «بررسی روان‌شناختی خودکامگی» تجدیدچاپ شد 
در دفاع ازجهان‌نو 
معرفی کتاب های پرفروشِ انتشارات روشنگران در ماه گذشته 
یادداشتی از شهلا لاهیجی به انگیزه‌ی انتشار ترجمه‌ی انگلیسی نمایشنامه‌ی «فتحنامه‌ی کلات» 
یادداشتی از بهرام بیضایی برای منوچهر انور 
نمایشنامه‌ی «فتحنامه‌ی کلات» به زبان انگلیسی ترجمه شد 
راز هزارتوی هزارویک‌شب 
آی عشق چهره آبی‌ات پیدا نیست 
آنونس فیلم «مستند رزا»؛ به مناسبت 17 مرداد روز خبرنگار 
چرا حقوقِ انسان؟ 
سمانه امیری و «کمی آن طرفتر»... 
بادکنک‌های نارنجی؛ نماد ایستادگی تا منع ازدواج کودکان 
بنفشه حجازی: «جنازه‌ی کتاب بر دستمان مانده!» 
پاک‌کن‌هایِ سمجِ چسبنده... (به مناسبت 14 تیرماه؛ روز قلم) 
 
دور از وطن اما پُركار و محبوب 
کتاب «حلقه»-«نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران» منتشر شد 
مریم افشار: اسطوره دنیایی اسرارآمیز است... 
بیبشیب 
«پیام فوری از مادر زمین» : مادر زمین به کمک شما نیازمند است!! 
منتخبی از فایل صوتی کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» 
هیپنوتیزم‌وار به نیمه‌ی پُرِ لیوان خیره شدیم... 
از نگاهی خاص... 
یادداشت علیرضا مجابی درباره‌ی ضرورت صوتی کردن کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» 
اول زیارت اهل قبور، بعد زیارت اهل کتاب 
کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
اطلاع از آخرین اخبار و فیلم و عکس های نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در نمایشگاه کتاب 
هدف از برگزاری نمایشگاه، صرفا فروش کتاب نیست! 
شهرو خبر کن خبر کن بگو... 
کتاب فروش ها کباب فروش شدند! 
زنان ایرانی سرود صلح و آشتی برای جامعه جهانی سر می دهند  
نگاهی به آثار «آلبا دسس پدس»؛ نویسنده، شاعر و روزنامه نگار ایتالیایی 
پیشنهاد نوروزی محمدرضا مرزوقی: کتاب «احساس تنهایی و توتالیتاریسم» 
پیشنهاد نوروزی علیرضا مجابی: «کتاب خنده و فراموشی» 
پیشنهاد نوروزی پژمان ابوالقاسمی: کتاب «درباره آزادی» 
پیشنهاد نوروزی مریم افشار: کتاب «هزار افسان کجاست؟» 
پیشنهاد نوروزی پروین پناهی: کتاب «بارداری بی هنگام آقای میم»  
یادداشتی از شقایق فیروزی؛ نویسنده مجموعه داستان های کوتاه «او می برد» 
جنسیت، قدرت و مشروعیت 
جنسیت و جامعه پذیری مشارکت سیاسی 
نمی توان با انتخابات قهر کرد 
جنسیت، قدرت و سازمان اجتماعی 
جنسیت، تکثرگرائی و انتخابات 
جنسیت، تحزب و تمامیت خواهی 
جنسیت و انتخابات ملی 
مجموعه داستان کوتاه «او می برد» توسط انتشارات روشنگران منتشر شد 
استمداد زنان ایرانی از رهبر انقلاب برای تجدید رسیدگی به صلاحیت نامزدهای انتخاباتی 
جنسیت، دمکراسی و انتخابات 
جنسیت و مقتضیات انتخابات دمکراتیک  
جنسیت، تجربه مشارکت و جهان بینی سیاسی  
جنسیت، اگزیستانسیالیسم و انتخابات  
شهلا لاهیجی: شورای نگهبان صلاحیت کاندیداهای زن را تایید کند 
جنسیت و همبرابری در انتخابات (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
یادداشت اختصاصی از پروین پناهی؛ به انگیزه انتشار کتاب «نقد تطبیقی اضطراب در اشعار فروغ فرخ زاد و غادة السمان»  
جنسیت، همدلی و شایسته سالاری 
فعالیت های کمپین تغییر چهره مردانه مجلس در تقابل با منافع جمهوری اسلامی ایران نیست 
جنسیت و انتخابات آزاد (یادداشت اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
یادداشتی بر کتاب «تغییرات اجتماعی از نگاه مورخان پارسی نویس: بلعمی تا جوینی»  
جنسیت و اقتدار انتخاباتی 
گام بلند زنان برای تحقق سند چشم انداز 1404 جمهوری اسلامی ایران  
کتاب «نشریات ویژه زنان» تجدید چاپ شد  
کتاب «تغییرات اجتماعی در ایران از نگاه مورخان پارسی نویس-بلعمی تا جوینی-» منتشر شد 
کتاب «اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان» منتشر شد 
انتخابات مشارکتی و پدیداری به نام زن 
جنسیت، انتخابات و نفی خودکامگی 
تا بهارستان راهی نیست  
سانسور یا جامعه پذیری زبان 
نفوذ زنان بر انتخابات 
پرچمداری زنان ایران در زمینه تحقق اهداف سند توسعه هزاره  
زبان سانسور و سانسور زبان  
جامعه شناسی، عینیت و جنسیت  
زنان و مجلس آینده  
خیز زنان برای تصاحب کرسی های مجلس دهم- رونمایی از طرح تغییر چهره مردانه مجلس 
حرف‌هایی درباره سانسور در گفتگو با «شهلا لاهیجی»؛ شاید این مصاحبه هم چاپ نشود  
چرایی جهانی نشدن ادبیات معاصر ایران؛ از خودسانسوری تا کمبود خلاقیت 
متنی از «اوریانا فالاچی» 
جنسیت و قدرت در حوزه عمومی (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل)  
جنسیت، خصومت و انتخابات (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
خیز زنان برای تصاحب کرسی های مجلس دهم- زنان ایران برای ورود به عرصه رقابت های انتخاباتی آماده می شوند 
جنسیت و مشارکت در قانونگذاری (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
جنسیت، تبعیض مثبت و دموکراسی (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
کتابی با فصل های متفاوت نسبت به آثار فلسفی- با تماشای تلویزیون هم می توانید فیلسوف شوید 
تجربه نوشتن از بهرام بيضايی 
از ترجمه ی شعرهایی که خواب دیده ام  
گفتگوی خبرگزاری کتاب ایران با «مریم افشار»  
یادداشتی از دکتر علی سراج در ارتباط با کتاب «گفتمان زنانه» 
کتاب «تحليلي بر بازتاب اسطوره در سينماي بهرام بيضايي» منتشر شد  
«گفتمان زنانه»؛ تازه‌ترین اثر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان بر پیشخوان کتابفروشی‌ها  
محمدرضا مرزوقی: «با خبرنگاران دوست نشو، می‌شوی دل نبند و دل می‌بندی به عاقبتش بیندیش» 
خاطره‌ی اولین برخورد شهلا لاهیجی با سانسور در جایگاه یک خبرنگار 
پرینوش صنیعی: سکوت رسانه ها بهتر از ایجاد مشکلات پیش بینی نشده است! 
از ترجمه ی شعرهایی که خواب دیده ام؛ تازه ترین شعر سعید سلطانی طارمی 
یادداشت عصمت عباسی به انگیزه صوتی کردن کتاب «اگر بودی میگفتی...» 
تب نمایشگاه کتاب- یادداشت شهلا لاهیجی منتشر شده در روزنامه آرمان 
گفتگو با شهلا لاهیجی- انتشارات روشنگران با 22 عنوان کتابِ غیرقابل فروش در نمایشگاه بین المللی کتاب  
گفتگوی روزنامه آرمان با دکتر احمد صادقی، اسماعیل دوستی و شهلا لاهیجی در ارتباط با نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 
کتاب «اگر بودی میگفتی...» نوشته‌ی «عصمت عباسی» در قالب کتاب گویا منتشر شد  
بخشی از فصل اولِ کتاب صوتیِ «سلاخ خانه‌ی شماره‌ی 5» 
بخشی از کتاب صوتی «چهلم»  
بخشی از کتاب صوتی «پسین شوم» 
بخشی از کتاب صوتی «اگر بودی می گفتی» 
یادداشت شهلا لاهیجی به انگیزه صوتی کردن کتابهای روشنگران 
عرب‌ستیزی و ریشه‌های اجتماعی آن 
تازه ترین شعر سعید سلطانی طارمی 
شهلا لاهیجی: «نیازمند ایجاد دانشکده نشر هستیم» 
فضیلتی به نام نامیِ نافرمانی 
همایون عالمی: «به راستي زیبایی چیست؟»  
«عقده ي سيندرلا» تجديد چاپ شد 
بیضایی زیر بار اصلاحات نرفت،«جانا وبلادور» توقیف شد 
درد ناشران عمومي با دانشگاهي يكي نيست/مسئولان درباره مميزي سردرگم اند 
شهلا لاهيجي: خواندن کتاب باعث فسق و فجور می‌شود؟!  
گزارشي از هفتمين برنامه رونمايي از تازه هاي روشنگران  
طناز طباطبایی: چرا بايد زير بار ظلم و ستم و تجاوز دم بر نياورد؟!  
چرا انتشارات روشنگران به نمایشگاه بین المللی کتاب نمی رود؟!  
گابریل گارسیا مارکز؛ جادویی‌ترین نویسنده‌ی تاریخ  
پیشنهاد نوروزی محمدرضا مرزوقی: کتاب «شناس» 
پیشنهاد نوروزی علیرضا مجابی: کتاب «عقده سیندرلا» 
پیشنهاد نوروزی سپیده محمدیان: کتاب «بی خبری» 
پیشنهاد نوروزی عصمت عباسی: کتاب «شب مادر» 
پیشنهاد نوروزی نوید سهامی: کتاب «سایه های نور» 
پیشنهاد نوروزی صدرالدین طاهری: کتاب «شناخت هویت زن ایرانی» 
یادداشت «محمدرضا مرزوقی» درباره صوتی کردن رمان «پسین شوم»  
عادت می‌کنیم... (یادداشت محسن ولیحی) 
عادت می کنیم... (یادداشت سهیلا قربانی) 
بله، رسم روزگار چنین است...  
عادت می‌کنیم... (یادداشت شهلا لاهیجی؛ مدیر نشر روشنگران) 
پیامی از سوی ناشر برای دوستان و دوستداران روشنگران  
یادداشت «عصمت عباسی» به انگیزه صوتی کردن کتاب «اگر بودی میگفتی...» 
کتاب «چهلم» در قالب کتاب گویا منتشر خواهد شد  
شهلا لاهیجی از انگیزه‌ی تولید و انتشار کتاب گویا گفت...  
یادداشتی از شهلا لاهیجی درباره‌ی تغییر مدیریت اداره کتاب  
پژمان ابوالقاسمی: «همیشه دلم میخواست اثری متفاوت و ماندگار را صوتی کنم»  
کتاب «سلاخ خانه‌ی شماره‌ی پنج» اولین تجربه‌ی نشر روشنگران در زمینه‌ی تولید کتاب گویا 
گفته های شیرین بینا؛ بازیگر سینما و تلویزیون در ارتباط با «بهرام بیضایی»/ فایل صوتی 
گفتگوی اختصاصی با «حمید امجد»؛ کارگردان تئاتر 
گفتگوی اختصاصی با «گلاب آدینه» در ارتباط با کارگردانیِ نمایشنامه ای از «بهرام بیضایی»/ فایل صوتی 
شهلا لاهیجی: «من برای حضور آقای اصغر فرهادی در برنامه قولی نگرفته بودم»  
گزارشی از هشتمین مراسم رونمایی از تازه های نشر روشنگران 
رونمایی از کتاب «رودررو با اصغر فرهادی» با حضور اصغر فرهادی در خانه سینما 
«حمید امجد» در مراسم رونمایی آثار روشنگران از «بهرام بیضایی» خواهد گفت... (سه شنبه 23 دی ماه)  
نتایج انتخابات اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تهران  
کتاب «ایزدبانوان در فرهنگ و اساطیر ایران و جهان» منتشر شد 
تازه ترین شعر «سعید سلطانی طارمی» 
بررسی روان شناختی «خودکامگی»  
«شب مادر» تجدید چاپ شد  
سالخوردگی، دوره‌ای مثل باقی دوره‌های عمر  
علی شجاعی صایین: «جانا وبلادور هنوز غیرمجاز نشده است!» 
شهلا لاهیجی از حضور در نمایشگاه کتاب فرانکفورت انصراف داد!  
یادمان سیمین بهبهانی به روایت تصویر  
سيمين زنده است تا شعر هست، غزل هست ، مردم هستند و ايران هست ...  
آشنایی با مولف و معرفی کننده کتاب «سایه های نور»  
یادمان «سیمین بهبهانی» در دفتر انتشارات روشنگران  
«محمد رحمانیان» در مراسم رونمایی آثار روشنگران از «بهرام بیضایی» می گوید...  
شهلا لاهیجی: سیمین عزیز! به سوگت نمی نشینم...  
«زنی معدل گردآفرید و تهمینه» تازه ترین شعر سعید سلطانی طارمی 
چاپ فیلمنامه صرفا جنبه آموزشی دارد 
شهلا لاهیجی: «همه نمی‌توانند بله قربان‌گو باشند!»  
یادداشت پوران درخشنده؛ کارگردان فیلم «هیس، دخترها فریاد نمی زنند»  
پرینوش صنیعی:تیغ سانسور مشابه دادگاهی است که به یک شاکی امکان دفاع میدهد و دهان شاکی دیگر را می دوزد!  
به چشم شهروند درجه دو  
دورویی؛ عادت یا اخلاق !  
شھلا لاھیجی: مسئولان فرھنگی ما می ترسند 
یادداشتی بر کتاب «سلاخ خانه شماره 5» چاپ شده در روزنامه همشهری 
اتحادیه‌ی ناشران برای احیای حقوق اعضایش هیچ اقدامی نکرد. 
قدرت مردم 
یک تذکر ضروری..!!  
جامعه با کتاب خواندن فاسد نمی شود  
یادداشت <علیرضا محمودی ایرانمهر> پیرامون معرفی کتاب «شب مادر»  
کتاب «چیزهای ضروری» پیشنهاد نوروزی عصمت عباسی به خوانندگان آثار روشنگران  
کتاب «روایت حوا و خوشه ی گندم » پیشنهاد علیرضا مجابی به خوانندگان آثار روشنگران 
نگاهي به كنسرت تاتر «در روزهاي آخر اسفند» 
یادداشت همایون عالمی؛ نویسنده کتاب «سایه های نور» 
معرفی کتاب «سایه های نور»  
معرفی کتابهای پرفروش انتشارات روشنگران در ماه گذشته 
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت  
خاطره بازی با عطر و طعم غذاهای ایرانی  
«توت فرنگی های سر زا رفته»؛ اثر تازه ای در دنیای شعر  
گامی برای آشتی  
دوستانه حرف می زنیم؛ تازه ترين شعر سعيد سلطاني 
آش همان آش و کاسه همان کاسه 
نگاه ضد زن کوندرا از کجا نشات گرفته؟! 
شعر فارسی در فرآیند جهانی شدن  
انقلاب مشروطیت و زنان  
نامه سرگشاده به آقای جنتی  
افسانه ی آفرینش؛ تازه ترین اثر سعید سلطانی 
یادداشت شهلا لاهیجی خطاب به دکتر حسن روحانی 
رفتنِ یکی و آمدنِ آن دیگری...  
جنسیت و اصلاحات  
انتقاد شهلا لاهیجی از مراکز فرهنگی  
خودسانسوری!  
یادداشت اختصاصی عصمت عباسی؛ نویسنده کتاب «اگر بودی میگفتی...» 
بیضایی برنمی گردد چون نمیگذارند زندگی کند! 
یک خاطره و باز کوچه بن بست...  
یادداشتی بر کتاب «معرفت شناسی فمینیستی از دیدگاه لیندا مارتین آلکوف» 
گفتگوی شهلا لاهیجی با نوید سهامی 
شعر تعلیمی، فرزند دوران انحطاط و زوال اجتماعی است 
بر زنان چه گذشت...  
پدرسالاران تنها  
یادداشت شهلا لاهیجی در روزنامه اعتماد 
انتشار شش داستان از کتاب منتشر نشده «علیرضا محمودی ایرانمهر» 
يادداشت شهلا لاهيجي در روزنامه جهان صنعت 
خودمان را باور کنیم و به خودمان اعتماد داشته باشیم  
«ميلان كوندرا» به قرباني شدن انسان در جوامع توتاليته مي‌پردازد  
«سیاه وکبود»؛ پیشنهاد نوروزی «علیرضا مجابی» به خوانندگان سایت روشنگران  
نوید سهامی:«کشورهای درحال توسعه با رویاپردازی زندگی می کنند!»  
کتاب « فمینیسم و برابری طلبی در غرب و ایران» ممنوع شد!  
محمدیان: «حمید فرخ نژاد» در آشنایی‌ام با فضای جنوب نقش بسزایی داشت 
سیمای زن در سینمای ایران از آغاز تا امروز 
شهلا لاهیجی: «با حذف نام بیضایی نمی توانند او را از دنیای هنر حذف کنند!» 
خوانش «آرش» بهرام بیضایی در انتشارات روشنگران 
نادر قدیانی: «هماهنگ شده بود تا وزیر ارشاد در ساعتِ آخر جلسه هم اندیشی حضور داشته باشند»  
نوید سهامی: « رونقِ پژوهش در ایران، نیازمندِ رسیدن به خودکفایی در تولید است»  
محمدرضا مرزوقی: «در شهر کودکی ام گم شده ام» 
بهرام بیضایی: «خشمگینم از آنها که بر «سهراب کُشی» خطّ می زنند!» 
فتح الله فروغی: فروشِ کتاب، متفاوت از فروشِ کالاهایِ دیگر است  
آتشین جان: «مردم کتاب نمی خوانند، چون کتاب نمی بینند!»  
شهلا لاهیجی: هفته کتاب، هفته کتاب ما نیست!  
شهلا لاهیجی: «امسال در نمایشگاه کتاب فرانکفورت شرکت نمی کنم!»  
آنجا چراغی روشن است؟!...  
شهلا لاهیجی: «اتحادیه ناشران به دنبال رفع معضلات نیست!»  
بوطیقای فضا بیانگر مفهوم متفاوتی از فضا و سکونت  
مرزوقی: « کتابم بعد از دوسال لغو مجوز شد!»  
سلطانی: «در تنگنا قراردادن شفیعی کدکنی کار شایسته ای نیست!» 
طاهره صدیقیان: «هیچ عشقی ارزش تحمل خشونت را ندارد!» 
یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم 
سلطانی: خودشان به خودشان جایزه می دهند!  
علیرضا زندی: «ژانر وحشت در ادبیات ایران مهجور مانده» 
بهرام بیضایی: «امیدوارم اشتباه بزرگی نکرده باشم» !  
آژیدهاک؛ شکوه گر از روزگار...  
محدودیت فضای سالن روشنگران را بر ما ببخشید....  
شهلا لاهیجی: «روزی دنیا دربرابر سوریه شرمنده می شود»  
شهلا لاهیجی: آمار کتاب های «غیرمجاز» بیش از کتاب های «مجاز» است!  
آریایی ها؛ قاتل دموکراسی در عهدباستان  
چرا در نمایشگاه کتاب شرکت نکردیم!! 
«چهلم»؛ کتاب برگزیده روشنگران در سال 89  
«ستون های زمین» منتشر می شود  
لاهیچی: «یا نان نیست یا دندان»! 
کتابخانه زنان به نقل از مجله زنان 

تماس با ما

بازدید امروز : 2499
بازدید دیروز : 2653
بازدید ماه جاری : 77249
کل بازدید ها : 1376513
 

کاربران آنلاین :  4
 

  تلفن دفتر فروش : 88723936 - 88722665
  نمابر : 88722665 
  ایمیل : roshangaran68@gmail.com 
  آدرس : خیابان یوسف آباد میدان فرهنگ – خیابان 33 – نبش آماج – شماره 21- واحد 3

کلیه حقوق این سایت متعلق به انتشارات روشنگران می باشد.