یک خاطره و باز کوچه بن بست...

یک خاطره و باز کوچه بن بست...


یک خاطره و باز کوچه بن بست...

 
* شهلا لاهیجی
 
هفت، هشت سالی از من جوان‌تر بود و ورزشکار و خوش‌بنیه. آستین بارانی مرا گرفته بود و به دنبال خودش می‌کشید. من نفس‌زنان و افتان و خیزان، چشم بسته اختیارم را به دستش داده بودم چون از شدت خستگی و نفس‌تنگی چشم‌هایم جایی را نمی‌دید.
 
تمام طول کوچه‌ی باریک و بلند را دویده بودیم بی‌آن‌که به علامت «بن‌بست» در سر کوچه دقت کنیم و حالا باز داشتیم دوان دوان به سر کوچه باز می‌گشتیم؛ پا به دو و در حال فرار.
 
پشت سرمان از جایی دور صدای تک تیرهای هوایی سکوت آن کوچه خلوت را می‌شکست و من که به درستی نمی‌دانستم از چه دارم می‌گریزم، با صدایی شکسته که از خشکی دهان و تشنگی خش‌دار شده بود، گفتم: «وایستا!‌ دیگر نمی‌توانم، همین الان از حال می‌روم». لختی ایستاد و در حالی که نفس تازه می‌کرد، با چهره‌ای گل‌انداخته و چشمانی که برقش را هنوز هم می‌توانم به یاد بیاورم، گفت: «فقط پنجاه شصت نفر دیگر تا سر خیابان و شلوغی میدان مانده، به آن‌جا که برسیم، خطر رفع شده. اشتباه کردیم که توی کوچه‌ی بن‌بست پیچیدیم.
 
تو را به خدا مسخره‌بازی در نیاور ـ اگر توی این کوچه‌ی خلوت گیرمان بیاندازند، دخلمان آمده. باید داخل جمعیت می‌ماندیم. جرأت نمی‌کنند به این همه آدم تیراندازی کنند. حالا هم تا سر خیابان طاقت بیاور، بعد با صدایی که اصلاً‌ رنگ خستگی نداشت و انگار از یک منبع فوق زمینی نیرو می‌گرفت، در حالی که بازوانش را حایل شانه‌های خمیده از خستگی من کرده بود، می‌گفت: «ببین چه با شکوه است. گفتم چی باشکوه است گفت مبارزه‌ی مردم ما علیه استبداد. همین الان تاریخ دارد این رویداد را می‌نویسد من و تو هم تویش هستیم.»
 
با تمام خستگی و بدحالی، خنده‌ام گرفت و برای این که نیشی‌زده و وضع بدم را یاد‌آوری کرده باشم، نفس‌زنان گفتم: «توی این تاریخ ماجرای کوچه‌ی بن‌بست و مچ پای رگ به رگ شده‌ی مرا هم می‌نویسند؟ فکر نمی‌کنم. تاریخ این مملکت فقط روایت زندگی و مرگ حکومت‌کنندگان است به حکومت شوندگان کاری ندارد.»
 
گفت: «اشتباه می‌کنی. این دفعه با همیشه فرق دارد. حتماً‌ از ما نام می‌بَرَد. از مردم نام می‌بَرَد. ما،‌ ما که داریم دیکتاتوری را به گور می‌فرستیم. ما مردم. ما زن‌ها و مردهای گمنام. مطمئن باش!‌ تاریخ از ما نام می‌برد.چاره‌ی دیگری ندارد. سقوط یک سلطنت دوهزاروپانصد ساله به دست مردم گمنام، دست خالی، بدون اسلحه. مقابل حکومت تا دندان مسلح. آره مطمئن باش که از ما نام می‌برد. از مردم نام می‌برد.»
 
فقط خواهش می‌کنم این جوری وا نده! آبروریزی است. اگر از پا بیفتی، آن هم نه از زخم گلوله، فقط از پیچ‌خوردگی مچ پا و تنبلی و تنگی نفس.» بعد، با سماجت دستم را کشید و بی‌آن‌که به آه و ناله‌ام وقعی بگذارد، کشان کشان تا سر خیابان برد و ما داخل جمعیت شدیم. خطر گذشته بود. اولین روزهای زمستان سال 57 بود. من برای کاری از شهرستان به تهران آمده بودم، به خانه‌ی او که دوست نزدیکم بود. و او من را با اصرار به تظاهرات کشانده بود. مردم شعار دادند و صدای شلیک تیرهای هوایی بلند شد و من که سال‌ها در شهرستان زندگی کرده و این چیزها را ندیده بودم بی‌اختیار پا گذاشته بودم به فرار و به دنبال او پیچیده بودم توی کوچه‌ی بن‌بست کذایی. در این میان پایم هم پیچ‌خورده بود و لنگ می‌زدم. او برای این که من را توی شلوغی گم نکند، دستم را محکم گرفته بود توی دستش و ما می‌دویدیم و من با آن وضع افتضاح مانده بودم روی دستش.
 
خوشبختانه ماجرا به خیر گذشت.
 
در راه بازگشت به خانه هر دو ساکت بودیم. من به دلیل خستگی و ذُق‌ذُق مچ پا و او لابد از عصبانیت به خاطر بی‌دست و پایی من که باعث شده بود جمعیت را ول کند و همراه من راهی خانه شود. برای این‌که جوّ سکوت را شکسته و دلش را به دست آورده باشم، بی‌مقدمه گفتم: «واقعاً‌ بر این باوری که این بار تاریخ مردم دارد نوشته می‌شود و من و تو هم تویش هستیم؟» اخمش وا شد و دوباره همان برق کذایی در چشمانش درخشید و با صدایی محکم و اطمینان‌بخش گفت: «معلوم است که نوشته می‌شود.»
 
معلوم است که از ما یاد می‌کند. البته نه با اسم و رسم. چه اهمیتی دارد؟ آن تابلوی فتح باستیل یادت هست که به دیوار اتاقت زده بودی، و زنی که پرچم پیروزی را بر دوش داشت و آن شعار برادری، برابری، مساوات. آن زن ناشناس برای همیشه در تاریخ ثبت شده است. گفتم توی شعارهایتان از خواسته‌ها و حقوق زنان خبری نبود. لب گزه‌ای رفت و دوباره اخم‌هایش را درهم کشیده و گفت: «چرا همه‌جا فوراً‌ پای زن‌ها را به میان می‌کشی. الان که وقت این حرف‌ها نیست. به روند انقلاب لطمه می‌زند. چون رژیم از آن‌ها به نفع خودش استفاده می‌کند. خواستم چیزی بگویم. ترسیدم باز دلخور شود. ساکت ماندم اما توی دلم گفتم: «این هم از آن حرف‌هاست.»
 
چند روز بعد به شهر محل اقامت برگشتم.
 
انقلاب به پیروزی رسید و من به تهران نقل مکان کردم. دوستم جابه‌جا شده بود و من نه تلفنش را داشتم و نه آدرس خانه‌اش را.
 
در اردیبهشت 58 در نشست اعتراض‌آمیزی که در پی سلب حق قضاوت از زنان قاضی در دانشگاه برپا شده بود، ناگهان چشمم به او افتاد که داشت برگه‌ای را بین جمعیت پخش می‌کرد. صدایش زدم و شادی‌کنان یکدیگر را در آغوش گرفتیم. بعد از چاق سلامتی گفتم: «تبریک می‌گویم ـ انقلابت به پیروزی رسید در حالی که صورتش از خشم گل انداخته بود گفت «می‌بینی» گفتم «چی را می‌بینم؟» گفت جبهه‌گیری علیه زنان را بعد با لحنی نزدیک به گریستن گفت: «18 اسفند تهران بودی» گفتم «نه» گفت خبرهایش را هم نشنیدی؟ گفتم «ای کم و بیش» گفت «شعار می‌دادند یا روسری یا توسری» گفتم سخت نگیر ـ درست می‌شود. گفت «آخر همه‌ی گروه‌های سیاسی و روشنفکران در این مورد سکوت کرده‌اند. هیچ کس حاضر نیست درباره‌ی مسایل زنان پافشاری کند. همه می‌گویند وقتش نیست.»
 
برای آن‌که سایه‌ی ترس و اندوهی را که جان‌های هر دوی ما را در خود گرفته بود، شکسته باشم، با لحنی نیمه شوخی و نیمه جدی گفتم: «یادت می‌آید آن روزی که من و تو توی اون کوچه‌ی بن‌بست پشت میدان می‌دویدیم و تاریخ داشت نوشته می‌شد. و نزدیک بود یک جنازه روی دستت بماند، آن هم از تنگی نفس و پیچ‌خوردگی مچ پا؟» سایه‌ی لبخندی از چهره‌اش عبور کرد و گفت ای کاش در همان شعارهای انقلاب وضع زنان را روشن کرده بودیم. گفتم: «وضع زنان را؟» مگر زنان ملت جداگانه‌ای هستند؟ گفت «نه، ولی این طور پیداست که زنان باید تاوان خبط و خطاهای رژیم گذشته را بدهند.
 
مگر نمی‌بینی زنان قاضی را از پست‌های خود معلق کرده‌اند؟ گفتم: «این اعطایی ملوکانه بود.» گفت: «اصلاً این‌طور نیست. زنان قاضی از بهترین و باسوادترین اعضای کادر قضایی کشور بودند. لیاقت خودشان آن‌ها را به آن سمت رسانده بود.» گفتم: «دلخور نباش! دوباره لیاقت و سوادشان را نشان می‌دهند و باز... » توی حرفم دوید و گفت «یعنی 20 ـ 30 سال دیگر صبر کنم که به جایی برسیم که امروز هستیم؟»
 
همهمه‌ای از گوشه‌ی سالن صحبتمان را قطع کرد. زنی میان‌سال در حالی که چادرش را به کمرش بسته بود و عده‌ای هم او را همراهی می‌کردند، دم در ورودی سالن با بانیان مجلس درگیر شده بود. بلندبلند ناسزا می‌‌گفت و با لهجه‌ای نیمه شهری و نیمه روستایی شعارهایی را هم چاشنی آن می‌کرد و همراهانش هم دم می‌گرفتند.
 
دوستم مدتی با نگاهی خالی به در ورودی خیره شد و بعد از مکثی گفت: «می‌بینی خود ما را به جان خودمان انداخته‌اند» و مثل سایه‌ای دور شد من که هنوز با رویدادهای شهر بزرگ خو نکرده بودم، بی‌سروصدا سالن را ترک کردم و باز یادم رفت تلفن و آدرس جدید دوستم را بگیرم و باز برای مدتی از او بی‌خبر ماندم. ...
 
یک سال بعد او را در فرودگاه دیدم. لاغر و تکیده شده بود. با حالتی عصبی با گره‌ی روسریش ور می‌رفت. به طرفش دویدم و با هیجان گفتم: «دیگر نمی‌گذارم شماره‌ی تلفن نداده از دستم در بروی.» با نگاهی خالی و صدایی خسته و بغض‌آلود گفت: «تلفنی در کار نیست. دارم از ایران می‌روم.» گفتم: «به همین زودی جا زدی؟» گفت: «از کار اخراج شده‌ام. برادرم در آلمان است. قول داده خرج تحصیل مرا بدهد و دستم را جایی برای کار بند کند. می‌روم درسم را ادامه بدهم.» گفتم: «پس تاریخ چه می‌شود؟ جای اسم تو خالی می‌ماند...» با بی‌حوصله‌گی گفت: «تو دیگر سربه‌سرم نگذار.» گفتم: «اصلاً‌ شوخی نمی‌کنم. خیلی هم جدی می‌گویم. خودت گفتی تاریخ این مردم دارد نوشته می‌شود. نباید این «مردم» را بگذاری و بروی به ساحل عافیت.» گفت: «مردم تاریخ را می‌سازند اما بادمجان دور قاب‌چین‌ها آن را می‌نویسند و آنان که خواهان قدرتند بر عرش جا می‌گیرند و وقتی عرش‌نشین شدند مردم را فراموش می‌کنند.»
 
گفتم: «اگر حرف تو درست باشد، تاریخ همین وقایع را هم دارد ثبت می‌کند. فقط باید به درستی راه ایمان داشته باشیم» گفت: «خواهش می‌کنم تو یکی برایم شعار نده، به اندازه‌ی کافی با خودم کلنجار رفته‌ام». یک جای کار اشکال دارد و من نمی‌توانم پیدایش کنم. فکر می‌‌کنم مردم ما از زن و مرد روزهای مهم و سختی را پیش رو دارند. یک آزمایش بزرگ تاریخی...»
 
دوباره دستش به طرف گره‌ی روسریش رفت و با حالتی عصبی آن را محکم کرد.
گفتم: «تو که داری می‌زنی به چاک...» اشکش سرازیر شد. با لحنی پوزش‌خواه گفت: «حق داری سرزنشم کنی. ولی من در حال حاضر توانایی روحی و جسمی ماندن در اینجا و شرکت در این آزمون را ندارم. مایوس و افسرده و بی‌کار و خسته‌ام. الان این‌جا به هیچ دردی نمی‌‌خورم. می‌روم تا بیشتر یاد بگیرم.»
 
از نقب زدن به گذشته و لاروبی خاطره‌ها بیزارم. به باور من «فراموشی» موهبت گرانبهایی است که به انسان ارزانی شده. از یاد بردن خاطره‌های تلخ، اندوه مرگ یاران از دست رفته، خاکسپاری آرزوهای جامه‌عمل نپوشیده....
 
«فراموشی» کمکمان می‌کند که با «حال» کنار بیاییم و مدارا کنیم. وگرنه، آدم دق می‌کرد. پس چرا این خاطره‌ها را زنده می‌کنم و زخم‌های کهنه را می‌خراشم که تازه و خون‌چکان شوند.
 
دوستم را دیگر ندیدم تا چند شب پیش که در منزل دوستی او را در یکی از همین برنامه‌های ماهواره‌ای دیدم که با لحنی پرحرارت از نوشته شدن تاریخ مردم می‌گفت و یکی به نعل می‌زد و یکی به میخ. منظورش اشتباهات تاریخی مردم بود و نقدی به انقلابشان. نتوانستم طاقت بیاورم. از اتاق زدم بیرون به بهانه‌ی هواخوری و به آسمان پر ستاره نگاه کردم و به سکوت و صدای جیرجیرک‌ها گوش سپردم و یاد آن روز کذایی و نفس بریده و پای لنگ و حرف‌های دوستم افتادم که با چه حرارتی از انقلاب مردم که دیکتاتوری را سرنگون کردند و تاریخی که دارد نوشته می‌شود، سخن می‌گفت. زیرلب با خودم زمزمه کردم:
 عزیز دل! تاریخ مردم حتما دارد نوشته می‌شود. هر لحظه و هر ساعت. اما تو باز عوضی به کوچه‌ی بن‌بست پیچیدی...

بازدید : 3605



نظر کاربران :


نظر شما در باره این خبر :



اخبار مرتبط :

پرسش هویت‌یابی در حوزه زنان با آثار بیضایی آغاز شده است 
گزارش از نشست «معرفی و نقد کتاب شناخت هویت زن ایرانی» 
نقد و بررسی رمان «تخم پوچ» در کانون داستان ملل 
یادداشت دلگشا در ایلنا 
زنی برای تمام فصول (سینمای اجتماعی و رخشان بنی‌اعتماد) 
نشست معرفی کتاب «شناخت هویت زن ایرانی ۲» در کتابخانه فرهنگسرای شفق 
گزارش مراسم رونمایی تخم پوچ در 8 شهریور 
معرفی تازه های کتاب 
معرفی تازه های کتاب 
معرفی تازه های کتاب 
«مشروطه، زنان و تغییرات اجتماعی» منتشر شد 
کتاب «نظريه‌ی رمان: از رابله تا مارکز» منتشر شد 
کتاب «زن در قصه‌های پریان» منتشر شد 
مکتوبات خیالی (اسنادی از گفتمان سیاسی عصر مشروطه) منتشر شد 
یادداشت اختصاصی علی باغدار دلگشا 
شهلا پدران پسران 
شهلا هایپشیا 
«پدران و پسران از هم پاشيده» منتشر شد 
«يادواره‌ی هايپيشيا» منتشر شد 
گزارش برنامه کتاب جنسیت و مشارکت 
گزارشِ مراسم رونمایی از کتاب «تخم پوچ» در دفتر سینمای جوان کرمانشاه 
حلقه کتابخوانی صلح 
گزارش رونمایی 
رونمایی از کتاب «تخم پوچ» در دفتر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 
روزنامه ایران 
سخنرانی شهلا لاهیجی درباره‌ی کتاب «شناخت هویت زن ایرانی» در سازمان اسناد و کتابخانه ملی 
پرفروش 
عكس هاي نمايشگاه كتاب 
زاپاس نمایشگاه 97 
انتشارات روشنگران در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور دارد اما فروشِ کتاب ندارد! 
متن اسلاید شو درباره ادرس غرفه و فروش نداشتن 
اینجا فروشگاه نیست! 
معرفی شناخت هویت در اعتماد 
خودکامگی یزدیزاده 
زاپاس 96 .. 
زاپاس 96 
زاپاس 96 . 
پرفروش بهمن اسفند 96 
ویدیو شناخت یزدیزاده 
پیشنهاد نوروزی عصمت عباسی: رمان «در جستجوی فرخنده» 
پیشنهاد نوروزی مجابی 
پیام تبریک شهلا لاهیجی به مناسبت 8 مارس؛ روز جهانی زن 
۸ مارس؛ روز جهانی زن بر تمام مردم دنیا فرخنده باد 
مراسم مشهد دلگشا 
بررسی روانشناختی فرهنگ خودکامگی با حضور دکتر علی صاحبی 
جلد دوم کتاب «شناخت هویت زن ایرانی» منتشر شد 
سه عنوان کتاب از انتشارات روشنگران با 40 درصد تخفیف در طرحِ اپلیکیشن طاقچه 
مرزوقی رمان خوانی گروهی 
مرزوقی رمان خوانی گروهی 
انتشار سه کتاب بهرام بیضایی جهان صنعت 
جهان صنعت پرده نئی 
جهان صنعت اینه های روبرو 
اثری عاشقانه در بطن ماجراهای سیاسی 
پرفروش‌های نشر روشنگران در دی‌ماه 1396 
معرفی کتابهای اینه های روبرو و پرده نئی در روزنامه اعتماد 
آب شرمنده‌ی آتش شد 
اینه های روبرو منتشر شد 
او بیش از هر کس ایرانی است 
پرفروش اذر 96 
یادداشت اعتماد برای باید حرفای دیشبمو 
یادداشت اعتماد برای سفر به شب 
دیوان نمایش تجدید چاپ شد 
کودکان اوتیسم در جهانی مه‌آلود زندگی می‌کنند 
شهلا لاهیجی: «روحانی ناامید و ناامیدترمان می‌کند» 
بخشی از عشقه 
بخشی از رمان «باید حرفای دیشبمو جدی می‌گرفتی!» نوشته‌ی محمدرضا مرزوقی 
کتاب‌های پرفروش‌ نشر روشنگران در آبان 1396 
فیلمنامه‌ی «پرده‌ی نئی» بهرام بیضایی به چاپ هفتم رسید 
اهدا عواید فروش کتاب «پشت حصار» به فرزندان ایتام و معلولین 
کتاب‌های پرفروش نشر روشنگران در مهرماه 1396 
گزارش روزنامه جهان صنعت از مراسم رونمایی از بعد پنجم 
گزارشی از مراسم رونمایی و روخوانی از کتاب «بُعد پنجم- پیش از گذشته» در انجمن فرهنگی اتریش در تهران 
مراسم رونمایی و روخوانی از کتاب «بعد پنجم- پیش از گذشته» 
ترجمه یادداشت نوری از ایسنا در سایت المانی 
یادداشتی از دکتر نادر نظری به انگیزه‌ی حضور در مراسم رونمایی از تازه‌های نشر روشنگران 
رونمایی و نقد و بررسی رمان «در جستجوی فرخنده» در شهر کتاب «مهرشهر» 
عَشَقه‌ای که بعد از ده سال مجاز شد! 
روز واقعه - جهان صنعت 
روز واقعه 
سفر به شب بیضایی در ایسنا 
شهلا لاهیجی: «نمایشگاه‌های فرهنگی، محلی برای دعوای دولت ها نیستند» 
«عَشَقه» رحمانیان به کتابفروشی‌ها رسید 
بيضايي و كوندرا همچنان پرطرفدار هستند 
اوتیسم در رمانی با چاشنی عشق، مهاجرت و تنهایی 
ده سال گذشت 
عشقه 
پرفروش شهریور 96 
«آینه‌های روبرو»؛ آتشی که دوباره شعله‌ور شد 
یادداشت نویسنده‌ ایرانی برای چاپ رمانش به آلمانی 
پرفروش مرداد 96 
«باید حرفای دیشبمو جدی می‌گرفتی!» از حصر آزاد شد! 
رمانی که پس از سال‌ها بالاخره توانست مجوزِ چاپ بگیرد! 
گزارش متنی 
گزارشی از مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در تئاترشهر 
محمد رحمانیان در مراسم رونمایی از تازه‌های نشر روشنگران سخنرانی خواهد کرد 
رونمایی از تازه‌های انتشارات روشنگران در تالار مشاهیر مجموعه‌ی تئاترشهر 
دنیای حیرت‌انگیز محک؛ مجموعه‌ای از غم و شادی 
شهلا لاهیجی: «مطمئن هستم شما نیز «متولد شانزده آگوست»؛ جدیدترین اثر سپیده محمدیان را به جد دوست خواهید داشت.» 
پرفروش‌های نشر روشنگران در تیرماه 1396 
اجراي قانون اساسي، مهم‌ترين خواسته ما است 
یادداشتی از شهلا لاهیجی درباره‌ی رمان «پشت حصار» 
مرزوقی باشگاه خبرنگاران 
بخشی از رمان «سه نقطه در رویا» نوشته‌ی سهیلا مهاجر ایروانی 
بخشی از رمان «بن‌بست خاله رُزا» نوشته‌ی علیرضا مجابی 
سهیلا مهاجر ایروانی: «سه نقطه در رویا؛ قصه‌ی سه زن از سه گوشه‌ی متفاوت دنیا و با یک نقطه اشتراک...» 
علیرضا مجابی از رمان «بن‌بست خاله رُزا» می‌گوید... 
یادداشتی از ف-نوری؛ نویسنده‌ی رمان «بُعد پنجم پیش از گذشته» 
انتشار رمانِ «بُعد پنجم پیش از گذشته» به زبان آلمانی 
پیام تسلیت انتشارات روشنگران در پی درگذشت مریم میرزاخانی 
کتاب‌هایی برای شنیدن 
جنسیت و فلسفه انتخابات - جهان صنعت 
 
نگاهی به تازه‌ترین کتاب‌های صوتی نشر روشنگران 
شهلا لاهیجی از رمان برگزیده‌ی سال 88 گفت... 
همدلی با کودک درون 
جای بزرگ بیضایی در خانه خالی است 
«درباره‌ی آزادي» و «لاك نقره‌اي» را بشنويد! 
موقعیت اضطراری و معیارهای اخلاقی در سینمای اصغر فرهادی کتاب شد- روایتی تلخ از مادران اوتیسمی در یک رمان 
شهلا لاهیجی از رمان «و دیگران» گفت... 
«پولک سرخ»؛ اولین رمان محبوبه میرقدیری 
رمان «متولد 16 آگوست» به قلم سپیده محمدیان منتشر شد 
معرفی درام کودک در ایبنا 
معرفی دیگری در ایبنا 
پیام تسلیت انتشارات روشنگران در پی وقوع حوادث تروریستی در تهران 
شهلا لاهیجی: «بالاخره بخت با ما یار شد...» 
معرفی کتاب «دیگری» در خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) 
«عشقهای خنده‌دار» میلان کوندرا به چاپ پانزدهم رسید 
بخشی از کتاب صوتی «لاک نقره‌ای» 
مجموعه داستان کوتاه «لاک نقره‌ای» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
بخشی از کتاب صوتی «درباره‌ی آزادی» 
کتاب «درباره‌ی آزادی» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
رمانی اجتماعی بعد از سال‌ها از محاق در آمد 
رمان «در جستجوی فرخنده» طنزی تلخ از تنهایی انسان مهاجر امروز 
معرفی کتاب فروغ و ایزدبانوان در جهان کتاب 
کتاب‌های تازه نشر روشنگران از بیضایی تا یک کتاب انتخاباتی 
متن تکذیبیه‌ی شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 
پیام تبریک شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران به مناسبت پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 
شهلا لاهیجی: همراه شو عزیز! 
شهلا لاهیجی: همراه شو عزیز هموطن! 
بنفشه حجازی: «رای دادن، حفظ آخرین سنگرِ جمهوری‌ست.» 
می‌گویم دوباره روحانی... 
من فارغ از شور انتخاباتى كه وجود دارد به آقاى روحانى راى خواهم داد 
در انتخابات شرکت می‌کنم و به حسن روحانی رای مشروط می‌دهم 
به روحانی رای می‌دهم 
به حسن روحانی رای می‌دهم 
ما رای می‌دهیم تا آرامش ادامه یابد 
به روحانی رای می‌دهم... 
کتاب «شوخی» میلان کوندرا به چاپ شانزدهم رسید 
جمعه معرفی کتاب شهروند 
 
«سفر به شب» بهرام بیضایی کتابِ پرفروشِ نشر روشنگران در نمایشگاه کتاب 
شهلا لاهیجی از «روایت حوا و خوشه‌ی گندم» می‌گوید... 
چهارشنبه 
چهارشنبه 
چهارشنبه 
گامی به سوی بی‌سالاری 
«سفر به شب» بهرام بیضایی پرفروش‌ترین کتابِ روشنگران در نمایشگاه کتاب 
یکشنبه 
یکشنبه 
کتابهای صوتی نشر روشنگران 
یادداشتی از شهلا لاهیجی به انگیزه‌ی انتشار کتاب «درام کودک بااستعداد بودن» 
معرفی رمان «از روزهای اخگر و زنگار» 
تازه‌های نشر روشنگران در بهار 96 
اگر نمی‌توانید در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور داشته باشید... 
آخرین اخبار سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سایت و کانال نشر روشنگران 
نشر روشنگران در سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 
خرد جمعی می‌گوید دوباره به روحانی رای بدهیم- با «سفر به شب» استاد بیضایی می‌آییم 
یادداشتی از نیسان فروزین؛ مترجمِ کتاب «درام کودک با استعداد بودن» 
در هر جایی، حضور خود را نشان دهید 
«عقده‌ی سیندرلا» به چاپ سوم رسید 
کتاب «جنسیت و فلسفه سیاسی انتخابات» منتشر شد 
 
رمان «از روزهای اخگر و زنگار» منتشر شد 
کتاب «درام کودک با استعداد بودن» منتشر شد 
سايه انتخابات رياست‌جمهوری بر سر نمايشگاه كتاب 
اثر تازه‌ای از بیضایی در راه است 
فیلمنامه‌ی «سفر به شب» بهرام بیضایی به زودی منتشر می‌شود... 
یادداشتی از شهلا لاهیجی به مناسبت نزدیک شدن به سی‌امین دوره‌ نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 
پیام تبریک مدیر انتشارات روشنگران به مناسبت فرارسیدن عید نوروز 
به مناسبت فرارسیدن عید نوروز 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «گفتمان زنانه» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «تحلیلی بر بازتاب اسطوره در سینمای بهرام بیضایی» 
بخشی از رمان «در جستجوی فرخنده» با صدای نویسنده 
معرفی کتاب «حلقه- نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران» با صدای نویسنده 
معرفیِ کتاب «تیغ و سنت» با صدای نویسنده 
شهلا لاهیجی: «چشم به راهِ دولتِ کلید و امید می‌مانیم» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «نامه‌های زنان ایرانی» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی مجموعه داستان «او می‌برد» 
علیرضا مجابی از رمان «در جستجوی فرخنده» گفت... 
رونمایی از ترجمه‌ی انگلیسی کتاب «فتح‌نامه‌ی کلات» 
یادداشت نویسنده‌ی رمان «خاش و گلبرگ‌های خشخاش» 
یادداشت اختصاصی مترجم کتاب «مکبث» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «تغییرات اجتماعی در ایران از نگاه مورخان پارسی‌نویس-بلعمی تا جوینی-» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی رمان «بعد پنجم- پیش از گذشته» 
معرفیِ کتاب «دیگری» توسط شهلا لاهیجی 
کتاب «بوطیقای فضا» در لیست «چهل پیشنهاد نوروزی کتاب» روزنامه‌ی آرمان امروز 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان» 
یادداشتِ اختصاصی نویسنده‌ی رمان «پشت حصار» 
یادداشتِ اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «وقایع‌نگاریِ نگاه» 
یادداشت اختصاصی رامین مستقیم؛ مترجمِ کتاب «حقوق انسان» 
اقتصاد نشر در حال فروپاشی است 
گزارشی از مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های نشر روشنگران در سال 95 
8 مارس؛ روز جهانی زن بر تمام مردم دنیا فرخنده باد 
گزارش تصویری 
مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های نشر روشنگران 
کتاب «تیغ و سنت» نوشته‌ی رایحه مظفریان منتشر شد 
یادداشت نوذر اسمعیلی به انگیزه‌ی انتشار مجموعه داستان «وقایع‌نگاریِ نگاه» 
مجموعه داستان «وقایع‌نگاریِ نگاه» منتشر شد 
سنگ‌ها به پرواز درمی‌آیند 
کتاب‌های پرفروش‌ نشر روشنگران در بهمن‌ماه 1395 
معبود حسیبی از کتاب «خاش و گلبرگ‌های خشخاش» می‌گوید.. 
کتاب «خاش و گلبرگ‌های خشخاش» منتشر شد 
یادداشتی بر کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
به بهانه‌ی پنجاهمین سال درگذشت فروغ فرخزاد 
بخشی از کتاب صوتی «روایت حوا و خوشه‌ی گندم» 
زن، صلح، محیط زیست، جامعه مدنی 
گزارش تصویری از مراسم آغاز به کار «کانون عالی زنان و توسعه پایدار ایران» به همراه رونمایی از کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
مراسم آغاز به کار و اعلام موجودیت كانون عالی زنان و توسعه پايدار ايران همراه با رونمایی از کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
پیام تسلیت انتشارات روشنگران در پی حادثه ساختمان پلاسکو 
یادداشت علیرضا مجابی؛ نویسنده رمان «در جستجوی فرخنده» 
رمان «در جستجوی فرخنده» منتشر شد 
از میان دفترچه‌های دهه‌ی شصت... 
بالاخره یکی باید بایستد ... 
بچه‌های «پشت حصار» ... 
رمان «پشت حصار» منتشر شد 
رمان «در جستجوی فرخنده» به زودی منتشر می شود... 
«روانشناسی توده ها» تجدیدچاپ شد 
«مهمانی خداحافظی» میلان کوندرا به چاپ هشتم رسید 
کانال رسمی انتشارات روشنگران در تلگرام 
گزارش تصویری از مراسم زادروز بهرام بیضایی 
شب بیضایی 
مردی برای تمام فصول 
مکبثِ منظوم 
خوانش نمایشنامه «شب هزارویکم» در تالار مشاهیر تئاترشهر 
معرفی کتاب های پرفروشِ انتشارات روشنگران در ماه گذشته 
«در سوریه»؛ تازه ترین شعر سعید سلطانی طارمی 
كتاب تازه‌اي از بهرام بيضايي در راه است 
«در سوریه»؛ تازه‌ترین شعر سعید سلطانی طارمی 
ترجمه‌ی منظوم «مکبث» منتشر شد- همزمان با چهارصدمین سالگرد درگذشت ویلیام شکسپیر 
منوچهر انور: « گفتار در نمایش باید کمی بی‌ادبی باشد، نه ادبی» 
زنِ ایرانی و اجتماعی شدن در عصر مشروطه 
«نامه‌های زنان ایرانی» منتشر شد 
قصه‌گویی برای کتابداران 
برای آنهایی که جهان را تنها در چهار بُعد نمی‌بینند! 
رمان «بُعد پنجم- پیش از گذشته» منتشر شد 
جاده‌های جهانی 
جاده‌های جهانی 
کتاب «جامعه‌شناسی خانواده» تجدیدچاپ شد 
ویرایش جدید کتاب «ادبیات کودکان و نوجوانان» منتشر شد 
دیدار با «دیگری» 
کتاب «دیگری» منتشر شد 
کتاب «بررسی روان‌شناختی خودکامگی» تجدیدچاپ شد 
در دفاع ازجهان‌نو 
معرفی کتاب های پرفروشِ انتشارات روشنگران در ماه گذشته 
یادداشتی از شهلا لاهیجی به انگیزه‌ی انتشار ترجمه‌ی انگلیسی نمایشنامه‌ی «فتحنامه‌ی کلات» 
یادداشتی از بهرام بیضایی برای منوچهر انور 
نمایشنامه‌ی «فتحنامه‌ی کلات» به زبان انگلیسی ترجمه شد 
راز هزارتوی هزارویک‌شب 
آی عشق چهره آبی‌ات پیدا نیست 
آنونس فیلم «مستند رزا»؛ به مناسبت 17 مرداد روز خبرنگار 
چرا حقوقِ انسان؟ 
سمانه امیری و «کمی آن طرفتر»... 
بادکنک‌های نارنجی؛ نماد ایستادگی تا منع ازدواج کودکان 
بنفشه حجازی: «جنازه‌ی کتاب بر دستمان مانده!» 
پاک‌کن‌هایِ سمجِ چسبنده... (به مناسبت 14 تیرماه؛ روز قلم) 
 
دور از وطن اما پُركار و محبوب 
کتاب «حلقه»-«نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران» منتشر شد 
مریم افشار: اسطوره دنیایی اسرارآمیز است... 
بیبشیب 
«پیام فوری از مادر زمین» : مادر زمین به کمک شما نیازمند است!! 
منتخبی از فایل صوتی کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» 
هیپنوتیزم‌وار به نیمه‌ی پُرِ لیوان خیره شدیم... 
از نگاهی خاص... 
یادداشت علیرضا مجابی درباره‌ی ضرورت صوتی کردن کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» 
اول زیارت اهل قبور، بعد زیارت اهل کتاب 
کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
اطلاع از آخرین اخبار و فیلم و عکس های نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در نمایشگاه کتاب 
هدف از برگزاری نمایشگاه، صرفا فروش کتاب نیست! 
شهرو خبر کن خبر کن بگو... 
کتاب فروش ها کباب فروش شدند! 
زنان ایرانی سرود صلح و آشتی برای جامعه جهانی سر می دهند  
نگاهی به آثار «آلبا دسس پدس»؛ نویسنده، شاعر و روزنامه نگار ایتالیایی 
پیشنهاد نوروزی محمدرضا مرزوقی: کتاب «احساس تنهایی و توتالیتاریسم» 
پیشنهاد نوروزی علیرضا مجابی: «کتاب خنده و فراموشی» 
پیشنهاد نوروزی پژمان ابوالقاسمی: کتاب «درباره آزادی» 
پیشنهاد نوروزی مریم افشار: کتاب «هزار افسان کجاست؟» 
پیشنهاد نوروزی پروین پناهی: کتاب «بارداری بی هنگام آقای میم»  
یادداشتی از شقایق فیروزی؛ نویسنده مجموعه داستان های کوتاه «او می برد» 
جنسیت، قدرت و مشروعیت 
جنسیت و جامعه پذیری مشارکت سیاسی 
نمی توان با انتخابات قهر کرد 
جنسیت، قدرت و سازمان اجتماعی 
جنسیت، تکثرگرائی و انتخابات 
جنسیت، تحزب و تمامیت خواهی 
جنسیت و انتخابات ملی 
مجموعه داستان کوتاه «او می برد» توسط انتشارات روشنگران منتشر شد 
استمداد زنان ایرانی از رهبر انقلاب برای تجدید رسیدگی به صلاحیت نامزدهای انتخاباتی 
جنسیت، دمکراسی و انتخابات 
جنسیت و مقتضیات انتخابات دمکراتیک  
جنسیت، تجربه مشارکت و جهان بینی سیاسی  
جنسیت، اگزیستانسیالیسم و انتخابات  
شهلا لاهیجی: شورای نگهبان صلاحیت کاندیداهای زن را تایید کند 
جنسیت و همبرابری در انتخابات (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
یادداشت اختصاصی از پروین پناهی؛ به انگیزه انتشار کتاب «نقد تطبیقی اضطراب در اشعار فروغ فرخ زاد و غادة السمان»  
جنسیت، همدلی و شایسته سالاری 
فعالیت های کمپین تغییر چهره مردانه مجلس در تقابل با منافع جمهوری اسلامی ایران نیست 
جنسیت و انتخابات آزاد (یادداشت اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
یادداشتی بر کتاب «تغییرات اجتماعی از نگاه مورخان پارسی نویس: بلعمی تا جوینی»  
جنسیت و اقتدار انتخاباتی 
گام بلند زنان برای تحقق سند چشم انداز 1404 جمهوری اسلامی ایران  
کتاب «نشریات ویژه زنان» تجدید چاپ شد  
کتاب «تغییرات اجتماعی در ایران از نگاه مورخان پارسی نویس-بلعمی تا جوینی-» منتشر شد 
کتاب «اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان» منتشر شد 
انتخابات مشارکتی و پدیداری به نام زن 
جنسیت، انتخابات و نفی خودکامگی 
تا بهارستان راهی نیست  
سانسور یا جامعه پذیری زبان 
نفوذ زنان بر انتخابات 
پرچمداری زنان ایران در زمینه تحقق اهداف سند توسعه هزاره  
زبان سانسور و سانسور زبان  
جامعه شناسی، عینیت و جنسیت  
زنان و مجلس آینده  
خیز زنان برای تصاحب کرسی های مجلس دهم- رونمایی از طرح تغییر چهره مردانه مجلس 
حرف‌هایی درباره سانسور در گفتگو با «شهلا لاهیجی»؛ شاید این مصاحبه هم چاپ نشود  
چرایی جهانی نشدن ادبیات معاصر ایران؛ از خودسانسوری تا کمبود خلاقیت 
متنی از «اوریانا فالاچی» 
جنسیت و قدرت در حوزه عمومی (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل)  
جنسیت، خصومت و انتخابات (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
خیز زنان برای تصاحب کرسی های مجلس دهم- زنان ایران برای ورود به عرصه رقابت های انتخاباتی آماده می شوند 
جنسیت و مشارکت در قانونگذاری (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
جنسیت، تبعیض مثبت و دموکراسی (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
کتابی با فصل های متفاوت نسبت به آثار فلسفی- با تماشای تلویزیون هم می توانید فیلسوف شوید 
تجربه نوشتن از بهرام بيضايی 
از ترجمه ی شعرهایی که خواب دیده ام  
گفتگوی خبرگزاری کتاب ایران با «مریم افشار»  
یادداشتی از دکتر علی سراج در ارتباط با کتاب «گفتمان زنانه» 
کتاب «تحليلي بر بازتاب اسطوره در سينماي بهرام بيضايي» منتشر شد  
«گفتمان زنانه»؛ تازه‌ترین اثر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان بر پیشخوان کتابفروشی‌ها  
محمدرضا مرزوقی: «با خبرنگاران دوست نشو، می‌شوی دل نبند و دل می‌بندی به عاقبتش بیندیش» 
خاطره‌ی اولین برخورد شهلا لاهیجی با سانسور در جایگاه یک خبرنگار 
پرینوش صنیعی: سکوت رسانه ها بهتر از ایجاد مشکلات پیش بینی نشده است! 
از ترجمه ی شعرهایی که خواب دیده ام؛ تازه ترین شعر سعید سلطانی طارمی 
یادداشت عصمت عباسی به انگیزه صوتی کردن کتاب «اگر بودی میگفتی...» 
تب نمایشگاه کتاب- یادداشت شهلا لاهیجی منتشر شده در روزنامه آرمان 
گفتگو با شهلا لاهیجی- انتشارات روشنگران با 22 عنوان کتابِ غیرقابل فروش در نمایشگاه بین المللی کتاب  
گفتگوی روزنامه آرمان با دکتر احمد صادقی، اسماعیل دوستی و شهلا لاهیجی در ارتباط با نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 
کتاب «اگر بودی میگفتی...» نوشته‌ی «عصمت عباسی» در قالب کتاب گویا منتشر شد  
بخشی از فصل اولِ کتاب صوتیِ «سلاخ خانه‌ی شماره‌ی 5» 
بخشی از کتاب صوتی «چهلم»  
بخشی از کتاب صوتی «پسین شوم» 
بخشی از کتاب صوتی «اگر بودی می گفتی» 
یادداشت شهلا لاهیجی به انگیزه صوتی کردن کتابهای روشنگران 
عرب‌ستیزی و ریشه‌های اجتماعی آن 
تازه ترین شعر سعید سلطانی طارمی 
شهلا لاهیجی: «نیازمند ایجاد دانشکده نشر هستیم» 
فضیلتی به نام نامیِ نافرمانی 
همایون عالمی: «به راستي زیبایی چیست؟»  
«عقده ي سيندرلا» تجديد چاپ شد 
بیضایی زیر بار اصلاحات نرفت،«جانا وبلادور» توقیف شد 
درد ناشران عمومي با دانشگاهي يكي نيست/مسئولان درباره مميزي سردرگم اند 
شهلا لاهيجي: خواندن کتاب باعث فسق و فجور می‌شود؟!  
گزارشي از هفتمين برنامه رونمايي از تازه هاي روشنگران  
طناز طباطبایی: چرا بايد زير بار ظلم و ستم و تجاوز دم بر نياورد؟!  
چرا انتشارات روشنگران به نمایشگاه بین المللی کتاب نمی رود؟!  
گابریل گارسیا مارکز؛ جادویی‌ترین نویسنده‌ی تاریخ  
پیشنهاد نوروزی محمدرضا مرزوقی: کتاب «شناس» 
پیشنهاد نوروزی علیرضا مجابی: کتاب «عقده سیندرلا» 
پیشنهاد نوروزی سپیده محمدیان: کتاب «بی خبری» 
پیشنهاد نوروزی عصمت عباسی: کتاب «شب مادر» 
پیشنهاد نوروزی نوید سهامی: کتاب «سایه های نور» 
پیشنهاد نوروزی صدرالدین طاهری: کتاب «شناخت هویت زن ایرانی» 
یادداشت «محمدرضا مرزوقی» درباره صوتی کردن رمان «پسین شوم»  
عادت می‌کنیم... (یادداشت محسن ولیحی) 
عادت می کنیم... (یادداشت سهیلا قربانی) 
بله، رسم روزگار چنین است...  
عادت می‌کنیم... (یادداشت شهلا لاهیجی؛ مدیر نشر روشنگران) 
پیامی از سوی ناشر برای دوستان و دوستداران روشنگران  
یادداشت «عصمت عباسی» به انگیزه صوتی کردن کتاب «اگر بودی میگفتی...» 
کتاب «چهلم» در قالب کتاب گویا منتشر خواهد شد  
شهلا لاهیجی از انگیزه‌ی تولید و انتشار کتاب گویا گفت...  
یادداشتی از شهلا لاهیجی درباره‌ی تغییر مدیریت اداره کتاب  
پژمان ابوالقاسمی: «همیشه دلم میخواست اثری متفاوت و ماندگار را صوتی کنم»  
کتاب «سلاخ خانه‌ی شماره‌ی پنج» اولین تجربه‌ی نشر روشنگران در زمینه‌ی تولید کتاب گویا 
گفته های شیرین بینا؛ بازیگر سینما و تلویزیون در ارتباط با «بهرام بیضایی»/ فایل صوتی 
گفتگوی اختصاصی با «حمید امجد»؛ کارگردان تئاتر 
گفتگوی اختصاصی با «گلاب آدینه» در ارتباط با کارگردانیِ نمایشنامه ای از «بهرام بیضایی»/ فایل صوتی 
شهلا لاهیجی: «من برای حضور آقای اصغر فرهادی در برنامه قولی نگرفته بودم»  
گزارشی از هشتمین مراسم رونمایی از تازه های نشر روشنگران 
رونمایی از کتاب «رودررو با اصغر فرهادی» با حضور اصغر فرهادی در خانه سینما 
«حمید امجد» در مراسم رونمایی آثار روشنگران از «بهرام بیضایی» خواهد گفت... (سه شنبه 23 دی ماه)  
نتایج انتخابات اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تهران  
کتاب «ایزدبانوان در فرهنگ و اساطیر ایران و جهان» منتشر شد 
تازه ترین شعر «سعید سلطانی طارمی» 
بررسی روان شناختی «خودکامگی»  
«شب مادر» تجدید چاپ شد  
سالخوردگی، دوره‌ای مثل باقی دوره‌های عمر  
علی شجاعی صایین: «جانا وبلادور هنوز غیرمجاز نشده است!» 
شهلا لاهیجی از حضور در نمایشگاه کتاب فرانکفورت انصراف داد!  
یادمان سیمین بهبهانی به روایت تصویر  
سيمين زنده است تا شعر هست، غزل هست ، مردم هستند و ايران هست ...  
آشنایی با مولف و معرفی کننده کتاب «سایه های نور»  
یادمان «سیمین بهبهانی» در دفتر انتشارات روشنگران  
«محمد رحمانیان» در مراسم رونمایی آثار روشنگران از «بهرام بیضایی» می گوید...  
شهلا لاهیجی: سیمین عزیز! به سوگت نمی نشینم...  
«زنی معدل گردآفرید و تهمینه» تازه ترین شعر سعید سلطانی طارمی 
چاپ فیلمنامه صرفا جنبه آموزشی دارد 
شهلا لاهیجی: «همه نمی‌توانند بله قربان‌گو باشند!»  
یادداشت پوران درخشنده؛ کارگردان فیلم «هیس، دخترها فریاد نمی زنند»  
پرینوش صنیعی:تیغ سانسور مشابه دادگاهی است که به یک شاکی امکان دفاع میدهد و دهان شاکی دیگر را می دوزد!  
به چشم شهروند درجه دو  
دورویی؛ عادت یا اخلاق !  
شھلا لاھیجی: مسئولان فرھنگی ما می ترسند 
اگر غم لشگر انگيزد... 
یادداشتی بر کتاب «سلاخ خانه شماره 5» چاپ شده در روزنامه همشهری 
اتحادیه‌ی ناشران برای احیای حقوق اعضایش هیچ اقدامی نکرد. 
قدرت مردم 
یک تذکر ضروری..!!  
جامعه با کتاب خواندن فاسد نمی شود  
یادداشت <علیرضا محمودی ایرانمهر> پیرامون معرفی کتاب «شب مادر»  
کتاب «چیزهای ضروری» پیشنهاد نوروزی عصمت عباسی به خوانندگان آثار روشنگران  
کتاب «روایت حوا و خوشه ی گندم » پیشنهاد علیرضا مجابی به خوانندگان آثار روشنگران 
نگاهي به كنسرت تاتر «در روزهاي آخر اسفند» 
یادداشت همایون عالمی؛ نویسنده کتاب «سایه های نور» 
معرفی کتاب «سایه های نور»  
معرفی کتابهای پرفروش انتشارات روشنگران در ماه گذشته 
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت  
خاطره بازی با عطر و طعم غذاهای ایرانی  
«توت فرنگی های سر زا رفته»؛ اثر تازه ای در دنیای شعر  
گامی برای آشتی  
دوستانه حرف می زنیم؛ تازه ترين شعر سعيد سلطاني 
آش همان آش و کاسه همان کاسه 
نگاه ضد زن کوندرا از کجا نشات گرفته؟! 
شعر فارسی در فرآیند جهانی شدن  
انقلاب مشروطیت و زنان  
نامه سرگشاده به آقای جنتی  
افسانه ی آفرینش؛ تازه ترین اثر سعید سلطانی 
یادداشت شهلا لاهیجی خطاب به دکتر حسن روحانی 
رفتنِ یکی و آمدنِ آن دیگری...  
جنسیت و اصلاحات  
انتقاد شهلا لاهیجی از مراکز فرهنگی  
خودسانسوری!  
یادداشت اختصاصی عصمت عباسی؛ نویسنده کتاب «اگر بودی میگفتی...» 
بیضایی برنمی گردد چون نمیگذارند زندگی کند! 
یادداشتی بر کتاب «معرفت شناسی فمینیستی از دیدگاه لیندا مارتین آلکوف» 
گفتگوی شهلا لاهیجی با نوید سهامی 
شعر تعلیمی، فرزند دوران انحطاط و زوال اجتماعی است 
بر زنان چه گذشت...  
پدرسالاران تنها  
یادداشت شهلا لاهیجی در روزنامه اعتماد 
انتشار شش داستان از کتاب منتشر نشده «علیرضا محمودی ایرانمهر» 
يادداشت شهلا لاهيجي در روزنامه جهان صنعت 
خودمان را باور کنیم و به خودمان اعتماد داشته باشیم  
«ميلان كوندرا» به قرباني شدن انسان در جوامع توتاليته مي‌پردازد  
«سیاه وکبود»؛ پیشنهاد نوروزی «علیرضا مجابی» به خوانندگان سایت روشنگران  
نوید سهامی:«کشورهای درحال توسعه با رویاپردازی زندگی می کنند!»  
کتاب « فمینیسم و برابری طلبی در غرب و ایران» ممنوع شد!  
محمدیان: «حمید فرخ نژاد» در آشنایی‌ام با فضای جنوب نقش بسزایی داشت 
سیمای زن در سینمای ایران از آغاز تا امروز 
شهلا لاهیجی: «با حذف نام بیضایی نمی توانند او را از دنیای هنر حذف کنند!» 
خوانش «آرش» بهرام بیضایی در انتشارات روشنگران 
نادر قدیانی: «هماهنگ شده بود تا وزیر ارشاد در ساعتِ آخر جلسه هم اندیشی حضور داشته باشند»  
نوید سهامی: « رونقِ پژوهش در ایران، نیازمندِ رسیدن به خودکفایی در تولید است»  
محمدرضا مرزوقی: «در شهر کودکی ام گم شده ام» 
بهرام بیضایی: «خشمگینم از آنها که بر «سهراب کُشی» خطّ می زنند!» 
فتح الله فروغی: فروشِ کتاب، متفاوت از فروشِ کالاهایِ دیگر است  
آتشین جان: «مردم کتاب نمی خوانند، چون کتاب نمی بینند!»  
شهلا لاهیجی: هفته کتاب، هفته کتاب ما نیست!  
شهلا لاهیجی: «امسال در نمایشگاه کتاب فرانکفورت شرکت نمی کنم!»  
آنجا چراغی روشن است؟!...  
شهلا لاهیجی: «اتحادیه ناشران به دنبال رفع معضلات نیست!»  
بوطیقای فضا بیانگر مفهوم متفاوتی از فضا و سکونت  
مرزوقی: « کتابم بعد از دوسال لغو مجوز شد!»  
سلطانی: «در تنگنا قراردادن شفیعی کدکنی کار شایسته ای نیست!» 
طاهره صدیقیان: «هیچ عشقی ارزش تحمل خشونت را ندارد!» 
یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم 
سلطانی: خودشان به خودشان جایزه می دهند!  
علیرضا زندی: «ژانر وحشت در ادبیات ایران مهجور مانده» 
بهرام بیضایی: «امیدوارم اشتباه بزرگی نکرده باشم» !  
آژیدهاک؛ شکوه گر از روزگار...  
محدودیت فضای سالن روشنگران را بر ما ببخشید....  
شهلا لاهیجی: «روزی دنیا دربرابر سوریه شرمنده می شود»  
شهلا لاهیجی: آمار کتاب های «غیرمجاز» بیش از کتاب های «مجاز» است!  
آریایی ها؛ قاتل دموکراسی در عهدباستان  
چرا در نمایشگاه کتاب شرکت نکردیم!! 
«چهلم»؛ کتاب برگزیده روشنگران در سال 89  
«ستون های زمین» منتشر می شود  
لاهیچی: «یا نان نیست یا دندان»! 
کتابخانه زنان به نقل از مجله زنان 

تماس با ما

بازدید امروز : 2595
بازدید دیروز : 2653
بازدید ماه جاری : 77345
کل بازدید ها : 1376609
 

کاربران آنلاین :  1
 

  تلفن دفتر فروش : 88723936 - 88722665
  نمابر : 88722665 
  ایمیل : roshangaran68@gmail.com 
  آدرس : خیابان یوسف آباد میدان فرهنگ – خیابان 33 – نبش آماج – شماره 21- واحد 3

کلیه حقوق این سایت متعلق به انتشارات روشنگران می باشد.