شهلا لاهیجی: «امسال در نمایشگاه کتاب فرانکفورت شرکت نمی کنم!»

شهلا لاهیجی: «امسال در نمایشگاه کتاب فرانکفورت شرکت نمی کنم!»


شهلا لاهیجی: «امسال در نمایشگاه کتاب فرانکفورت شرکت نمی کنم!»

سهیلا قربانی: تصمیم گرفتیم با شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان که ده سال بعنوان مهمان دائمی نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت حضور داشته گفتگویی پیرامون برنامه های این نمایشگاه داشته باشیم که متوجه شدیم وی تصمیم جدیدی را درباره حضور در نمایشگاهِ امسال اتخاذ کرده است.

**خانم لاهیجی! آیا امسال هم به روال سال های گذشته در نمایشگاه کتاب فرانکفورت شرکت می کنید؟

امسال برای اولین بار به مسئولان نمایشگاه فرانکفورت اعلام کردم که در نمایشگاه شرکت نمی کنم. بخشی از این تصمیم برمی گردد به بی حاصلی حضور ناشرانی که عضو کپی رایت نیستند . البته نمایشگاه فرانکفورت مهمترین رویداد فرهنگی جهان است اما مسئله اینست که در آن تنها حقوق کتاب مبادله می شود. وقتی ما عضو کپی رایت نباشیم در این مهم جایی نداریم و حضورمان بیهوده به نظرمی رسد. البته ناشرانی هم هستند که مدعی خرید وفروش حقوق کتاب هستند.

** رعایت قانونی که دولت ایران از آن پشتیبانی نمی کند می تواند تاثیری هم در وضعیت نشر کشور داشته باشد؟   
مسئله همینجاست که ما قانونی در کشور نداریم که حامی این خرید و فروش باشد. وقتی عضو این جریان بین المللی نیستم هیچ قانونی هم از آن حمایت نمی کند. نمونه اش هم دعواهایی بود که مکررا در چند سال گذشته بین ناشران اتفاق افتاد. ماجرا این بود که کتابی بوسیله ی ناشر دیگری که از روی ترجمه ی انگلیسی به فارسی برگردانده شده بود از سوی یک مترجم و ناشر دیگر منتشر شد. حرف نویسنده و ناشر به جایی نرسید چون مترجم دوم گفته بود که من از حق خودم بعنوان ترجمه ی کتاب انگلیسی استفاده کردم و وظیفه ندارم بابت آن به یک ناشر دیگر و حتی مولف اثر توضیحی بدهم. اینها نشانه ی بیهودگی خرید حقوق کتاب در ایران است. البته برخی ناشران علاقمندند که به تصور خودشان کتاب ها را با اخلاق چاپ کنند و اصرار بر خرید حقوق کتاب دارند. اما خودشان هم به این مسئله واقف هستند که این تنها یک حرکت اخلاقی است و به هیچ وجه نمی تواند ریشه های تجاری و اقتصادی داشته باشد. تا زمانیکه دولت تصمیم نگیرد وارد جریان کپی رایت جهانی شود این کار هم به نتیجه ای نمی رسد.

** حضور ده ساله ای که بعنوان یک ناشر در نمایشگاه داشتید دستاوردی هم برایتان داشت؟  
سال 76 که مصادف بود با اولین دوره ی اصلاحات در کشور ، سال آشتی کنان ما با نمایشگاه هم بود. مسئولان نمایشگاه آلمان می خواستند حسن نیت شان را نسبت به تحولات ایران و به دولت اصلاح طلبی که حداقل ادعای اصلاح طلبی داشت اثبات کنند و به ظاهر تجلیلی کرده باشند از دولت جدیدی که نسبت به قلم و اندیشه و ادبیات نگاه مثبت دارد. به اشتباه یا درستی این برداشت کاری ندارم. چون تا قبل از آن به مدت ده سال ناشران ایرانی از شرکت در نمایشگاه محروم بودند. حتی اتحادیه ناشران آلمان به قدری قدرتمند بود که دولت آلمان نتوانست اتحادیه را مجاب کند که ممنوعیت را بشکند و ایرا ن را به نمایشگاه دعوت کند. چون ان زمان ایران روابط تجاری گسترده ای با آلمان داشت و دولت آلمان تمایل داشت این ارتباط را حفظ کند. دولت آلمان فشار زیادی به اتحادیه آورد اما موفق نشد. این نشاندهنده ی تفاوت نوعِ اتحادیه های ما با اصل چیزی است که ماهیت اتحادیه ها را تشکیل می دهد.

** اتحادیه آلمان دلیل مخالفتش را هم اعلام کرد؟
بله. همان زمان اتحادیه بطور علنی اعلام کرد بخاطر مسائل مربوط به حکم قتل سلمان رشدی به ایران اجازه ی حضور در نمایشگاه را نمی دهد. البته یادم هست که دو ناشر دولتی با اسامی آزاد در نمایشگاه شرکت کردند اما ظاهرا فقط حضور داشتند و هیچ فعالیتی نداشتند. سالی که ما به نمایشگاه دعوت شدیم به من غرفه ی بزرگی داده شد که تقریبا 16 متر بود. برای من شانسی بود تا بتوانم جمع زنان ناشران ایرانی را در آن فضا معرفی کنم. سال اول من اسامی تمام زنان ناشر را برده بودم و این اسامی را در یک استند به دوزبان فارسی-انگلیسی در غرفه نصب کرده بودم و سردر غرفه زده شده بود: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان-جمع زنان ناشر. همین مسئله باعث بوجود آمدن صف طویلی از خبرنگاران شد.

**  پس فرصت مناسبی برای معرفی ناشران و نویسندگان ایرانی فراهم شده بود...
درسته اما مسئله تنها این نبود. ما به نوعی عامل هیجانِ نمایشگاه فرانکفورت بودیم. چون اولین حضور ما در نمایشگاه همزمان شده بود با دوره ی اصلاحات در ایران. خبرنگاران زیادی هم به غرفه ی ما آمده بودند تا در این باره سوال بپرسند. تعداد خبرنگاران به قدری زیاد بود که ما مجبور شدیم به آنها بگوییم به صف شوند و هرکدام جداگانه پرسش ها را مطرح کنند. صف خبرنگارن، واقعا صف خبرنگاران بود.

** یعنی پرسشِ واحدِ خبرنگاران در ارتباط با اوضاعِ سیاسی در ایران بود؟
بله. وضعیت سیاسی و تاثیراتی که دولت بر فرهنگ داشت. همه جویای وضعیت فرهنگی در ایران بودند و ما نمایشی داده بودیم که مثبت و اثرگذار بود. به قدری اطلاعات آنها از ایران و کتاب های ایرانی ضعیف بود که وقتی عنوان کردیم تعداد زنان ناشر ایرانی نسبت به کشور آلمان بیشتر است، شگفت زده شدند و همین مسئله باز هم سوالات دیگری به دنبال داشت. ما سعی می کردیم چهره ی مثبتی از وضعیت فرهنگی ایران به مردم آلمان نشان بدهیم. و مهمتر از آن در شرایطی که افراد مجاز بودند تنها ده دقیقه با رئیس نمایشگاه گفتگو کنند، من و اقای .... کیائیان که آن زمان دبیر اتحادیه بود، موفق شدیم سه ساعت با رئیس نمایشگاه درباره مسئله کپی رایت گفتمان کنیم تا ببینیم آیا می شود توافقی بین ما و ناشران آلمان ایجاد شود یا نه.

** راهکار قابل اجرایی هم پیشنهاد شد؟
رئیس نمایشگاه به ما گفت این نمایشگاه یک مکان اقتصادی است  و ما نمی توانیم ناشران را ملزم به انجام کاری کنیم. درسته که اتحادیه ناشران اتحادیه پرقدرتی است اما این مجموعه در مقابل خارج قدرتمند است، درداخل مجبور است تمام اصول دموکراسی و حقوق اعضایش را رعایت کند. به همین جهت نمی توانیم به ناشران تکلیف کنیم مگراینکه خود ناشران مایل به این کار باشند. و اگر کل مجموعه این امتیاز را برای ما قائل نشود، آنچنان قدرتی نخواهد داشت. وقتی هم که به ایران آمدیم من گزارشی از شرح حال نمایشگاه و اهمیت کپی رایت نوشتم و بعنوان نماینده نشر ایران در متن گزارشم درخواست کردم تا مسئولین با نگاه جدی تری این موضوع را بررسی کنند. جوابی که داده شد این بود که شرکت در کپی رایت به نفع مادی ناشران ایران نیست. درحالیکه این حرف عام پسندی بود. مسلم است اگر به ناشر بگوییم بابت کپی رایت کتاب موظف هستی مبلغی را برای چاپ کتابی که قرار است با تیراژ 3000- 4000 در ایران منتشر شود پرداخت کنی،  سودی برای ناشر و مترجم نخواهد داشت. اما واقعیت چیز دیگری بود. تصویب قانون کپی رایت در ایران، دست وزارت ارشاد را برای هرنوع کنترل روی کتاب می بست.  در اینصورت وزارت ارشاد نمی توانست چیزی از کتاب را حذف کند یا به بعضی از ناشران توصیه کند که جای بخش حذف شده بخش تازه ای را اضافه کند. درواقع ما در یک حذف دوجانبه محبوس شده بودیم. از طرفی هم هیچ تجمعی نداشتیم تا برای ناشران توضیح دهیم حضور در کپی رایت یک جریان دوجانبه است  و از این طریق ما می توانیم کتاب هایمان را هم به جهان معرفی کنیم و عضوی از بدنه ی نشر جهانی شویم. قطعا در چنین شرایطی ناشران ، زیانی را متحمل نمی شدند. اما متاسفانه به این جریان یک سویه نگاه شد و این ذهنیت اشتباه قوت گرفت که در این جریان فقط ما باید بابت کپی رایت کتاب ها هزینه بپردازم و هیچ سود دیگری برایمان نخواهد داشت. هزینه کپی رایت کتاب هم می بایست از طریق ارز پرداخت شود. ارز را هم که نمی شود از گوشه ی خیابان خریداری کرد و برای این کار هم که ردیف بودجه ای تعیین نشده پس همه چیز به زیان ماست.  بحث در همینجا خاتمه پیدا کرد و به دومین سال حضورمان در نمایشگاه کشیده شد. من سال دوم در نمایشگاه شرکت کردم ضمن اینکه از من و آقای کیائیان خواسته شد دو زن  و دو مرد ناشر دیگر را هم به نمایشگاه معرفی کنیم. این درخواست صرفا به دلیل شناخت ما نسبت به ناشران بود و هیچ دلیل دیگری نداشت. در همان نمایشگاه بود که از گروه نمایندگی ایران برای ما نشست گذاشتند و در ان ناشران مختلف جهانی درباره وضعیت نشر در ایران گفتگو کردند. فکر میکنم طبق روال معمول اقایان وزارت ارشاد که معمولا گروه عظیمی از ارشاد در نمایشگاه حضور دارند هم در جلسه بودند. از ما هم خواسته شده بود که در جلسه شرکت کنیم. بخصوص اینکه من به زبان تسلط داشتم و می توانستم گفته های سخنرانان را ترجمه کنم. متاسفانه در جلسه صحبت هایی شد که خوشایند نبود. آنها نه تنها به ما گفتند که شما عضوی از بدنه ی نشر جهانی نیستید بلکه به ما لقب سارقان فرهنگی را هم نسبت دادند! این حرف خیلی سنگینی بود. حتی برای من که طرفدار کپی رایت بودم شنیدن این حرف، سرم را به زیر انداخت.

** اما باید پذیرای این واقعیت باشیم مادامی که عضو کپی رایت نباشیم با چنین حملاتی از سوی مولفان و ناشران خارجی هم مواجه خواهیم شد...
با این وجود برای منِ ایرانی حتی بعنوان یک منتقد هم شنیدن چنین حرف هایی که ممکنست ما را به بدترین شکل ممکن قضاوت کنند دلپذیرنبود! بعد ازبازگشت نشستی در یکی از سالن های پارک لاله برگزار شد و نمایندگانی که از طرف دولت ایران در نمایشگاه شرکت کرده بودند موضوعات مختلفی را مطرح کردند. پیشنهادات زیادی ارائه شد اما هیچکدام به نتیجه نرسید و ما دوباره با همین وضعیت وارد نمایشگاه تهران شدیم. همان سال هئیت بزرگی از کشور آلمان به ایران آمدند و از من خواسته شد در جلسه ای که آلمانی ها با مسئولان ایرانی داشتند حضور داشته باشم. آلمان ها باز هم در این جلسه عنوان کردند به نفع ایران است که عضو کپی رایت شود. اما جواب ها همان هایی بود که قبلا هم داده شده بود و این همچنان برای من تعجب آور بود. چون بارها گفته شده بود که ایران تمایل دارد در نمایشگاه فرانکفورت شرکت کند و من متعجب بودم اگر مایل به حضور مداوم در نمایشگاه است پس چرا با جریان کپی رایت همراه نمی شود!

** بغیر از شما ناشران دیگری هم بعنوان مهمان به نمایشگاه دعوت شدند؟  
یکبار نشر چشمه و ققنوس بعنوان مهمان دعوت شدند ومتناوبا از ناشران دیگر هم دعوت می شد. با اینکه تعداد کمی از ناشران را دعوت می کردند اما همین هم جای امید داشت. یادم هست یکبار ناشری از رشت دعوت شد که متاسفانه بدلیل عدم آگاهی از برنامه ها و قوانین نمایشگاه با این تصور که مجاز به تک فروشی است هزینه کلانی کرده بود و تعداد زیادی کتاب آورده بود، بدون اینکه اطلاعی از هزینه ی کلانی که باید صرف آوردن کتاب از گمرک به غرفه ی نمایشگاه کند داشته باشد. نتیجه این شد که کتاب ها تا روز آخر به غرفه نیامد و ناشر مجبور شد کتاب ها را به ایران برگرداند. این مسائل ثمره ی عدم برگزاری برنامه توجهیی و توصیفی برای ناشرانی بود که راهی نمایشگاه می شدند. مسئولین هم تکلیفی بر خود نمی دانستند که برای آگاهی ناشران از فضای نمایشگاه فرانکفورت برنامه ی توجیهی برگزار کنند. این درحالی بود که وقتی از طرف نمایشگاه برای ما دعوت نامه می آمد، به ما توصیه می شد که چه نوع کفش و لباسی بپوشیم. چون هوای آلمان در ماه اکتبر غیرقابل پیش بینی بود.  

** ناشران براساس چه سیاستی دعوت می شدند؟
تسلط ناشران به زبان انگلیسی در این انتخاب اهمیت ویژه ای داشت. شاید یکی از نقص هایی هم که بعضی از ناشران داشتند، اشنایی نداشتن با مقوله زبان بود. از سال 2006 یک بخش آموزشی به برنامه های نمایشگاه اضافه شد که ناشران آلمانی موفق، تجارب خودشان را با ناشران دنیا مبادله می کردند.  برای کسی که در این سمینارها شرکت می کرد لازم بود که  به زبان انگلیسی تسلط داشته باشد. اهمیت این مسئله تا جایی پیش رفت که از طرف مسئولان نمایشگاه عنوان شد که باید با ناشران بدون واسطه (مترجم) ارتباط برقرار کرد.

** بین بخش ناشران دولتی با ناشران مستقل ایرانی پیوستگی بود یا همچنان دودستگی و مرزبندی بین این دوگروه وجود داشت؟
متاسفانه این مسئله عمده ترین مشکل ما در نمایشگاه بود. چون هیچ تفاهمی بین غرفه ی دولتی ایران با بخش اندک غیردولتی که در نمایشگاه شرکت می کردند وجود نداشت و این جدایی خیلی به چشم می آمد. من هم تصمیم گرفتم از ناشران بخش خصوصی غیر وابسته یک سی دی تهیه کنم و مهمترین اثار ناشران داخلی را با ذکر نام کتاب و مشخصات کامل ناشر را در آن قید کردم. هزینه ی زیادی صرف این کار شد و این سی دی ها را نقاط مختلف نمایشگاه گذاشتم. با این کار سعی کردم هم کمبود حضور اتحادیه ای که توانایی شرکت داشته باشد را جبران کرده باشم و هم بی توجهی دولت نسبت به بخش خصوصی.

** پیامد مثبتی هم داشت؟
خب انعکاس این مسئله در نمایشگاه فوق العاده بود. اما مشکل همچنان باقی بود. مشکل ما این نبود که کتاب های ما را نمی شناختند مشکل اینجا بود که ما عضو کپی رایت نبودیم. همانجا برخی از ناشران مدعی شدند که حقوق کتاب خریدوفروش کردند اما به نظرم نمی آید که با چنین شرایطی این امر شدنی و منطقی باشد.

** با توجه به اینکه ما همچنان از پذیرش و اجرای کپی رایت در ایران ممانعت می کنیم، فکر می کنید حضور ایران در نمایشگاهی که برپایه ی اقتصادی بنا شده و هدف اصلی اش خریدوفروش کپی رایت کتاب است، می تواند پیامد مثبتی برای صنعت نشر ایران به همراه داشته باشد؟
مسئله نوع نگاهمان به مقوله فرهنگ است. من گمان می کنم تا زمانیکه نگاه مشخصی نسبت به فرهنگ و عوامل فرهنگی در کشور نباشد اوضاع بر همین منوال خواهد بود. این نمایشگاه صرفا عرضه ی حقوق کتاب نیست. در بخش های مختلف بحث های مختلفی در ارتباط با فرهنگ، سیاست، اجتماع، حقوق بشر، آزادی قلم و... مطرح می شود. مثلا هر سال نمایشگاه یک مهمان افتخاری دارد و سالی که هند، مهمان افتخاری بود تمام جنبه های فرهنگی کشور هند نمایش داده شد و با ناشران هندی درباره موضوعات متعدد و مشکلات تنوع زبانی صحبت می شد. جالب است که هند یکی از بزرگترین و شلوغ ترین نمایشگاه های کتاب دنیا را دارد. با اینکه هند بودجه نداشت تا کف نمایشگاهش را آجر کند ، اما باز هم نمایشگاه کتاب دهلی با همان زمین خاکی اش، مثل همیشه شلوغ و آشفته است. نمایشگاه دهلی به دلیل حمایتی که دولت از نوشتن در کشور دارد، باعث شده تا کتاب های هندی در سال های اخیر به زبان های گوناگون ترجمه شود و نویسندگان هند بیش از قبل به دنیا شناسانده شوند. هند به هیچ عنوان هزینه پست از ارسال کتاب نمی گیرد. خب این را می توانیم مبنا بگیریم؛ مضاف براینکه بیشتر ناشران هندی از کاغذهای بسیار ارزان استفاده می کنند درنتیجه قیمت کتاب ها خیلی پایین است. بعضی از ناشران غربی هم از این امکانات استفاده می کنند و کتاب هایشا ن را در هند چاپ می کنند. حتی اوایل سده ی گذشته هم کتاب های زیادی از ایران برای چاپ به هند فرستاده می شد. نمونه اش هم چاپ های اول کتاب های صادق هدایت در هند بود. امکاناتی که هند دارد در کنار نمایش فرهنگ این کشور در نمایشگاه فرانکفورت بدون شک تاثیر زیادی در ایجاد ارتباط و خریدوفروش حقوق کتاب در نمایشگاه دارد. گستردگی برنامه های نمایشگاه به قدری است که کتابی درباره برنامه های نمایشگاه فرانکفورت چاپ می شود!  

** با توجه به اینکه روشنگران چندسالی است به اختیار در نمایشگاه کتاب تهران شرکت نکرده، تصور نمی کنید عدم حضورتان در نمایشگاه فرانکفورت باعث فاصله گیری از فضای نمایشگاهی شود و فرصت ارتباط مستقیم با مردم را در یک فضای نمایشگاهی ازدست بدهید؟
درست است که از فضای نمایشگاه فاصله می گیریم اما من برای دوری از هردو موردی که عنوان کردید دلیل منطقی دارم. برایم جالب و عجیب بود وقتی گفتم در نمایشگاه تهران شرکت نمی کنم طعنه زنان گفتند که تو دوست داری در نمایشگاه های خارج از ایران شرکت کنی  و خودت را به نمایش بگذاری!! اما علتی که من در نمایشگاه شرکت نمی کردم حذف تعدادی از ناشران داخلی در نمایشگاه تهران بود. این انتخاب یک امر کاملا شخصی بود؛ و علیرغم تصور آقایان! من به تلافی در نمایشگاه فرانکفورت شرکت نکردم. و امسال هم حضور در نمایشگاه واقعا به نظرم بیهوده می آمد.  

** پس چرا در طول این ده سال در نمایشگاه شرکت کردید؟
همیشه به تغییر نگرش دولت درباره مسئله کپی رایت امید داشتم اما مسئله اینجاست که در طول  دهه ی گذشته هرچه پیشتر رفتیم انگار فاصله ی دیدگاه مسئولین با مسئله ی کپی رایت هم بیشتر شد. از طرفی هم با اینکه بخاطر نداشتن قانون کپی رایت، اجازه هیچگونه مبادله ی کتاب نداشتم اما فکر میکنم در طول این سالها هرآنچه را که باید از این نمایشگاه می آموختم بدست آوردم و در مقابل هرآنچه را هم که می توانستم به این نمایشگاه عرضه کردم. البته سال گذشته اواخر ماه مارچ برای اولین بار در نمایشگاه لایبسیک که قریب به هفتصد سال قدمت دارد شرکت کردم. مخاطب ویژه نمایشگاه لایبسیک، آلمان ها بودند که از سراسر مدارس آلمان و کشورهای آلمانی زبان به این نمایشگاه آمدند. این نمایشگاه به قدری در کشورشان فراگیر بود که گاها صف طویل اتوبوس ها کیلومترها نرسیده به نمایشگاه ایجاد می شد. باید بگویم که من در این نمایشگاه هم بسیار آموختم؛ حتی بیشتر از نمایشگاه فرانکفورت. در آنجا بود که برای اولین بار دیدم که چگونه بحث های تاریخی به صورت نمایش بوسیله ی دانش آموزان مدارس اجرا شدند و این برایم تجربه ی متفاوت تری بود. شاید هم بخاطر دیدن نمایشگاه لایبسیک و بی حاصل بودن حضورم در نمایشگاه فرانکفورت برای عرضه ی کتاب، تصمیم گرفتم امسال در نمایشگاه شرکت نکنم.

** می توانیم بگوییم نمایشگاه کتاب لایبسیک را جایگزین نمایشگاه فرانکفورت کردید؟  
نه. من فقط بعنوان مهمان برای بازدید از نمایشگاه دعوت شده بودم و صرفا جنبه ی فرهنگی این نمایشگاه برایم اهمیت داشت. لایبسیک جنبه ی فرهنگی داشت و فرانکفورت جنبه اقتصادی. این موضوع را سخنرانان نمایشگاه لایبسیک هم عنوان کردند و حتی متوجه شدم که نسبت به نمایشگاه فرانکفورت حالت رقابتی هم دارند. چون نمایشگاه فرانکفورت بعنوان یک نمایشگاه اقتصادی، بودجه ی کلانی در اختیار داشت و لایبسیک علیرغم اینکه اولین نمایشگاه کتاب دنیا بود همیشه با مشکل مالی مواجه می شد. به هرحال همیشه بخش فرهنگی با مشکلات اقتصادی دست به گریبان است و لایبسیک هم خارج از این قاعده نیست. اما  یکی از برنامه هایی که توجهم را جلب کرد تشویق مردم به کتابخوانی بود. درواقع دانش آموزان، کتاب های ادبیات کلاسیک جهان را در قالب نمایش اجرا می کردند و لباس های ویژه ای را مختص به فضای شخصیت های داستان به تن می کردند و در سالن های مختلف نمایشگاه قدم می زدند. این کار باعث ایجاد انگیزه و کنجکاوی در بازدیدکننده ها می شد و موج جمعیت بود که به این نمایشگاه سراریز می شد. در یکی از نشست هایی که با مدیر نمایشگاه لایبسیک داشتیم او با تاسف می گفت که فقط هشتاد درصد از مردم آلمان کتاب می خوانند و من از این حرف واقعا شوکه شده بودم. جالب بود که او غصه می خورد و می گفت باید برای کتابخوان کردن بیست درصد باقی مانده، چاره ای بیاندیشند.

**  از سرانه ی مطالعه ی کتاب در ایران هم حرفی به میان آمد؟
راستش را بخواهید ترجیح دادم اصلا صحبتی در این باره نکنم!!

** بعنوان یک ناشر در بخش مستقل،  امسال توجه دولت به نمایشگاه فرانکفورت را چطور ارزیابی کردید؟
قصد ندارم منتقد دائمی برنامه های فرهنگی باشم و فقط در یک جمله می گویم که ما باید تصمیم بگیریم یکبار برای همیشه نوع نگاهمان را به فرهنگ مشخص کنیم.

** تصمیم دارید سال بعد در نمایشگاه حضور داشته باشید؟
نمی دانم. با اتفاقاتی که روزانه در اطرافمان جریان دارد نمی توانم با قطعیت  به این پرسش پاسخ دهم. شاید برایتان جالب باشد بدانید چندی پیش شنیدم یکی از مسئولین وزارت امور خارجه ی ایران به یکی از مسئولین نمایشگاه فرانکفورت گفته بود که چرا شما همیشه از یک شخص خاص دعوت می کنید؟! البته مسئول نمایشگاه به من گفت که جوابی به این سوال نداده اما واقعیت این بود که من باید جواب این پرسش را می دادم و می گفتم به این دلیل که شما حقوق نوشتن را رعایت نمی کنید. حتی در جلسه ی دیگری، یکی از مسئولان که اتفاقا در عرصه مطبوعات هم فعالیت داشت، خطاب به مسئولین نمایشگاه این پرسش را مطرح کرد که چرا ما را بعنوان مهمان ویژه در نمایشگاه مطرح نمی کنید؟ عموما مسئولان نمایشگاه پاسخی به این پرسش ها نمی دهند اما می شود بازتاب جواب هایشان را در مطبوعات شان دید. به هرصورت امسال به خواستِ شخصی تصمیم گرفتم به نمایشگاه نروم. شاید هم پیر و خسته شده ام. با این حال امسال به خودم استراحت دادم تا اگر سال آینده هنوز جانی برای حضورِ دوباره داشتم، و یا نگاه مسئولین به این مقوله تغییر کرده بود، با حرف تازه ای برای گفتن در نمایشگاه شرکت کنم .  



بازدید : 2634



نظر کاربران :


نظر شما در باره این خبر :



اخبار مرتبط :

گزارش از نشست «معرفی و نقد کتاب شناخت هویت زن ایرانی» 
نقد و بررسی رمان «تخم پوچ» در کانون داستان ملل 
یادداشت دلگشا در ایلنا 
زنی برای تمام فصول (سینمای اجتماعی و رخشان بنی‌اعتماد) 
نشست معرفی کتاب «شناخت هویت زن ایرانی ۲» در کتابخانه فرهنگسرای شفق 
گزارش مراسم رونمایی تخم پوچ در 8 شهریور 
معرفی تازه های کتاب 
معرفی تازه های کتاب 
معرفی تازه های کتاب 
«مشروطه، زنان و تغییرات اجتماعی» منتشر شد 
کتاب «نظريه‌ی رمان: از رابله تا مارکز» منتشر شد 
کتاب «زن در قصه‌های پریان» منتشر شد 
مکتوبات خیالی (اسنادی از گفتمان سیاسی عصر مشروطه) منتشر شد 
یادداشت اختصاصی علی باغدار دلگشا 
شهلا پدران پسران 
شهلا هایپشیا 
«پدران و پسران از هم پاشيده» منتشر شد 
«يادواره‌ی هايپيشيا» منتشر شد 
گزارش برنامه کتاب جنسیت و مشارکت 
رونمایی دوم از تخم پوچ 
حلقه کتابخوانی صلح 
گزارش رونمایی 
رونمایی از کتاب «تخم پوچ» در دفتر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 
روزنامه ایران 
سخنرانی شهلا لاهیجی درباره‌ی کتاب «شناخت هویت زن ایرانی» در سازمان اسناد و کتابخانه ملی 
پرفروش 
عكس هاي نمايشگاه كتاب 
زاپاس نمایشگاه 97 
انتشارات روشنگران در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور دارد اما فروشِ کتاب ندارد! 
متن اسلاید شو درباره ادرس غرفه و فروش نداشتن 
اینجا فروشگاه نیست! 
معرفی شناخت هویت در اعتماد 
خودکامگی یزدیزاده 
زاپاس 96 .. 
زاپاس 96 
زاپاس 96 . 
پرفروش بهمن اسفند 96 
ویدیو شناخت یزدیزاده 
پیشنهاد نوروزی عصمت عباسی: رمان «در جستجوی فرخنده» 
پیشنهاد نوروزی مجابی 
پیام تبریک شهلا لاهیجی به مناسبت 8 مارس؛ روز جهانی زن 
۸ مارس؛ روز جهانی زن بر تمام مردم دنیا فرخنده باد 
مراسم مشهد دلگشا 
بررسی روانشناختی فرهنگ خودکامگی با حضور دکتر علی صاحبی 
جلد دوم کتاب «شناخت هویت زن ایرانی» منتشر شد 
سه عنوان کتاب از انتشارات روشنگران با 40 درصد تخفیف در طرحِ اپلیکیشن طاقچه 
مرزوقی رمان خوانی گروهی 
مرزوقی رمان خوانی گروهی 
انتشار سه کتاب بهرام بیضایی جهان صنعت 
جهان صنعت پرده نئی 
جهان صنعت اینه های روبرو 
اثری عاشقانه در بطن ماجراهای سیاسی 
پرفروش‌های نشر روشنگران در دی‌ماه 1396 
معرفی کتابهای اینه های روبرو و پرده نئی در روزنامه اعتماد 
آب شرمنده‌ی آتش شد 
اینه های روبرو منتشر شد 
او بیش از هر کس ایرانی است 
پرفروش اذر 96 
یادداشت اعتماد برای باید حرفای دیشبمو 
یادداشت اعتماد برای سفر به شب 
دیوان نمایش تجدید چاپ شد 
کودکان اوتیسم در جهانی مه‌آلود زندگی می‌کنند 
شهلا لاهیجی: «روحانی ناامید و ناامیدترمان می‌کند» 
بخشی از عشقه 
بخشی از رمان «باید حرفای دیشبمو جدی می‌گرفتی!» نوشته‌ی محمدرضا مرزوقی 
کتاب‌های پرفروش‌ نشر روشنگران در آبان 1396 
فیلمنامه‌ی «پرده‌ی نئی» بهرام بیضایی به چاپ هفتم رسید 
اهدا عواید فروش کتاب «پشت حصار» به فرزندان ایتام و معلولین 
کتاب‌های پرفروش نشر روشنگران در مهرماه 1396 
گزارش روزنامه جهان صنعت از مراسم رونمایی از بعد پنجم 
گزارشی از مراسم رونمایی و روخوانی از کتاب «بُعد پنجم- پیش از گذشته» در انجمن فرهنگی اتریش در تهران 
مراسم رونمایی و روخوانی از کتاب «بعد پنجم- پیش از گذشته» 
ترجمه یادداشت نوری از ایسنا در سایت المانی 
یادداشتی از دکتر نادر نظری به انگیزه‌ی حضور در مراسم رونمایی از تازه‌های نشر روشنگران 
رونمایی و نقد و بررسی رمان «در جستجوی فرخنده» در شهر کتاب «مهرشهر» 
عَشَقه‌ای که بعد از ده سال مجاز شد! 
روز واقعه - جهان صنعت 
روز واقعه 
سفر به شب بیضایی در ایسنا 
شهلا لاهیجی: «نمایشگاه‌های فرهنگی، محلی برای دعوای دولت ها نیستند» 
«عَشَقه» رحمانیان به کتابفروشی‌ها رسید 
بيضايي و كوندرا همچنان پرطرفدار هستند 
اوتیسم در رمانی با چاشنی عشق، مهاجرت و تنهایی 
ده سال گذشت 
عشقه 
پرفروش شهریور 96 
«آینه‌های روبرو»؛ آتشی که دوباره شعله‌ور شد 
یادداشت نویسنده‌ ایرانی برای چاپ رمانش به آلمانی 
پرفروش مرداد 96 
«باید حرفای دیشبمو جدی می‌گرفتی!» از حصر آزاد شد! 
رمانی که پس از سال‌ها بالاخره توانست مجوزِ چاپ بگیرد! 
گزارش متنی 
گزارشی از مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در تئاترشهر 
محمد رحمانیان در مراسم رونمایی از تازه‌های نشر روشنگران سخنرانی خواهد کرد 
رونمایی از تازه‌های انتشارات روشنگران در تالار مشاهیر مجموعه‌ی تئاترشهر 
دنیای حیرت‌انگیز محک؛ مجموعه‌ای از غم و شادی 
شهلا لاهیجی: «مطمئن هستم شما نیز «متولد شانزده آگوست»؛ جدیدترین اثر سپیده محمدیان را به جد دوست خواهید داشت.» 
پرفروش‌های نشر روشنگران در تیرماه 1396 
اجراي قانون اساسي، مهم‌ترين خواسته ما است 
یادداشتی از شهلا لاهیجی درباره‌ی رمان «پشت حصار» 
مرزوقی باشگاه خبرنگاران 
بخشی از رمان «سه نقطه در رویا» نوشته‌ی سهیلا مهاجر ایروانی 
بخشی از رمان «بن‌بست خاله رُزا» نوشته‌ی علیرضا مجابی 
سهیلا مهاجر ایروانی: «سه نقطه در رویا؛ قصه‌ی سه زن از سه گوشه‌ی متفاوت دنیا و با یک نقطه اشتراک...» 
علیرضا مجابی از رمان «بن‌بست خاله رُزا» می‌گوید... 
یادداشتی از ف-نوری؛ نویسنده‌ی رمان «بُعد پنجم پیش از گذشته» 
انتشار رمانِ «بُعد پنجم پیش از گذشته» به زبان آلمانی 
پیام تسلیت انتشارات روشنگران در پی درگذشت مریم میرزاخانی 
کتاب‌هایی برای شنیدن 
جنسیت و فلسفه انتخابات - جهان صنعت 
 
نگاهی به تازه‌ترین کتاب‌های صوتی نشر روشنگران 
شهلا لاهیجی از رمان برگزیده‌ی سال 88 گفت... 
همدلی با کودک درون 
جای بزرگ بیضایی در خانه خالی است 
«درباره‌ی آزادي» و «لاك نقره‌اي» را بشنويد! 
موقعیت اضطراری و معیارهای اخلاقی در سینمای اصغر فرهادی کتاب شد- روایتی تلخ از مادران اوتیسمی در یک رمان 
شهلا لاهیجی از رمان «و دیگران» گفت... 
«پولک سرخ»؛ اولین رمان محبوبه میرقدیری 
رمان «متولد 16 آگوست» به قلم سپیده محمدیان منتشر شد 
معرفی درام کودک در ایبنا 
معرفی دیگری در ایبنا 
پیام تسلیت انتشارات روشنگران در پی وقوع حوادث تروریستی در تهران 
شهلا لاهیجی: «بالاخره بخت با ما یار شد...» 
معرفی کتاب «دیگری» در خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) 
«عشقهای خنده‌دار» میلان کوندرا به چاپ پانزدهم رسید 
بخشی از کتاب صوتی «لاک نقره‌ای» 
مجموعه داستان کوتاه «لاک نقره‌ای» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
بخشی از کتاب صوتی «درباره‌ی آزادی» 
کتاب «درباره‌ی آزادی» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
رمانی اجتماعی بعد از سال‌ها از محاق در آمد 
رمان «در جستجوی فرخنده» طنزی تلخ از تنهایی انسان مهاجر امروز 
معرفی کتاب فروغ و ایزدبانوان در جهان کتاب 
کتاب‌های تازه نشر روشنگران از بیضایی تا یک کتاب انتخاباتی 
متن تکذیبیه‌ی شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 
پیام تبریک شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران به مناسبت پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 
شهلا لاهیجی: همراه شو عزیز! 
شهلا لاهیجی: همراه شو عزیز هموطن! 
بنفشه حجازی: «رای دادن، حفظ آخرین سنگرِ جمهوری‌ست.» 
می‌گویم دوباره روحانی... 
من فارغ از شور انتخاباتى كه وجود دارد به آقاى روحانى راى خواهم داد 
در انتخابات شرکت می‌کنم و به حسن روحانی رای مشروط می‌دهم 
به روحانی رای می‌دهم 
به حسن روحانی رای می‌دهم 
ما رای می‌دهیم تا آرامش ادامه یابد 
به روحانی رای می‌دهم... 
کتاب «شوخی» میلان کوندرا به چاپ شانزدهم رسید 
جمعه معرفی کتاب شهروند 
 
«سفر به شب» بهرام بیضایی کتابِ پرفروشِ نشر روشنگران در نمایشگاه کتاب 
شهلا لاهیجی از «روایت حوا و خوشه‌ی گندم» می‌گوید... 
چهارشنبه 
چهارشنبه 
چهارشنبه 
گامی به سوی بی‌سالاری 
«سفر به شب» بهرام بیضایی پرفروش‌ترین کتابِ روشنگران در نمایشگاه کتاب 
یکشنبه 
یکشنبه 
کتابهای صوتی نشر روشنگران 
یادداشتی از شهلا لاهیجی به انگیزه‌ی انتشار کتاب «درام کودک بااستعداد بودن» 
معرفی رمان «از روزهای اخگر و زنگار» 
تازه‌های نشر روشنگران در بهار 96 
اگر نمی‌توانید در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور داشته باشید... 
آخرین اخبار سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سایت و کانال نشر روشنگران 
نشر روشنگران در سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 
خرد جمعی می‌گوید دوباره به روحانی رای بدهیم- با «سفر به شب» استاد بیضایی می‌آییم 
یادداشتی از نیسان فروزین؛ مترجمِ کتاب «درام کودک با استعداد بودن» 
در هر جایی، حضور خود را نشان دهید 
«عقده‌ی سیندرلا» به چاپ سوم رسید 
کتاب «جنسیت و فلسفه سیاسی انتخابات» منتشر شد 
 
رمان «از روزهای اخگر و زنگار» منتشر شد 
کتاب «درام کودک با استعداد بودن» منتشر شد 
سايه انتخابات رياست‌جمهوری بر سر نمايشگاه كتاب 
اثر تازه‌ای از بیضایی در راه است 
فیلمنامه‌ی «سفر به شب» بهرام بیضایی به زودی منتشر می‌شود... 
یادداشتی از شهلا لاهیجی به مناسبت نزدیک شدن به سی‌امین دوره‌ نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 
پیام تبریک مدیر انتشارات روشنگران به مناسبت فرارسیدن عید نوروز 
به مناسبت فرارسیدن عید نوروز 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «گفتمان زنانه» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «تحلیلی بر بازتاب اسطوره در سینمای بهرام بیضایی» 
بخشی از رمان «در جستجوی فرخنده» با صدای نویسنده 
معرفی کتاب «حلقه- نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران» با صدای نویسنده 
معرفیِ کتاب «تیغ و سنت» با صدای نویسنده 
شهلا لاهیجی: «چشم به راهِ دولتِ کلید و امید می‌مانیم» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «نامه‌های زنان ایرانی» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی مجموعه داستان «او می‌برد» 
علیرضا مجابی از رمان «در جستجوی فرخنده» گفت... 
رونمایی از ترجمه‌ی انگلیسی کتاب «فتح‌نامه‌ی کلات» 
یادداشت نویسنده‌ی رمان «خاش و گلبرگ‌های خشخاش» 
یادداشت اختصاصی مترجم کتاب «مکبث» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «تغییرات اجتماعی در ایران از نگاه مورخان پارسی‌نویس-بلعمی تا جوینی-» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی رمان «بعد پنجم- پیش از گذشته» 
معرفیِ کتاب «دیگری» توسط شهلا لاهیجی 
کتاب «بوطیقای فضا» در لیست «چهل پیشنهاد نوروزی کتاب» روزنامه‌ی آرمان امروز 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان» 
یادداشتِ اختصاصی نویسنده‌ی رمان «پشت حصار» 
یادداشتِ اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «وقایع‌نگاریِ نگاه» 
یادداشت اختصاصی رامین مستقیم؛ مترجمِ کتاب «حقوق انسان» 
اقتصاد نشر در حال فروپاشی است 
گزارشی از مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های نشر روشنگران در سال 95 
8 مارس؛ روز جهانی زن بر تمام مردم دنیا فرخنده باد 
گزارش تصویری 
مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های نشر روشنگران 
کتاب «تیغ و سنت» نوشته‌ی رایحه مظفریان منتشر شد 
یادداشت نوذر اسمعیلی به انگیزه‌ی انتشار مجموعه داستان «وقایع‌نگاریِ نگاه» 
مجموعه داستان «وقایع‌نگاریِ نگاه» منتشر شد 
سنگ‌ها به پرواز درمی‌آیند 
کتاب‌های پرفروش‌ نشر روشنگران در بهمن‌ماه 1395 
معبود حسیبی از کتاب «خاش و گلبرگ‌های خشخاش» می‌گوید.. 
کتاب «خاش و گلبرگ‌های خشخاش» منتشر شد 
یادداشتی بر کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
به بهانه‌ی پنجاهمین سال درگذشت فروغ فرخزاد 
بخشی از کتاب صوتی «روایت حوا و خوشه‌ی گندم» 
زن، صلح، محیط زیست، جامعه مدنی 
گزارش تصویری از مراسم آغاز به کار «کانون عالی زنان و توسعه پایدار ایران» به همراه رونمایی از کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
مراسم آغاز به کار و اعلام موجودیت كانون عالی زنان و توسعه پايدار ايران همراه با رونمایی از کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
پیام تسلیت انتشارات روشنگران در پی حادثه ساختمان پلاسکو 
یادداشت علیرضا مجابی؛ نویسنده رمان «در جستجوی فرخنده» 
رمان «در جستجوی فرخنده» منتشر شد 
از میان دفترچه‌های دهه‌ی شصت... 
بالاخره یکی باید بایستد ... 
بچه‌های «پشت حصار» ... 
رمان «پشت حصار» منتشر شد 
رمان «در جستجوی فرخنده» به زودی منتشر می شود... 
«روانشناسی توده ها» تجدیدچاپ شد 
«مهمانی خداحافظی» میلان کوندرا به چاپ هشتم رسید 
کانال رسمی انتشارات روشنگران در تلگرام 
گزارش تصویری از مراسم زادروز بهرام بیضایی 
شب بیضایی 
مردی برای تمام فصول 
مکبثِ منظوم 
خوانش نمایشنامه «شب هزارویکم» در تالار مشاهیر تئاترشهر 
معرفی کتاب های پرفروشِ انتشارات روشنگران در ماه گذشته 
«در سوریه»؛ تازه ترین شعر سعید سلطانی طارمی 
كتاب تازه‌اي از بهرام بيضايي در راه است 
«در سوریه»؛ تازه‌ترین شعر سعید سلطانی طارمی 
ترجمه‌ی منظوم «مکبث» منتشر شد- همزمان با چهارصدمین سالگرد درگذشت ویلیام شکسپیر 
منوچهر انور: « گفتار در نمایش باید کمی بی‌ادبی باشد، نه ادبی» 
زنِ ایرانی و اجتماعی شدن در عصر مشروطه 
«نامه‌های زنان ایرانی» منتشر شد 
قصه‌گویی برای کتابداران 
برای آنهایی که جهان را تنها در چهار بُعد نمی‌بینند! 
رمان «بُعد پنجم- پیش از گذشته» منتشر شد 
جاده‌های جهانی 
جاده‌های جهانی 
کتاب «جامعه‌شناسی خانواده» تجدیدچاپ شد 
ویرایش جدید کتاب «ادبیات کودکان و نوجوانان» منتشر شد 
دیدار با «دیگری» 
کتاب «دیگری» منتشر شد 
کتاب «بررسی روان‌شناختی خودکامگی» تجدیدچاپ شد 
در دفاع ازجهان‌نو 
معرفی کتاب های پرفروشِ انتشارات روشنگران در ماه گذشته 
یادداشتی از شهلا لاهیجی به انگیزه‌ی انتشار ترجمه‌ی انگلیسی نمایشنامه‌ی «فتحنامه‌ی کلات» 
یادداشتی از بهرام بیضایی برای منوچهر انور 
نمایشنامه‌ی «فتحنامه‌ی کلات» به زبان انگلیسی ترجمه شد 
راز هزارتوی هزارویک‌شب 
آی عشق چهره آبی‌ات پیدا نیست 
آنونس فیلم «مستند رزا»؛ به مناسبت 17 مرداد روز خبرنگار 
چرا حقوقِ انسان؟ 
سمانه امیری و «کمی آن طرفتر»... 
بادکنک‌های نارنجی؛ نماد ایستادگی تا منع ازدواج کودکان 
بنفشه حجازی: «جنازه‌ی کتاب بر دستمان مانده!» 
پاک‌کن‌هایِ سمجِ چسبنده... (به مناسبت 14 تیرماه؛ روز قلم) 
 
دور از وطن اما پُركار و محبوب 
کتاب «حلقه»-«نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران» منتشر شد 
مریم افشار: اسطوره دنیایی اسرارآمیز است... 
بیبشیب 
«پیام فوری از مادر زمین» : مادر زمین به کمک شما نیازمند است!! 
منتخبی از فایل صوتی کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» 
هیپنوتیزم‌وار به نیمه‌ی پُرِ لیوان خیره شدیم... 
از نگاهی خاص... 
یادداشت علیرضا مجابی درباره‌ی ضرورت صوتی کردن کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» 
اول زیارت اهل قبور، بعد زیارت اهل کتاب 
کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
اطلاع از آخرین اخبار و فیلم و عکس های نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در نمایشگاه کتاب 
هدف از برگزاری نمایشگاه، صرفا فروش کتاب نیست! 
شهرو خبر کن خبر کن بگو... 
کتاب فروش ها کباب فروش شدند! 
زنان ایرانی سرود صلح و آشتی برای جامعه جهانی سر می دهند  
نگاهی به آثار «آلبا دسس پدس»؛ نویسنده، شاعر و روزنامه نگار ایتالیایی 
پیشنهاد نوروزی محمدرضا مرزوقی: کتاب «احساس تنهایی و توتالیتاریسم» 
پیشنهاد نوروزی علیرضا مجابی: «کتاب خنده و فراموشی» 
پیشنهاد نوروزی پژمان ابوالقاسمی: کتاب «درباره آزادی» 
پیشنهاد نوروزی مریم افشار: کتاب «هزار افسان کجاست؟» 
پیشنهاد نوروزی پروین پناهی: کتاب «بارداری بی هنگام آقای میم»  
یادداشتی از شقایق فیروزی؛ نویسنده مجموعه داستان های کوتاه «او می برد» 
جنسیت، قدرت و مشروعیت 
جنسیت و جامعه پذیری مشارکت سیاسی 
نمی توان با انتخابات قهر کرد 
جنسیت، قدرت و سازمان اجتماعی 
جنسیت، تکثرگرائی و انتخابات 
جنسیت، تحزب و تمامیت خواهی 
جنسیت و انتخابات ملی 
مجموعه داستان کوتاه «او می برد» توسط انتشارات روشنگران منتشر شد 
استمداد زنان ایرانی از رهبر انقلاب برای تجدید رسیدگی به صلاحیت نامزدهای انتخاباتی 
جنسیت، دمکراسی و انتخابات 
جنسیت و مقتضیات انتخابات دمکراتیک  
جنسیت، تجربه مشارکت و جهان بینی سیاسی  
جنسیت، اگزیستانسیالیسم و انتخابات  
شهلا لاهیجی: شورای نگهبان صلاحیت کاندیداهای زن را تایید کند 
جنسیت و همبرابری در انتخابات (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
یادداشت اختصاصی از پروین پناهی؛ به انگیزه انتشار کتاب «نقد تطبیقی اضطراب در اشعار فروغ فرخ زاد و غادة السمان»  
جنسیت، همدلی و شایسته سالاری 
فعالیت های کمپین تغییر چهره مردانه مجلس در تقابل با منافع جمهوری اسلامی ایران نیست 
جنسیت و انتخابات آزاد (یادداشت اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
یادداشتی بر کتاب «تغییرات اجتماعی از نگاه مورخان پارسی نویس: بلعمی تا جوینی»  
جنسیت و اقتدار انتخاباتی 
گام بلند زنان برای تحقق سند چشم انداز 1404 جمهوری اسلامی ایران  
کتاب «نشریات ویژه زنان» تجدید چاپ شد  
کتاب «تغییرات اجتماعی در ایران از نگاه مورخان پارسی نویس-بلعمی تا جوینی-» منتشر شد 
کتاب «اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان» منتشر شد 
انتخابات مشارکتی و پدیداری به نام زن 
جنسیت، انتخابات و نفی خودکامگی 
تا بهارستان راهی نیست  
سانسور یا جامعه پذیری زبان 
نفوذ زنان بر انتخابات 
پرچمداری زنان ایران در زمینه تحقق اهداف سند توسعه هزاره  
زبان سانسور و سانسور زبان  
جامعه شناسی، عینیت و جنسیت  
زنان و مجلس آینده  
خیز زنان برای تصاحب کرسی های مجلس دهم- رونمایی از طرح تغییر چهره مردانه مجلس 
حرف‌هایی درباره سانسور در گفتگو با «شهلا لاهیجی»؛ شاید این مصاحبه هم چاپ نشود  
چرایی جهانی نشدن ادبیات معاصر ایران؛ از خودسانسوری تا کمبود خلاقیت 
متنی از «اوریانا فالاچی» 
جنسیت و قدرت در حوزه عمومی (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل)  
جنسیت، خصومت و انتخابات (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
خیز زنان برای تصاحب کرسی های مجلس دهم- زنان ایران برای ورود به عرصه رقابت های انتخاباتی آماده می شوند 
جنسیت و مشارکت در قانونگذاری (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
جنسیت، تبعیض مثبت و دموکراسی (یادداشتی اختصاصی از دکتر عباس محمدی اصل) 
کتابی با فصل های متفاوت نسبت به آثار فلسفی- با تماشای تلویزیون هم می توانید فیلسوف شوید 
تجربه نوشتن از بهرام بيضايی 
از ترجمه ی شعرهایی که خواب دیده ام  
گفتگوی خبرگزاری کتاب ایران با «مریم افشار»  
یادداشتی از دکتر علی سراج در ارتباط با کتاب «گفتمان زنانه» 
کتاب «تحليلي بر بازتاب اسطوره در سينماي بهرام بيضايي» منتشر شد  
«گفتمان زنانه»؛ تازه‌ترین اثر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان بر پیشخوان کتابفروشی‌ها  
محمدرضا مرزوقی: «با خبرنگاران دوست نشو، می‌شوی دل نبند و دل می‌بندی به عاقبتش بیندیش» 
خاطره‌ی اولین برخورد شهلا لاهیجی با سانسور در جایگاه یک خبرنگار 
پرینوش صنیعی: سکوت رسانه ها بهتر از ایجاد مشکلات پیش بینی نشده است! 
از ترجمه ی شعرهایی که خواب دیده ام؛ تازه ترین شعر سعید سلطانی طارمی 
یادداشت عصمت عباسی به انگیزه صوتی کردن کتاب «اگر بودی میگفتی...» 
تب نمایشگاه کتاب- یادداشت شهلا لاهیجی منتشر شده در روزنامه آرمان 
گفتگو با شهلا لاهیجی- انتشارات روشنگران با 22 عنوان کتابِ غیرقابل فروش در نمایشگاه بین المللی کتاب  
گفتگوی روزنامه آرمان با دکتر احمد صادقی، اسماعیل دوستی و شهلا لاهیجی در ارتباط با نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 
کتاب «اگر بودی میگفتی...» نوشته‌ی «عصمت عباسی» در قالب کتاب گویا منتشر شد  
بخشی از فصل اولِ کتاب صوتیِ «سلاخ خانه‌ی شماره‌ی 5» 
بخشی از کتاب صوتی «چهلم»  
بخشی از کتاب صوتی «پسین شوم» 
بخشی از کتاب صوتی «اگر بودی می گفتی» 
یادداشت شهلا لاهیجی به انگیزه صوتی کردن کتابهای روشنگران 
عرب‌ستیزی و ریشه‌های اجتماعی آن 
تازه ترین شعر سعید سلطانی طارمی 
شهلا لاهیجی: «نیازمند ایجاد دانشکده نشر هستیم» 
فضیلتی به نام نامیِ نافرمانی 
همایون عالمی: «به راستي زیبایی چیست؟»  
«عقده ي سيندرلا» تجديد چاپ شد 
بیضایی زیر بار اصلاحات نرفت،«جانا وبلادور» توقیف شد 
درد ناشران عمومي با دانشگاهي يكي نيست/مسئولان درباره مميزي سردرگم اند 
شهلا لاهيجي: خواندن کتاب باعث فسق و فجور می‌شود؟!  
گزارشي از هفتمين برنامه رونمايي از تازه هاي روشنگران  
طناز طباطبایی: چرا بايد زير بار ظلم و ستم و تجاوز دم بر نياورد؟!  
چرا انتشارات روشنگران به نمایشگاه بین المللی کتاب نمی رود؟!  
گابریل گارسیا مارکز؛ جادویی‌ترین نویسنده‌ی تاریخ  
پیشنهاد نوروزی محمدرضا مرزوقی: کتاب «شناس» 
پیشنهاد نوروزی علیرضا مجابی: کتاب «عقده سیندرلا» 
پیشنهاد نوروزی سپیده محمدیان: کتاب «بی خبری» 
پیشنهاد نوروزی عصمت عباسی: کتاب «شب مادر» 
پیشنهاد نوروزی نوید سهامی: کتاب «سایه های نور» 
پیشنهاد نوروزی صدرالدین طاهری: کتاب «شناخت هویت زن ایرانی» 
یادداشت «محمدرضا مرزوقی» درباره صوتی کردن رمان «پسین شوم»  
عادت می‌کنیم... (یادداشت محسن ولیحی) 
عادت می کنیم... (یادداشت سهیلا قربانی) 
بله، رسم روزگار چنین است...  
عادت می‌کنیم... (یادداشت شهلا لاهیجی؛ مدیر نشر روشنگران) 
پیامی از سوی ناشر برای دوستان و دوستداران روشنگران  
یادداشت «عصمت عباسی» به انگیزه صوتی کردن کتاب «اگر بودی میگفتی...» 
کتاب «چهلم» در قالب کتاب گویا منتشر خواهد شد  
شهلا لاهیجی از انگیزه‌ی تولید و انتشار کتاب گویا گفت...  
یادداشتی از شهلا لاهیجی درباره‌ی تغییر مدیریت اداره کتاب  
پژمان ابوالقاسمی: «همیشه دلم میخواست اثری متفاوت و ماندگار را صوتی کنم»  
کتاب «سلاخ خانه‌ی شماره‌ی پنج» اولین تجربه‌ی نشر روشنگران در زمینه‌ی تولید کتاب گویا 
گفته های شیرین بینا؛ بازیگر سینما و تلویزیون در ارتباط با «بهرام بیضایی»/ فایل صوتی 
گفتگوی اختصاصی با «حمید امجد»؛ کارگردان تئاتر 
گفتگوی اختصاصی با «گلاب آدینه» در ارتباط با کارگردانیِ نمایشنامه ای از «بهرام بیضایی»/ فایل صوتی 
شهلا لاهیجی: «من برای حضور آقای اصغر فرهادی در برنامه قولی نگرفته بودم»  
گزارشی از هشتمین مراسم رونمایی از تازه های نشر روشنگران 
رونمایی از کتاب «رودررو با اصغر فرهادی» با حضور اصغر فرهادی در خانه سینما 
«حمید امجد» در مراسم رونمایی آثار روشنگران از «بهرام بیضایی» خواهد گفت... (سه شنبه 23 دی ماه)  
نتایج انتخابات اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تهران  
کتاب «ایزدبانوان در فرهنگ و اساطیر ایران و جهان» منتشر شد 
تازه ترین شعر «سعید سلطانی طارمی» 
بررسی روان شناختی «خودکامگی»  
«شب مادر» تجدید چاپ شد  
سالخوردگی، دوره‌ای مثل باقی دوره‌های عمر  
علی شجاعی صایین: «جانا وبلادور هنوز غیرمجاز نشده است!» 
شهلا لاهیجی از حضور در نمایشگاه کتاب فرانکفورت انصراف داد!  
یادمان سیمین بهبهانی به روایت تصویر  
سيمين زنده است تا شعر هست، غزل هست ، مردم هستند و ايران هست ...  
آشنایی با مولف و معرفی کننده کتاب «سایه های نور»  
یادمان «سیمین بهبهانی» در دفتر انتشارات روشنگران  
«محمد رحمانیان» در مراسم رونمایی آثار روشنگران از «بهرام بیضایی» می گوید...  
شهلا لاهیجی: سیمین عزیز! به سوگت نمی نشینم...  
«زنی معدل گردآفرید و تهمینه» تازه ترین شعر سعید سلطانی طارمی 
چاپ فیلمنامه صرفا جنبه آموزشی دارد 
شهلا لاهیجی: «همه نمی‌توانند بله قربان‌گو باشند!»  
یادداشت پوران درخشنده؛ کارگردان فیلم «هیس، دخترها فریاد نمی زنند»  
پرینوش صنیعی:تیغ سانسور مشابه دادگاهی است که به یک شاکی امکان دفاع میدهد و دهان شاکی دیگر را می دوزد!  
به چشم شهروند درجه دو  
دورویی؛ عادت یا اخلاق !  
شھلا لاھیجی: مسئولان فرھنگی ما می ترسند 
اگر غم لشگر انگيزد... 
یادداشتی بر کتاب «سلاخ خانه شماره 5» چاپ شده در روزنامه همشهری 
اتحادیه‌ی ناشران برای احیای حقوق اعضایش هیچ اقدامی نکرد. 
قدرت مردم 
یک تذکر ضروری..!!  
جامعه با کتاب خواندن فاسد نمی شود  
یادداشت <علیرضا محمودی ایرانمهر> پیرامون معرفی کتاب «شب مادر»  
کتاب «چیزهای ضروری» پیشنهاد نوروزی عصمت عباسی به خوانندگان آثار روشنگران  
کتاب «روایت حوا و خوشه ی گندم » پیشنهاد علیرضا مجابی به خوانندگان آثار روشنگران 
نگاهي به كنسرت تاتر «در روزهاي آخر اسفند» 
یادداشت همایون عالمی؛ نویسنده کتاب «سایه های نور» 
معرفی کتاب «سایه های نور»  
معرفی کتابهای پرفروش انتشارات روشنگران در ماه گذشته 
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت  
خاطره بازی با عطر و طعم غذاهای ایرانی  
«توت فرنگی های سر زا رفته»؛ اثر تازه ای در دنیای شعر  
گامی برای آشتی  
دوستانه حرف می زنیم؛ تازه ترين شعر سعيد سلطاني 
آش همان آش و کاسه همان کاسه 
نگاه ضد زن کوندرا از کجا نشات گرفته؟! 
شعر فارسی در فرآیند جهانی شدن  
انقلاب مشروطیت و زنان  
نامه سرگشاده به آقای جنتی  
افسانه ی آفرینش؛ تازه ترین اثر سعید سلطانی 
یادداشت شهلا لاهیجی خطاب به دکتر حسن روحانی 
رفتنِ یکی و آمدنِ آن دیگری...  
جنسیت و اصلاحات  
انتقاد شهلا لاهیجی از مراکز فرهنگی  
خودسانسوری!  
یادداشت اختصاصی عصمت عباسی؛ نویسنده کتاب «اگر بودی میگفتی...» 
بیضایی برنمی گردد چون نمیگذارند زندگی کند! 
یک خاطره و باز کوچه بن بست...  
یادداشتی بر کتاب «معرفت شناسی فمینیستی از دیدگاه لیندا مارتین آلکوف» 
گفتگوی شهلا لاهیجی با نوید سهامی 
شعر تعلیمی، فرزند دوران انحطاط و زوال اجتماعی است 
بر زنان چه گذشت...  
پدرسالاران تنها  
یادداشت شهلا لاهیجی در روزنامه اعتماد 
انتشار شش داستان از کتاب منتشر نشده «علیرضا محمودی ایرانمهر» 
يادداشت شهلا لاهيجي در روزنامه جهان صنعت 
خودمان را باور کنیم و به خودمان اعتماد داشته باشیم  
«ميلان كوندرا» به قرباني شدن انسان در جوامع توتاليته مي‌پردازد  
«سیاه وکبود»؛ پیشنهاد نوروزی «علیرضا مجابی» به خوانندگان سایت روشنگران  
نوید سهامی:«کشورهای درحال توسعه با رویاپردازی زندگی می کنند!»  
کتاب « فمینیسم و برابری طلبی در غرب و ایران» ممنوع شد!  
محمدیان: «حمید فرخ نژاد» در آشنایی‌ام با فضای جنوب نقش بسزایی داشت 
سیمای زن در سینمای ایران از آغاز تا امروز 
شهلا لاهیجی: «با حذف نام بیضایی نمی توانند او را از دنیای هنر حذف کنند!» 
خوانش «آرش» بهرام بیضایی در انتشارات روشنگران 
نادر قدیانی: «هماهنگ شده بود تا وزیر ارشاد در ساعتِ آخر جلسه هم اندیشی حضور داشته باشند»  
نوید سهامی: « رونقِ پژوهش در ایران، نیازمندِ رسیدن به خودکفایی در تولید است»  
محمدرضا مرزوقی: «در شهر کودکی ام گم شده ام» 
بهرام بیضایی: «خشمگینم از آنها که بر «سهراب کُشی» خطّ می زنند!» 
فتح الله فروغی: فروشِ کتاب، متفاوت از فروشِ کالاهایِ دیگر است  
آتشین جان: «مردم کتاب نمی خوانند، چون کتاب نمی بینند!»  
شهلا لاهیجی: هفته کتاب، هفته کتاب ما نیست!  
آنجا چراغی روشن است؟!...  
شهلا لاهیجی: «اتحادیه ناشران به دنبال رفع معضلات نیست!»  
بوطیقای فضا بیانگر مفهوم متفاوتی از فضا و سکونت  
مرزوقی: « کتابم بعد از دوسال لغو مجوز شد!»  
سلطانی: «در تنگنا قراردادن شفیعی کدکنی کار شایسته ای نیست!» 
طاهره صدیقیان: «هیچ عشقی ارزش تحمل خشونت را ندارد!» 
یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم 
سلطانی: خودشان به خودشان جایزه می دهند!  
علیرضا زندی: «ژانر وحشت در ادبیات ایران مهجور مانده» 
بهرام بیضایی: «امیدوارم اشتباه بزرگی نکرده باشم» !  
آژیدهاک؛ شکوه گر از روزگار...  
محدودیت فضای سالن روشنگران را بر ما ببخشید....  
شهلا لاهیجی: «روزی دنیا دربرابر سوریه شرمنده می شود»  
شهلا لاهیجی: آمار کتاب های «غیرمجاز» بیش از کتاب های «مجاز» است!  
آریایی ها؛ قاتل دموکراسی در عهدباستان  
چرا در نمایشگاه کتاب شرکت نکردیم!! 
«چهلم»؛ کتاب برگزیده روشنگران در سال 89  
«ستون های زمین» منتشر می شود  
لاهیچی: «یا نان نیست یا دندان»! 
کتابخانه زنان به نقل از مجله زنان 

تماس با ما

بازدید امروز : 3959
بازدید دیروز : 2733
بازدید ماه جاری : 111738
کل بازدید ها : 1199048
 

کاربران آنلاین :  3
 

  تلفن دفتر فروش : 88723936 - 88722665
  نمابر : 88722665 
  ایمیل : roshangaran68@gmail.com 
  آدرس : خیابان یوسف آباد میدان فرهنگ – خیابان 33 – نبش آماج – شماره 21- واحد 3

کلیه حقوق این سایت متعلق به انتشارات روشنگران می باشد.