منوچهر انور: « گفتار در نمایش باید کمی بی‌ادبی باشد، نه ادبی»

منوچهر انور: « گفتار در نمایش باید کمی بی‌ادبی باشد، نه ادبی»


منوچهر انور: « گفتار در نمایش باید کمی بی‌ادبی باشد، نه ادبی»

گفتگو با منوچهر انور؛ مترجم کتاب «فتحنامۀ کلات»

 

سهیلا قربانی: چندی پیش ترجمۀ انگلیسی کتاب «فتحنامۀ کلات» بهرام بیضایی توسط نشر روشنگران منتشر شد. منوچهر انور که نوزده سال پیش نمایشنامۀ «مرگ یزدگرد» بیضایی را ترجمه کرده بود، اینبار «فتحنامۀ کلات» را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است. انتشار ترجمۀ انگلیسی «فتحنامۀ کلات» انگیزه‌ای شد تا با منوچهر انور گفتگو کنیم.  

 

* اولین ترجمه‌تان از آثار آقای بیضایی نمایشنامۀ «مرگ یزدگرد» است. دلیل انتخاب این کار علاقۀ شخصی‌تان بود یا با همفکریِ آقای بیضایی به این انتخاب رسیدید؟  

«مرگ یزدگرد» یکی از فیلم‌های موردعلاقه‌ام بود و آقای بیضایی هم این را می‌دانست. از من خواست برای فیلم، زیرنویس انگلیسی بنویسم و نوشتم. نمی‌دانم کار با زیرنویس اکران شد یا نه. بعدش، آقای بیضایی از من خواست «مرگ یزدگرد» را برای چاپ جداگانه ترجمه کنم. خانم لاهیجی هم علاقمند بودند کتاب را چاپ کنند. این ماجرا مربوط به هجده نوزده سال پیش است. درواقع از زیرنویس انگلیسی شروع شد، از ترجمه گذشت و درنهایت، بعد از چند ویرایش، به چاپ رسید.

 

چرا ترجمۀ «فتحنامۀ کلات» با این فاصلۀ زمانی طولانی چاپ شد؟

دو سال بعد از ترجمۀ «مرگ یزدگرد» آقای بیضایی ترجمۀ «فتحنامۀ کلات» را هم بر عهدۀ من گذاشتند، که آنرا هم، هشت نه ماه بعد، تحویل خانم لاهیجی دادم. قرار بود فوری به چاپ برسد، اما نمی‌دانم چرا نرسید. این اواخر، دوباره چراغ کلات روشن شد و از من خواستند دوباره نگاهی به آن بیندازم و اگر لازم باشد در آن دست ببرم، که لازم شد و دست بردم و فوری به چاپ رسید-البته با چند سهو در سرشناسۀ کتاب.

 

* پیچیدگی شخصیت‌ها، زبان متفاوت نمایشنامه‌نویسیِ آقای بیضایی و واژه‌سازی‌های منحصر به فرد، بخشی از ویژگی‌های نوشتاری کارهای ایشان است. این ویژگی‌ها شما را با چه مصائبی در ترجمه روبرو کرد؟

پیچیدگی شخصیت‌ها و، به قول شما، «ویژگی‌های نوشتاری در کارهای ایشان» یکی دوتا ده‌تا نیست. بخصوص در «فتحنامۀ کلات»، که پرسوناژ بیمانند و جامع‌الاطرافی مثل آی‌بانو - زنی شریف و نازکدل و، در عین حال، مصمم و استوار - در برابر غول‌های بی‌شاخ و دم خونخواری مثل توی‌خان و توغای‌خان مغول قد علم می‌کند، و با روشن‌اندیشی و کاردانی و سیاستِ آمیخته به عطوفت، حق را، تمام و کمال به کرسی می‌نشاند. ژرفنگری و تیزبینیِ آی‌بانوی آرانی، وحشیگری و خشونت خان‌های مغول را خنثی می‌کند و، درامیخته با مناعت ذاتی، درس بزرگی به فمینیست‌های پر قیل‌و‌قال امروزی می‌دهد. همین تفاوت‌ها و تعارض‌هاست که درام را می‌سازد و لازمه‌اش هم همان پیچیدگی‌هاست. علاوه‌براین، مشکلات زبانِ «فتحنامۀ کلات» برای ترجمه خیلی بیشتر از مشکلات زبانی «مرگ یزدگرد» بود. با توجه به پیچیدگی و دشواری زبان «فتحنامۀ کلات»، به نظرم آمد که برگردانش باید کمی آزاد باشد، نه لفظ به لفظ. این باعث شد که از آقای بیضایی جوازِ کمی پا را از خط بیرون گذاشتن بگیرم و از این راه به مقصود درام نزدیکتر شوم. اصولاً، در کار ترجمه، برگردان لفظ به لفظ خیلی وقت‌ها حق مطلب را ادا نمی‌کند. بعضی‌ها به آن اعتقاد مطلق دارند، اما برخورد من با آن دوگانه است. به نظر من در ترجمه، در عین حال که باید به تک‌تک کلمات و شأن معنایی‌شان توجه کامل داشت، نباید در همه حال به برگرداندن تک‌تک آنها اصرار ورزید. چون کلمه جزئی از کل معنی است. اگر ترجمۀ  تحت‌اللفظی لطمه به کل معنی بزند بهتر است ترجمه نشود و عبارتی در کار بیابد که کمک به شکفتن معنی نهایی بکند. بنابراین باید منطقۀ معنی در زبان مبدا دقیقاً مشخص شود و در زبان مقصد، منطقۀ معنایی مشابهی برایش بوجود بیاید و مقصود نویسنده پیاده شود. من مطالب مفصلی در کتاب «عروسکخانه» با عنوان «چند اشاره به چالش ترجمه» نوشته‌ام و به این موضوع به تفصیل پرداخته‌ام. اخیرا هم کتابی را زیر چاپ داده‌ام، با عنوان «زبان زنده»، که در آن به دقتِ تمام به این مسائل پرداخته شده. اصرار به ترجمۀ لفظ به لفظ، غالباً مخل کلیتِ معنی و مقصود نویسنده است. خیلی وقت‌ها ترجمه باید کمی آزاد باشد تا به معنای کلی کار و مقصود نویسنده لطمه نزند. این کاریست که در ترجمۀ «فتحنامۀ کلات» به آن سخت پایبند بوده‌ام.

 

* با این حساب در متن تغییراتی هم اعمال شده؟

بله با آقای بیضایی به توافق رسیدیم که بعضی جملات، ویرایش و حذف یا اضافه شود. در مواردی بعضی از دیالوگ‌ها جابجا شده و بعضی گفتارهای طولانی، کوتاه‌تر.

 

* از نظر زمانی چند دقیقه از کار کم شده؟

شاید تقریبا ده دقیقه

 

* صحنه‌ای هست که به کل حذف شده باشد؟

هیچ صحنه‌ای بالکل حذف نشده، اما دیالوگ‌ها یا مونولوگ‌هایی کوتاه‌تر شده.

 

* فکر می‌کنید ترجمۀ «فتحنامۀ کلات» می‌تواند مثل «مرگ یزدگرد» اجرای صحنه‌ای موفقی داشته باشد؟

ترجمۀ «مرگ یزدگرد» در انگلستان اجرای موفقی داشت. از روی این ترجمه بتازگی «مرگ یزدگرد» را به فرانسه هم برگردانده‌اند. ولی «فتحنامۀ کلات» که البته هنوز اجرای صحنه‌ای نداشته، حسابش کاملا جداست و به ‌دور از کارهای دیگر بیضایی ‌است. اجرای صحنه‌ایش بیش از حد دشوار است.

 

* خود شما هم اجرای انگلیسی «مرگ یزدگرد» را دیدهاید؟

نه متاسفانه. ولی با کسی که آنرا به صحنه برد در تماس بودم. ازقضا، ترجمۀ فتحنامه را هم براش فرستادم که لابد دید اجراش کار آسانی نیست. اجرای کارهای بیضایی اصولاً احتیاج به یک نوع برخوردِ به کلی خاصِ خودش را دارد. بیضایی اُستاد است در نوشتنِ کارهایی که با هم هیچ شباهتی ندارند و «فتحنامۀ کلات» از این بابت اختصاصاً خاص است.

 

* آقای انور چه تفاوتی در کیفیت آثارِ مترجمی که تجربه و تحصیلات آکادمیک نمایشی دارد با مترجمی که صرفا با تکنیک‌های کارِ ترجمه آشناست وجود دارد؟ اصلن لزومی هست که مترجمِ آثار نمایشی، آموزش‌های تئاتری هم ببیند؟

موضوع مهمی را عنوان کردید. مسئله اینست که دیالوگ‌نویسی برای نمایشنامه به کلی امر جداییست از کار داستان یا رمان‌نویسی. دیالوگ یعنی حرف‌هایی که از دهن آدم‌ها بیرون می‌آید و باید به همان شکل طبیعی اصلی ادا شود. و شکل طبیعی اصلی در زبان گفتار فارسی پر از زیر و بم‌ها و شکستگی‌های خاصی‌ست که در ترجمه باید دقیقاً نت‌نویسی شود و صداهاش دربیاید و حقش ادا شود. برای ترجمۀ نمایشنامه، معیارمان باید زبان گفتارمان باشد، اما چون بسیاری از مترجمانِ حتی درجه اولِ ما به این نکته توجه کافی نمی‌کنند، کارشان در ترجمۀ دیالوگ «شکل ادبی» به خود می‌گیرد، درصورتیکه گفتار در نمایش باید، در واقع، کمی «بی‌ادبی» باشد نه «ادبی». این اشکالِ کارِ نویسندگان و مترجمانِ ماست که چون سابقۀ تئاتری ندارند عمدتا کارشان یا قابل اجرا نیست، یا ترجمه‌هاشان شکل ادبی پیدا می‌کند و کار بازیگر و کارگردان دشوار می‌شود. مترجمی که می‌خواهد نمایشنامه ترجمه کند حقاً باید تجربۀ عملی و بصیرت نمایشی داشته باشد.

 

* هنرمندی بوده که آثارش روی شما، بالاخص روی کار ترجمه‌تان اثرگذار باشد؟

بله، شکسپیر. دلبستگی من به شکسپیر شبیه دلبستگی‌ام به مولانا و حافظ و سعدی و فردوسی است. موسیقیِ کلامِ شکسپیر منحصر به فرد است. بیش از شصت‌و‌پنج سال است که سرم پر بوده از موسیقی شعر شکسپیر و ضرباهنگ و زیر و بم‌های کلامش که، اگر نمی‌بود، ترجمۀ «فتحنامۀ کلات» به چنین شکلی درنمی‌آمد. خودم کاملا متوجه این تاثیر هستم. من مونولوگ‌های شکسپیر را شصت‌و‌پنج سال است با خودم زمزمه می‌کنم. زمانیکه در آکادمی سلطنتی هنرهای دراماتیکِ لندن تحصیل می‌کردم، در چند نمایشنامۀ شکسپیر بازی کرده‌ام. از این گذشته، در سال‌های پنجاه، بسیاری از نمایشنامه‌های شکسپیر را روی صحنه دیده‌ام که در آن‌ها هنرپیشگان بزرگی چون جان گیلگود، رالف ریچاردسون، لارنس‌الیویه، پال‌سکوفیلد، اورسن‌ولز و دیگران بازی کرده‌اند. هر کاری که از آن به بعد در پیوند با فارسی‌نویسی و ترجمه و گویندگی انجام داده‌ام برخوردار از همان آموزش‌ها و تجربه‌هاست.

 

* کیفیت اجرای نمایشنامه‌های شکسپیر در ایران رضایتبخش هست؟

من در این میدان هنوز اجرای دلخواهی به فارسی ندیده‌ام. تنها کاری که به نظرم خوب بوده، دوبلاژ فیلم روسیِ «هملت» است که کاووس دوستدار نقش هملت را خیلی خوب از کار دراورده. نمی‌‌گویم ترجمۀ فارسی این فیلم ترجمۀ خوبیست. اصولاً گمان نمی‌کنم که بشود حق دیالوگ‌های شکسپیر را به زبان فارسی، آنچنان که باید و شاید ادا کرد. این کار را فقط ناصرالملک توانسته تا حدودی انجام بدهد- البته نه به این معنی که توانسته باشد حق مطلب را چنان که باید و شاید ادا کند. اشعار حافظ هم مثل آثار شکسپیر همین وضعیت را دارد. نمی‌شود آن‌ها را، چنان که باید و شاید، به زبانی دیگر برگرداند. گاهی باریک‌ترین و لطیف‌ترین حرف حافظ  در ترجمه، حالت عجایب-غرایب پیدا می‌کند. در هر زبانی، مطلب هرچه باریک‌تر و لطیف‌تر،  برگردانش به زبان دیگر دشوارتر! و به نسبتی که این باریکی و لطافت اوج می‌گیرد، کار ترجمه دشوارتر می‌شود. ترجمۀ بازی‌های شکسپیر، به علت اوج معنی و کیفیت موسیقایی و ابداعات کلامی، مثل ترجمۀ اشعار حافظ، شکل عجایب-غرایب به خود می‌گیرد.

 

* وضعیت کلی ترجمه در ایران چطور است؟

بیشتر کارها چندان رضایت‌بخش نیست. سلیمان حییم که یک‌تنه فرهنگ فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی را نوشت، البته کار بزرگی کرد. اما این کار بزرگش باعث شد که تعداد مترجمان یکشبه یک به صد شود. قلم‌به‌دستانی تصور کردند که ترجمه یعنی لغت به لغت از دیکشنری معنی درآوردن، که خطرناکترین خطاست در کار ترجمه! کسی اگر احاطۀ کافی به زبان‌های مبداء و مقصد نداشته باشد و فقط از راه دیکشنری بخواهد به مقصد برسد، خودش و خواننده را گول زده. دیکشنری شبیه به میدان مین است. مترجم سختگیر چیزی را که دنبالش ‌است خیلی وقت‌ها در دیکشنری پیدا نمی‌کند و، در نتیجه، معنی شل‌وپل می‌شود. در دیکشنری فقط چیزهایی پیدا می‌شود که دست مؤلف به آن‌ها رسیده، اما ورای دست مؤلف، هزاران هزار معنی در کار است.

 

* همین مسئله باعث شده در سال‌های اخیر اشتباه‌های فاحشی در ترجمۀ انواع متن‌ها ببینیم که متاسفانه تعدادشان هم کم نبوده...

بله، در این میدان، «اشتباه‌های فاحش» فراوان می‌بینیم. در کتاب «زبان زنده»، که حرفش‌ را زدم، مفصلاً به این موضوع پرداخته‌ام. الان بسیاری از ترجمه‌هایی که مردم می‌خرند صرفاً تولیدات صنعتی و محصولات تجارتی‌ست که بازاری دارد برای خودش. ولی کجاست کاری که به کار‌های نجف دریابندری نزدیک شود؟

 

بعنوان آخرین سوال، احتمال دارد ترجمۀ کارهای آقای بیضایی را ادامه بدهید؟

این سوال را دیگر باید از آقای بیضایی بکنید.

 

 

لینک خرید کتاب «فتحنامۀ کلات» از سایت روشنگران با 20 درصد تخفیف:

http://roshangaran-pub.ir/bookshow/314


بازدید : 1256



نظر کاربران :


نظر شما در باره این خبر :



اخبار مرتبط :

«عَشَقه» رحمانیان به کتابفروشی‌ها رسید 
بيضايي و كوندرا همچنان پرطرفدار هستند 
اوتیسم در رمانی با چاشنی عشق، مهاجرت و تنهایی 
گزارشی از مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در تئاترشهر 
محمد رحمانیان در مراسم رونمایی از تازه‌های نشر روشنگران سخنرانی خواهد کرد 
رونمایی از تازه‌های انتشارات روشنگران در تالار مشاهیر مجموعه‌ی تئاترشهر 
شهلا لاهیجی: «مطمئن هستم شما نیز «متولد شانزده آگوست»؛ جدیدترین اثر سپیده محمدیان را به جد دوست خواهید داشت.» 
پرفروش‌های نشر روشنگران در تیرماه 1396 
اجراي قانون اساسي، مهم‌ترين خواسته ما است 
یادداشتی از شهلا لاهیجی درباره‌ی رمان «پشت حصار» 
بخشی از رمان «سه نقطه در رویا» نوشته‌ی سهیلا مهاجر ایروانی 
بخشی از رمان «بن‌بست خاله رُزا» نوشته‌ی علیرضا مجابی 
سهیلا مهاجر ایروانی: «سه نقطه در رویا؛ قصه‌ی سه زن از سه گوشه‌ی متفاوت دنیا و با یک نقطه اشتراک...» 
علیرضا مجابی از رمان «بن‌بست خاله رُزا» می‌گوید... 
یادداشتی از ف-نوری؛ نویسنده‌ی رمان «بُعد پنجم پیش از گذشته» 
انتشار رمانِ «بُعد پنجم پیش از گذشته» به زبان آلمانی 
پیام تسلیت انتشارات روشنگران در پی درگذشت مریم میرزاخانی 
کتاب‌هایی برای شنیدن 
نگاهی به تازه‌ترین کتاب‌های صوتی نشر روشنگران 
«درباره‌ی آزادي» و «لاك نقره‌اي» را بشنويد! 
رمان «متولد 16 آگوست» به قلم سپیده محمدیان منتشر شد 
پیام تسلیت انتشارات روشنگران در پی وقوع حوادث تروریستی در تهران 
شهلا لاهیجی: «بالاخره بخت با ما یار شد...» 
معرفی کتاب «دیگری» در خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) 
«عشقهای خنده‌دار» میلان کوندرا به چاپ پانزدهم رسید 
بخشی از کتاب صوتی «لاک نقره‌ای» 
مجموعه داستان کوتاه «لاک نقره‌ای» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
بخشی از کتاب صوتی «درباره‌ی آزادی» 
کتاب «درباره‌ی آزادی» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
رمانی اجتماعی بعد از سال‌ها از محاق در آمد 
کتاب‌های تازه نشر روشنگران از بیضایی تا یک کتاب انتخاباتی 
متن تکذیبیه‌ی شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 
پیام تبریک شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران به مناسبت پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 
بنفشه حجازی: «رای دادن، حفظ آخرین سنگرِ جمهوری‌ست.» 
می‌گویم دوباره روحانی... 
من فارغ از شور انتخاباتى كه وجود دارد به آقاى روحانى راى خواهم داد 
در انتخابات شرکت می‌کنم و به حسن روحانی رای مشروط می‌دهم 
به روحانی رای می‌دهم 
به حسن روحانی رای می‌دهم 
ما رای می‌دهیم تا آرامش ادامه یابد 
کتاب «شوخی» میلان کوندرا به چاپ شانزدهم رسید 
شهلا لاهیجی از «روایت حوا و خوشه‌ی گندم» می‌گوید... 
«سفر به شب» بهرام بیضایی پرفروش‌ترین کتابِ روشنگران در نمایشگاه کتاب 
معرفی رمان «از روزهای اخگر و زنگار» 
اگر نمی‌توانید در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور داشته باشید... 
آخرین اخبار سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سایت و کانال نشر روشنگران 
نشر روشنگران در سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 
«عقده‌ی سیندرلا» به چاپ سوم رسید 
کتاب «جنسیت و فلسفه سیاسی انتخابات» منتشر شد 
رمان «از روزهای اخگر و زنگار» منتشر شد 
کتاب «درام کودک با استعداد بودن» منتشر شد 
فیلمنامه‌ی «سفر به شب» بهرام بیضایی به زودی منتشر می‌شود... 
پیام تبریک مدیر انتشارات روشنگران به مناسبت فرارسیدن عید نوروز 
به مناسبت فرارسیدن عید نوروز 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «گفتمان زنانه» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «تحلیلی بر بازتاب اسطوره در سینمای بهرام بیضایی» 
بخشی از رمان «در جستجوی فرخنده» با صدای نویسنده 
معرفی کتاب «حلقه- نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران» با صدای نویسنده 
شهلا لاهیجی: «چشم به راهِ دولتِ کلید و امید می‌مانیم» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «نامه‌های زنان ایرانی» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی مجموعه داستان «او می‌برد» 
علیرضا مجابی از رمان «در جستجوی فرخنده» گفت... 
یادداشت اختصاصی مترجم کتاب «مکبث» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «تغییرات اجتماعی در ایران از نگاه مورخان پارسی‌نویس-بلعمی تا جوینی-» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی رمان «بعد پنجم- پیش از گذشته» 
معرفیِ کتاب «دیگری» توسط شهلا لاهیجی 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان» 
یادداشتِ اختصاصی نویسنده‌ی رمان «پشت حصار» 
یادداشتِ اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «وقایع‌نگاریِ نگاه» 
یادداشت اختصاصی رامین مستقیم؛ مترجمِ کتاب «حقوق انسان» 
اقتصاد نشر در حال فروپاشی است 
گزارشی از مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های نشر روشنگران در سال 95 
گزارش تصویری 
مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های نشر روشنگران 
کتاب «تیغ و سنت» نوشته‌ی رایحه مظفریان منتشر شد 
یادداشت نوذر اسمعیلی به انگیزه‌ی انتشار مجموعه داستان «وقایع‌نگاریِ نگاه» 
کتاب «خاش و گلبرگ‌های خشخاش» منتشر شد 
یادداشتی بر کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
زن، صلح، محیط زیست، جامعه مدنی 
مراسم آغاز به کار و اعلام موجودیت كانون عالی زنان و توسعه پايدار ايران همراه با رونمایی از کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
یادداشت علیرضا مجابی؛ نویسنده رمان «در جستجوی فرخنده» 
رمان «در جستجوی فرخنده» منتشر شد 
بالاخره یکی باید بایستد ... 
بچه‌های «پشت حصار» ... 
رمان «پشت حصار» منتشر شد 
رمان «در جستجوی فرخنده» به زودی منتشر می شود... 
«روانشناسی توده ها» تجدیدچاپ شد 
«مهمانی خداحافظی» میلان کوندرا به چاپ هشتم رسید 
کانال رسمی انتشارات روشنگران در تلگرام 
مکبثِ منظوم 
ترجمه‌ی منظوم «مکبث» منتشر شد- همزمان با چهارصدمین سالگرد درگذشت ویلیام شکسپیر 
زنِ ایرانی و اجتماعی شدن در عصر مشروطه 
«نامه‌های زنان ایرانی» منتشر شد 
قصه‌گویی برای کتابداران 
برای آنهایی که جهان را تنها در چهار بُعد نمی‌بینند! 
رمان «بُعد پنجم- پیش از گذشته» منتشر شد 
کتاب «جامعه‌شناسی خانواده» تجدیدچاپ شد 
ویرایش جدید کتاب «ادبیات کودکان و نوجوانان» منتشر شد 
دیدار با «دیگری» 
کتاب «دیگری» منتشر شد 
کتاب «بررسی روان‌شناختی خودکامگی» تجدیدچاپ شد 
در دفاع ازجهان‌نو 
معرفی کتاب های پرفروشِ انتشارات روشنگران در ماه گذشته 
یادداشتی از شهلا لاهیجی به انگیزه‌ی انتشار ترجمه‌ی انگلیسی نمایشنامه‌ی «فتحنامه‌ی کلات» 
یادداشتی از بهرام بیضایی برای منوچهر انور 
نمایشنامه‌ی «فتحنامه‌ی کلات» به زبان انگلیسی ترجمه شد 
چرا حقوقِ انسان؟ 
سمانه امیری و «کمی آن طرفتر»... 
بنفشه حجازی: «جنازه‌ی کتاب بر دستمان مانده!» 
 
کتاب «حلقه»-«نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران» منتشر شد 
مریم افشار: اسطوره دنیایی اسرارآمیز است... 
«پیام فوری از مادر زمین» : مادر زمین به کمک شما نیازمند است!! 
اول زیارت اهل قبور، بعد زیارت اهل کتاب 
کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
اطلاع از آخرین اخبار و فیلم و عکس های نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در نمایشگاه کتاب 
هدف از برگزاری نمایشگاه، صرفا فروش کتاب نیست! 
شهرو خبر کن خبر کن بگو... 
یادداشتی از شقایق فیروزی؛ نویسنده مجموعه داستان های کوتاه «او می برد» 
مجموعه داستان کوتاه «او می برد» توسط انتشارات روشنگران منتشر شد 
یادداشتی بر کتاب «تغییرات اجتماعی از نگاه مورخان پارسی نویس: بلعمی تا جوینی»  
کتاب «نشریات ویژه زنان» تجدید چاپ شد  
کتاب «تغییرات اجتماعی در ایران از نگاه مورخان پارسی نویس-بلعمی تا جوینی-» منتشر شد 
کتاب «اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان» منتشر شد 
پرچمداری زنان ایران در زمینه تحقق اهداف سند توسعه هزاره  
جامعه شناسی، عینیت و جنسیت  
خیز زنان برای تصاحب کرسی های مجلس دهم- رونمایی از طرح تغییر چهره مردانه مجلس 
خیز زنان برای تصاحب کرسی های مجلس دهم- زنان ایران برای ورود به عرصه رقابت های انتخاباتی آماده می شوند 
کتابی با فصل های متفاوت نسبت به آثار فلسفی- با تماشای تلویزیون هم می توانید فیلسوف شوید 
تجربه نوشتن از بهرام بيضايی 
گفتگوی خبرگزاری کتاب ایران با «مریم افشار»  
یادداشتی از دکتر علی سراج در ارتباط با کتاب «گفتمان زنانه» 
کتاب «تحليلي بر بازتاب اسطوره در سينماي بهرام بيضايي» منتشر شد  
«گفتمان زنانه»؛ تازه‌ترین اثر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان بر پیشخوان کتابفروشی‌ها  
پرینوش صنیعی: سکوت رسانه ها بهتر از ایجاد مشکلات پیش بینی نشده است! 
یادداشت عصمت عباسی به انگیزه صوتی کردن کتاب «اگر بودی میگفتی...» 
تب نمایشگاه کتاب- یادداشت شهلا لاهیجی منتشر شده در روزنامه آرمان 
یادداشت همایون عالمی؛ نویسنده کتاب «سایه های نور» 
انتشار شش داستان از کتاب منتشر نشده «علیرضا محمودی ایرانمهر» 
خودمان را باور کنیم و به خودمان اعتماد داشته باشیم  
«ميلان كوندرا» به قرباني شدن انسان در جوامع توتاليته مي‌پردازد  
شهلا لاهیجی: «با حذف نام بیضایی نمی توانند او را از دنیای هنر حذف کنند!» 
بوطیقای فضا بیانگر مفهوم متفاوتی از فضا و سکونت  
طاهره صدیقیان: «هیچ عشقی ارزش تحمل خشونت را ندارد!» 
سلطانی: خودشان به خودشان جایزه می دهند!  
علیرضا زندی: «ژانر وحشت در ادبیات ایران مهجور مانده» 
بهرام بیضایی: «امیدوارم اشتباه بزرگی نکرده باشم» !  
آژیدهاک؛ شکوه گر از روزگار...  
محدودیت فضای سالن روشنگران را بر ما ببخشید....  
چرا در نمایشگاه کتاب شرکت نکردیم!! 
«چهلم»؛ کتاب برگزیده روشنگران در سال 89  
«ستون های زمین» منتشر می شود  
لاهیچی: «یا نان نیست یا دندان»! 
«آینه‌های روبرو»؛ آتشی که دوباره شعله‌ور شد 
جای بزرگ بیضایی در خانه خالی است 
«سفر به شب» بهرام بیضایی کتابِ پرفروشِ نشر روشنگران در نمایشگاه کتاب 
اثر تازه‌ای از بیضایی در راه است 
خوانش نمایشنامه «شب هزارویکم» در تالار مشاهیر تئاترشهر 
كتاب تازه‌اي از بهرام بيضايي در راه است 
پیشنهاد نوروزی مریم افشار: کتاب «هزار افسان کجاست؟» 
تازه‌های نشر روشنگران در بهار 96 
خرد جمعی می‌گوید دوباره به روحانی رای بدهیم- با «سفر به شب» استاد بیضایی می‌آییم 
رونمایی از ترجمه‌ی انگلیسی کتاب «فتح‌نامه‌ی کلات» 
شب بیضایی 
مردی برای تمام فصول 
راز هزارتوی هزارویک‌شب 
دور از وطن اما پُركار و محبوب 
کتاب‌های پرفروش‌ نشر روشنگران در بهمن‌ماه 1395 
آی عشق چهره آبی‌ات پیدا نیست 
به بهانه‌ی پنجاهمین سال درگذشت فروغ فرخزاد 

تماس با ما

بازدید امروز : 1907
بازدید دیروز : 3145
بازدید ماه جاری : 63717
کل بازدید ها : 161033
 

کاربران آنلاین :  3
 

  تلفن دفتر فروش : 88723936 - 88722665
  نمابر : 88722665 
  ایمیل : roshangaran68@gmail.com 
  آدرس : خیابان یوسف آباد میدان فرهنگ – خیابان 33 – نبش آماج – شماره 21- واحد 3

کلیه حقوق این سایت متعلق به انتشارات روشنگران می باشد.