شهلا لاهیجی: «هیچ‌وقت جا نزده‌ام»

شهلا لاهیجی: «هیچ‌وقت جا نزده‌ام»


شهلا لاهیجی: «هیچ‌وقت جا نزده‌ام»

آفتاب یزد - سهیلا قربانی: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور دارد. نشر روشنگران در نمایشگاه، تنها در دوازده متر فضا جای نفس کشیدن دارد! این فضا حتی برای عرضه‌ چهل و پنج عنوان کتابِ بهرام بیضایی هم کافی نیست! اما شهلا لاهیجی، مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان همچنان برای ارزش‌هایی که به آن معتقد است، می‌جنگد. لاهیجی می‌گوید: «وقتی نمایشگاه در «محل دائمی‌ نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران» برگزار می‌شد، برای من روزگارِ دلخواه بود، نه برای فروشِ بیشتر یا کمتر، بلکه عاشقِ فضای نمایشگاه بودم. عاشق جوانانی که با شوق می‌آمدند کتاب ببینند و ورق بزنند حتی اگر پول خریدش را هم نداشته باشند، یا بعد از دیدنِ غرفه‌های کتاب، در چمنِ نمایشگاه می‌نشستند و از هوای بهشتیِ اردیبهشت لذت می‌بردند. چه روزگار خوشی بود آن روزها... بیضایی می‌آمد. نویسندگان دیگری هم می‌آمدند. مشکلات ناشران را می‌توانستیم با مسئولین در میان بگذاریم. اما حالا سکوت است و سکوت است و سکوت و برای بعضی از ناشران، فروش است و فروش است و فروش!» 
شهلا لاهیجی از تجربه کردن نمی‌ترسد. سال گذشته اعلام کرد قصد دارد در نمایشگاه، به سبکِ تمام نمایشگاه‌های بین‌المللی، فروشِ کتاب نداشته باشد و کتاب‌ها صرفا برای عموم به نمایش گذاشته شوند. با این کار، او از نقدینگی در نمایشگاه صرف‌نظر کرد تا شکلِ دیگری از نمایشگاه را که به استانداردهای نمایشگاه‌های بین‌المللی نزدیک است، نشان دهد. او می‌گوید: «می‌دانستم که یک نفر به تنهایی، حرفش در هیاهوی نمایشگاه گم می‌شود. این جریان نیاز به یک مشارکت همگانی دارد.»
امسال که نشر روشنگران در نمایشگاه، فروشِ کتاب دارد و این سوال مطرح می‌شود که چرا شهلا لاهیجی راهی را که سال گذشته آغاز کرده بود، امسال دنبال نکرده است؟ با لاهیجی درباره تجربه‌ سال گذشته و عواملی که باعث شده تا او تصمیم بگیرد در نمایشگاهِ امسال، فروشِ کتاب داشته باشد گفتگویی انجام داده ایم که ماحصل آن را در ادامه می‌خوانید.
 
* چه تجربه‌ای از حضور متفاوتی که در نمایشگاهِ سال گذشته داشتید به دست آوردید؟
ما سال گذشته در نمایشگاه شرکت کردیم اما فروش نداشتیم، مثل اتفاقی که در نمایشگاه‌های دنیا می‌افتد و آن را از شکل بازارِ مکاره خارج می‌کند. ما فکر کردیم حداقل باید یک‌بار نشان دهیم که می‌شود نمایشگاه برگزار کرد و فروش نداشت. قصد داشتم شکلِ دیگری از نمایشگاه را نشان دهم. می‌دانستم احتمالا عده‌ای ما را محکوم می‌کنند و کردند، می‌دانستم که یک نفر به تنهایی، حرفش در هیاهوی نمایشگاه گم می‌شود. همه‌ ما می‌دانستیم که این کار باید به یک جریان عمومی‌و گسترده تبدیل شود تا نتیجه بدهد و این حرکت، یک تجربه‌ متفاوت است. خیلی‌ها فکر می‌کردند کار من جنبه‌ نمایشی و خودنمایی دارد، در صورتی که اصلا اینطور نبود. تاسف‌بار اینکه یک ناشرِ ظاهرا معروف، با من تماس گرفته و می‌گوید شما در نمایشگاه پارسال کم‌کار بودید و کتاب نمی‌فروختید. من می‌خواستم نشان بدهم که می‌شود به شکل دیگری هم نمایشگاه برگزار کرد که حداقل کمی ‌تلاش کنیم به استانداردهای نمایشگاه‌های بین‌المللی نزدیک شویم و حاضر شدم بهای اقتصادی‌اش را بپردازم اما این جریان نیاز به یک مشارکت همگانی دارد. در نمایشگاه‌های دنیا نه‌تنها فروشِ کتاب ندارند، بلکه برنامه‌های مختلفی برگزار می‌کنند. در نمایشگاه باید تبادلات فرهنگی صورت گیرد تا فرهنگ ارتقاء پیدا کند و حاصل این تبادل فرهنگی، چاپ کتابهای جدید است که باید در کتابفروشی‌ها به فروش برسد. ما در نمایشگاه چه می‌کنیم؟ سعی می‌کنیم کتاب‌های فروش نرفته در انبارمان را بفروشیم و این غم‌انگیز است. فروش کتاب در نمایشگاه، اشتباه است. برای اینکه باعث می‌شویم کتابفروشی‌ها تعطیل شوند. می‌دانید بعد از نمایشگاه چه بلایی سر کتابفروشی‌ها می‌آید؟! می‌دانم این صحبت‌ها تلخ‌نامه است اما واقعیت همین است.
 
* چه عاملی باعث شد راهی را که سال گذشته آغاز کرده بودید، امسال دنبال نکنید؟
مسئله اینجاست که بعد از نمایشگاه هیچ کس با ما تماس نگرفت که جلسه‌ای گذاشته شود و نقاط ضعف، قوت و دستاوردهای این کار برای نمایشگاهِ امسال بررسی شود. تعریف و تمجید، زیاد شنیدیم اما در عمل اتفاقی نیفتاد و هیچ چیز عوض نشد. لازمه‌ ادامه‌دار شدن این حرکت، این بود که نمایندگانی از طرف اتحادیه‌ ناشران و کتابفروشان نشست‌هایی داشته باشند تا این جریان را از ابعاد مختلف بررسی کنیم و برنامه‌ریزی پیوسته‌ای برای گسترش این تفکر و ادامه دادنِ حرکتی که آغاز کرده بودیم انجام بدهیم. من از تمام حمایت‌های معنوی که از ما شد تشکر می‌کنم اما واقعیت این است تا زمانی که این حمایت‌ها تبدیل به یک برنامه‌ریزی دقیق برای ادامه و گسترش این حرکت و تبدیل شدنِ آن به یک دستاورد مادی نشود، نتیجه‌ای نخواهد داشت. تجربه‌ اولیه‌ای که ما کردیم و اتفاقا به لحاظ مادی هم بهای سنگینی برایش پرداختیم باید تدوین می‌شد. خب برای این حرکت، اتحادیه می‌توانست کارزارهایی مانند آنچه برای انتخاباتِ اتحادیه انجام داد، برگزار کند اما چنین نشد. از طرف دیگر با توجه به مسائل سیاسی و اقتصادی جامعه که در جریانش هستید، یکباره با بحران اقتصادی در کشور روبرو شدیم. منابع مالی ما محدود است و روی پای خود ایستاده‌ایم. همکارانم در موسسه‌ی خودمان معتقد بودند برای تداوم این حرکت باید توان اقتصادی‌مان را تقویت کنیم.با این حال دلم می‌خواست امسال هم از فروش، صرف‌نظر کنم، اما نشد!! اگر ما یک سال عادی را گذرانده بودیم (نه با تیراژ سیصد و پانصدتا !!) شاید می‌شد مثل سال گذشته در نمایشگاه، فروش نداشته باشیم. ما هم امسال، فروشِ کتاب خواهیم داشت اما باید بگویم که این نمایشگاه، نمایشگاه دلخواه من نیست. بعضی از ناشران و کتابفروشان به من گلایه کردند و تصور می‌کنند من جا زده‌ام. من جا نزده‌ام. من هیچ‌وقت در زندگی‌ام از خواسته‌هایم جا نمی‌زنم. همه‌ این خواسته‌ها به صورت یک آرمان در من باقی می‌ماند. نوجوان بودم که آرزوی داشتن مکانی را داشتم که در آن پر از کتاب باشد و مردم در آن کتاب بخوانند و درباره‌ کتابها با هم حرف بزنند. این آرزو با راه‌اندازیِ «پاتوق فرهنگی» روشنگران برآورده شد که شعارش «یک کتاب، یک صندلی، یک فنجان چای» بود. اما چه بلایی به سرش آمد؟ آنجا بسته شد! اما این به این معنی نیست که من از آرزوی داشتن مکانی که مردم بتوانند رایگان در آنجا کتاب بخوانند و در برنامه‌های فرهنگی شرکت کنند، دست بکشم. نمونه‌ی دیگر بلایی بود که سر کتابخانه‌ «صدیقه دولت آبادی» آمد و آنجا هم بسته شد! به عنوان رئیس هیئت امنای کتابخانه‌ «صدیقه دولت آبادی» به وزارت ارشاد رفتم و گفتم اگر با من مشکل دارید من از هیئت مدیره بیرون می‌آیم. کتابخانه را باز کنید، کتابخانه را که نباید بست! من استعفا دادم تا شاید کتابخانه باز شود اما آنجا هنوز هم بسته است! هیچ‌کدام از اینها دلیل نمی‌شود که از آرزوهایم دست بکشم. اینکه یک روز بتوانیم به سبک تمام نمایشگاه‌های بین‌المللیِ کتاب در دنیا، نمایشگاه برگزار کنیم، یکی از آرزوهای من است.
 
* واکنش ناشران به حضور متفاوتی که در نمایشگاه داشتید چه بود؟
خیلی‌ها معتقد بودند این کار، خلافِ جهتِ آب شنا کردن است. متاسفانه اکثر ناشران می‌گویند اگر نمایشگاه، فروش نداشته باشد شرکت نمی‌کنند. ناشران به امید فروش به نمایشگاه می‌آیند. حق هم دارند چون یکی از مهمترین منابع کسب درآمد نقدی‌شان، نمایشگاه است و البته این برمی‌گردد به نحوه‌ غلطِ بازگشتِ سرمایه به ناشر. ما از همان اول باید بنا را بر عدم فروشِ کتاب می‌گذاشتیم و مثل همه‌ نمایشگاه‌های دنیا، در نمایشگاه صرفا به تبادلات فرهنگی می‌پرداختیم. البته یکی از دلایل عدم توفیق ما در رسیدن به استانداردهای جهانی در برگزاری نمایشگاه‌ها، نداشتن حق کپی‌رایتِ جهانی است و داشتن حق کپی‌رایت برای یک کشور، از اختیاراتِ دولت‌ها است و نه ناشران. سی و چند سال است درباره‌ کپی‌رایتِ جهانی حرف می‌زنیم. چه زمانی که بعد از ده سال ممنوعیت به نمایشگاه فرانکفورت رفتیم و چه زمانی که از نمایشگاهِ فرانکفورت به ایران آمدند همیشه بحثِ کپی‌رایت وجود داشته و به ما گفته شده که باید عضو قانون کپی‌رایتِ جهانی شویم. در جلساتی که در فرانکفورت گذاشته شد، ناشرانِ دنیا به مسئولانی که از طرف ایران در آن جلسه حضور داشتند، گفتند:«چرا کتاب‌های ما را بدون اجازه چاپ می‌کنید و سانسورش هم می‌کنید، این در حقیقت خیانت به نویسنده و ناشر و خیانت به فرهنگِ جهانی است.» متاسفانه اتحادیه‌ ناشران، هیچ‌وقت در این راستا یک تلاش صنفی – عمومی ‌نکرده تا ما هم عضو قانون کپی‌رایتِ جهانی شویم. شاید هم آنقدر اِشکالاتِ ابتدایی و اولیه زیاد است و لاینحل که آرزوی رسیدن به نمایشگاهِ واقعی، کمی‌دور از دسترس به نظر می‌آید. این درحالی است که یکی از اهداف برگزاری نمایشگاه‌های کتاب در دنیا، آشنا شدن ناشران با یکدیگر است، آشنایی برای خرید و فروش کپی‌رایت کتاب‌ها. چیزی که ما از آن محرومیم. الان هم می‌بینیم ناشران به خاطر تخفیف‌هایی که بعضی از ناشرانِ دیگر برای کتاب‌هایشان در نظر می‌گیرند، مدام درحال انتقاد کردن به هم هستند و معتقدند با این کار دارند نظم بازار را به هم می‌زنند. البته من نمی‌دانم می‌شود کتاب را هم مثل سیب‌زمینی تابعِ نظم بازار دانست یا نه!! به نظر من اینطور نیست. برای همین سال گذشته شعارهای زیادی به در و دیوار غرفه‌مان زده بودیم که روی آنها نوشته بودیم: «حق واگذاری آثار مکتوب (کپی رایت) را بومی‌سازی کنیم»- «کتاب‌های مورد نیاز خود را از کتابفروشی‌ها بخریم»- «کتابفروشی محله‌ خود را زنده نگه داریم»- «خطر تعطیلی کتابفروشی‌های محلی را جدی بگیریم» و ... بُن کتاب، تخفیف نمایشگاه، و بعضی از تخفیف‌های اضافی که بعضی از موسسات انتشاراتی می‌دهند باعث می‌شود که کتابفروشان تا چندین ماه پس از نمایشگاه، فروش نداشته باشند. نشر، یک زنجیره است که از نویسنده شروع می‌شود و به کتابفروش ختم می‌شود. در این زنجیره هر دانه‌ای که پاره شود، کل زنجیره از هم گسیخته می‌شود و رشته‌ی اتصال از بین می‌رود. سال گذشته ما برای حمایت از کتابفروشان و اصلاح تولید و نشر، چنین حرکتی را آغاز کردیم. ضمن اینکه درست است که ما عضو قانون کپی‌رایتِ جهانی نیستیم و این معضل بزرگی است که باید رفع شود، اما اگر فروش نداشتن در نمایشگاه به یک اصل تبدیل می‌شد و در نمایشگاه، کتاب‌ها صرفا به نمایش گذاشته می‌شدند، شاید می‌توانستیم به بومی‌کردنِ کپی‌رایت در کشور برسیم. درست است که تا زمانی‌که کتاب‌ها را سانسور می‌کنیم در کپی‌رایتِ جهانی جایی نداریم اما حداقل با فروش نداشتن در نمایشگاه، این احتمال وجود داشت که بتوانیم کپی‌رایت را بومی‌سازی کنیم و جلوی چاپ تقلبی و دزدی از کتاب‌های همدیگر را بگیریم و نیاز نبود از راه‌های دیگر جلوی قاچاق کتاب گرفته شود.
 
* فکر می‌کنید چرا اتحادیه ناشران اقدامی ‌پیگیرانه برای برگزاریِ نمایشگاه کتاب با استانداردهای جهانی نمی‌کند؟
نمی‌دانم! البته اتحادیه باید قدرتمند باشد. من نمی‌گویم اتحادیه‌ ما مثل اتحادیه‌ کتابفروشان آلمان باشد که می‌توانند حتی از خواسته‌های دولت و وزارت امور خارجه یا هر نهاد دیگر پیروی نکنند و تمایل خودشان را به دولت تحمیل کنند. مثلا وقتی ایران ده سال در ممنوعیتِ شرکت در نمایشگاهِ فرانکفورت بود، وزارت امورخارجه‌ آلمان خیلی تلاش کرد تا اتحادیه‌ ناشران را راضی کند که ایران را بپذیرند اما اتحادیه نپذیرفت، تا اینکه روابط دو دولت بهتر شد، یعنی همان سالی که ما را برای اولین‌بار بعد از ده سال به نمایشگاه دعوت کردند. اما اتحادیه‌ ما همیشه به نوعی تابع خواسته‌های وزارت ارشاد بوده و وقتی یک نهاد صنفی، کمک مالی دولت را می‌پذیرد، به ناچار به خواسته‌های دولت هم تن می‌دهد و دیگر نمی‌شود گفت یک بخشِ مستقل و قدرتمند است که بتواند اهداف اصلی خود را دنبال کند. در نتیجه، اتحادیه به حداقل‌ها رضایت می‌دهد. شاید علت دیگرش این است که دولت هم در پی به وجود آمدن یک اتحادیه‌ مستقل نیست، بخصوص اتحادیه‌ای که با نویسنده سر و کار دارد!
 
* با توجه به شرایط اقتصادی جامعه، تصور می‌کنید چه آینده‌ای پیشِ روی صنعت نشر کشور است؟
وقتی گِله می‌کنند که چرا تیراژ کتاب پایین است، می‌گویم از مردمی‌که هم باید غصه‌ پیاز و سیب‌زمینی و گوجه‌فرنگی را بخورند و هم غصه‌ اینکه آیا فردا همچنان شغل‌شان را دارند یا نه، چه انتظاری می‌توان داشت؟! این یک موضوع عمومی‌است و متاسفانه هیچ‌کس درباره‌ این مسائل حرفی نمی‌زند. خواندن کتاب هم نیاز به آرامش روح و روان دارد. مردم با وضعیت اقتصادی امروز چگونه آرامش داشته باشند؟! اینجاست که مردم از کتاب خواندن دور می‌شوند و در نتیجه زنجیره‌ نشر، دچار بحران و از هم پاشیدگی می‌شود.

منبع : روزنامه آفتاب یزد، 5 اردیبهشت 1398 ، شماره 5439
بازدید : 322



نظر کاربران :


نظر شما در باره این خبر :



اخبار مرتبط :

رمان «سلاخ‌خانه‌ی شماره‌ی پنج» تجدید چاپ شد 
بخشی از فیلمنامه‌ی «سفر به شب» نوشته‌ی بهرام بیضایی 
سعید سلطانی طارمی: «سَریه یک حماسه است» 
یادداشت نرجس خدایی، نویسنده‌ی مجموعه داستان «فهرست ترس‌ها» 
بخشی از نمایشنامه‌ی «مجلس ضربت زدن» نوشته‌ی بهرام بیضایی 
بخشی از متنِ پشت جلد کتابِ «شناخت هویت زن ایرانی» نوشته‌ی شهلا لاهیجی، به همراه سروده‌ای از سعید سلطانی طارمی درباره‌ی ایران، سرزمینِ ما 
کتاب‌های پرفروش انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 
شهلا لاهیجی: «در غرفه‌ی روشنگران از کیسه پلاستیک برای حمل کتاب‌ها خبری نیست...» - (ویدیو) 
یک دقیقه در غرفه‌ی روشنگران- (ویدیو) 
شناخت هويت زن ايرانی در كتابفروشی‌ها 
معرفی کتاب‌های جدید روشنگران 
معرفی کتاب‌های جدید روشنگران 
شهلا لاهیجی: «امسال در غرفه‌ی روشنگران، سال پوزش از زمین و آسمان است» 
مراسم رونمایی از تازه‌های نشر روشنگران در نمایشگاه کتاب 
فهرست کتاب‌های نشر روشنگران در نمایشگاه کتاب 1398 
زهرا امینی: «وَنِسا و ویرجینیا» رمانی حول محور زندگی «ویرجینیا وولف» 
«چیستی فمینیسم» تجدید چاپ شد 
«عقده‌‌ی سیندرلا» تجدید چاپ شد 
اولین رمانِ سعید سلطانی طارمی با عنوان سَریه [زن پیر رها شده در کوهستان] منتشر شد 
نشر روشنگران در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، فروشِ کتاب دارد 
سال نو مبارک 
رمان «داستان پسرم» بعد از 24 سال دوباره اجازه‌ی انتشار گرفت 
یادداشت شهلا لاهیجی به مناسبت روز جهانی زن (8 مارس) 
رمان «وَنسا و ويرجينيا» نوشته‌ي سوزان سلرز با ترجمه‌ي زهرا اميني منتشر شد 
مجموعه داستان «فهرست ترس‌ها» به قلم نرجس خدایی منتشر شد 
نقد و بررسی کتاب «تخم پوچ» در موسسه فانوس ادب البرز 
اندکی با زندگی مهتاب... 
یادداشتی از زیبا لاهیجی، مدیر نشر «دامون» به انگیزه‌ی انتشار دو اثر تازه 
كابوس يك تولد 
«شوق لبخند، برق آینه و یک استکان چای زعفرانی» به قلم نوذر اسمعیلی منتشر شد 
دو اثرِ جدید توسط نشر «دامون» منتشر شد 
مجموعه داستان «زندگی مهتاب» به قلم ابوالفضل مجیدیان منتشر شد 
بازتولید ساخت سیاسی در پرتو گفتمان زنانگی در نشریات دهه‌ی هفتاد ایران 
یلدا مبارک... 
کتاب «مشروطه، زنان و تغییرات اجتماعی» در یازدهمین «جشنواره ملی حرکت» حائز رتبه اول کشوری گردید 
پیام تسلیت 
نقد و بررسی رمان «تخم پوچ» در کانون داستان ملل 
نشست معرفی کتاب «شناخت هویت زن ایرانی ۲» در کتابخانه فرهنگسرای شفق 
پیام تبریک شهلا لاهیجی به مناسبت 8 مارس؛ روز جهانی زن 
یادداشتی از دکتر نادر نظری به انگیزه‌ی حضور در مراسم رونمایی از تازه‌های نشر روشنگران 
اقتصاد نشر در حال فروپاشی است 
کتاب «نشریات ویژه زنان» تجدید چاپ شد  
خیز زنان برای تصاحب کرسی های مجلس دهم- زنان ایران برای ورود به عرصه رقابت های انتخاباتی آماده می شوند 
محمدرضا مرزوقی: «با خبرنگاران دوست نشو، می‌شوی دل نبند و دل می‌بندی به عاقبتش بیندیش» 
آژیدهاک؛ شکوه گر از روزگار...  
چرا در نمایشگاه کتاب شرکت نکردیم!! 
لاهیچی: «یا نان نیست یا دندان»! 
گزارش از نشست «معرفی و نقد کتاب شناخت هویت زن ایرانی» 
«مشروطه، زنان و تغییرات اجتماعی» منتشر شد 
مکتوبات خیالی (اسنادی از گفتمان سیاسی عصر مشروطه) منتشر شد 
یادداشت اختصاصی علی باغدار دلگشا 
«پدران و پسران از هم پاشيده» منتشر شد 
«يادواره‌ی هايپيشيا» منتشر شد 
گزارشِ مراسم رونمایی از کتاب «تخم پوچ» در دفتر سینمای جوان کرمانشاه 
انتشارات روشنگران در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور دارد اما فروشِ کتاب ندارد! 
پیشنهاد نوروزی عصمت عباسی: رمان «در جستجوی فرخنده» 
جلد دوم کتاب «شناخت هویت زن ایرانی» منتشر شد 
سه عنوان کتاب از انتشارات روشنگران با 40 درصد تخفیف در طرحِ اپلیکیشن طاقچه 
اثری عاشقانه در بطن ماجراهای سیاسی 
پرفروش‌های نشر روشنگران در دی‌ماه 1396 
آب شرمنده‌ی آتش شد 
کتاب‌های پرفروش نشر روشنگران در مهرماه 1396 
مراسم رونمایی و روخوانی از کتاب «بعد پنجم- پیش از گذشته» 
«عَشَقه» رحمانیان به کتابفروشی‌ها رسید 
بيضايي و كوندرا همچنان پرطرفدار هستند 
اوتیسم در رمانی با چاشنی عشق، مهاجرت و تنهایی 
گزارشی از مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در تئاترشهر 
محمد رحمانیان در مراسم رونمایی از تازه‌های نشر روشنگران سخنرانی خواهد کرد 
رونمایی از تازه‌های انتشارات روشنگران در تالار مشاهیر مجموعه‌ی تئاترشهر 
شهلا لاهیجی: «مطمئن هستم شما نیز «متولد شانزده آگوست»؛ جدیدترین اثر سپیده محمدیان را به جد دوست خواهید داشت.» 
پرفروش‌های نشر روشنگران در تیرماه 1396 
اجراي قانون اساسي، مهم‌ترين خواسته ما است 
یادداشتی از شهلا لاهیجی درباره‌ی رمان «پشت حصار» 
بخشی از رمان «سه نقطه در رویا» نوشته‌ی سهیلا مهاجر ایروانی 
بخشی از رمان «بن‌بست خاله رُزا» نوشته‌ی علیرضا مجابی 
سهیلا مهاجر ایروانی: «سه نقطه در رویا؛ قصه‌ی سه زن از سه گوشه‌ی متفاوت دنیا و با یک نقطه اشتراک...» 
علیرضا مجابی از رمان «بن‌بست خاله رُزا» می‌گوید... 
یادداشتی از ف-نوری؛ نویسنده‌ی رمان «بُعد پنجم پیش از گذشته» 
انتشار رمانِ «بُعد پنجم پیش از گذشته» به زبان آلمانی 
پیام تسلیت انتشارات روشنگران در پی درگذشت مریم میرزاخانی 
کتاب‌هایی برای شنیدن 
نگاهی به تازه‌ترین کتاب‌های صوتی نشر روشنگران 
«درباره‌ی آزادي» و «لاك نقره‌اي» را بشنويد! 
رمان «متولد 16 آگوست» به قلم سپیده محمدیان منتشر شد 
پیام تسلیت انتشارات روشنگران در پی وقوع حوادث تروریستی در تهران 
شهلا لاهیجی: «بالاخره بخت با ما یار شد...» 
معرفی کتاب «دیگری» در خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) 
«عشقهای خنده‌دار» میلان کوندرا به چاپ پانزدهم رسید 
بخشی از کتاب صوتی «لاک نقره‌ای» 
مجموعه داستان کوتاه «لاک نقره‌ای» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
بخشی از کتاب صوتی «درباره‌ی آزادی» 
کتاب «درباره‌ی آزادی» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
رمانی اجتماعی بعد از سال‌ها از محاق در آمد 
کتاب‌های تازه نشر روشنگران از بیضایی تا یک کتاب انتخاباتی 
متن تکذیبیه‌ی شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 
پیام تبریک شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران به مناسبت پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 
بنفشه حجازی: «رای دادن، حفظ آخرین سنگرِ جمهوری‌ست.» 
می‌گویم دوباره روحانی... 
من فارغ از شور انتخاباتى كه وجود دارد به آقاى روحانى راى خواهم داد 
در انتخابات شرکت می‌کنم و به حسن روحانی رای مشروط می‌دهم 
به روحانی رای می‌دهم 
به حسن روحانی رای می‌دهم 
ما رای می‌دهیم تا آرامش ادامه یابد 
کتاب «شوخی» میلان کوندرا به چاپ شانزدهم رسید 
شهلا لاهیجی از «روایت حوا و خوشه‌ی گندم» می‌گوید... 
«سفر به شب» بهرام بیضایی پرفروش‌ترین کتابِ روشنگران در نمایشگاه کتاب 
معرفی رمان «از روزهای اخگر و زنگار» 
اگر نمی‌توانید در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور داشته باشید... 
آخرین اخبار سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سایت و کانال نشر روشنگران 
نشر روشنگران در سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 
«عقده‌ی سیندرلا» به چاپ سوم رسید 
کتاب «جنسیت و فلسفه سیاسی انتخابات» منتشر شد 
رمان «از روزهای اخگر و زنگار» منتشر شد 
کتاب «درام کودک با استعداد بودن» منتشر شد 
فیلمنامه‌ی «سفر به شب» بهرام بیضایی به زودی منتشر می‌شود... 
پیام تبریک مدیر انتشارات روشنگران به مناسبت فرارسیدن عید نوروز 
به مناسبت فرارسیدن عید نوروز 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «گفتمان زنانه» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «تحلیلی بر بازتاب اسطوره در سینمای بهرام بیضایی» 
بخشی از رمان «در جستجوی فرخنده» با صدای نویسنده 
معرفی کتاب «حلقه- نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران» با صدای نویسنده 
شهلا لاهیجی: «چشم به راهِ دولتِ کلید و امید می‌مانیم» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «نامه‌های زنان ایرانی» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی مجموعه داستان «او می‌برد» 
علیرضا مجابی از رمان «در جستجوی فرخنده» گفت... 
یادداشت اختصاصی مترجم کتاب «مکبث» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «تغییرات اجتماعی در ایران از نگاه مورخان پارسی‌نویس-بلعمی تا جوینی-» 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی رمان «بعد پنجم- پیش از گذشته» 
معرفیِ کتاب «دیگری» توسط شهلا لاهیجی 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان» 
یادداشتِ اختصاصی نویسنده‌ی رمان «پشت حصار» 
یادداشتِ اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «وقایع‌نگاریِ نگاه» 
یادداشت اختصاصی رامین مستقیم؛ مترجمِ کتاب «حقوق انسان» 
گزارشی از مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های نشر روشنگران در سال 95 
گزارش تصویری 
مراسم رونمایی و معرفی تازه‌های نشر روشنگران 
کتاب «تیغ و سنت» نوشته‌ی رایحه مظفریان منتشر شد 
یادداشت نوذر اسمعیلی به انگیزه‌ی انتشار مجموعه داستان «وقایع‌نگاریِ نگاه» 
کتاب «خاش و گلبرگ‌های خشخاش» منتشر شد 
یادداشتی بر کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
زن، صلح، محیط زیست، جامعه مدنی 
مراسم آغاز به کار و اعلام موجودیت كانون عالی زنان و توسعه پايدار ايران همراه با رونمایی از کتاب «پیام فوری از مادر زمین» 
یادداشت علیرضا مجابی؛ نویسنده رمان «در جستجوی فرخنده» 
رمان «در جستجوی فرخنده» منتشر شد 
بالاخره یکی باید بایستد ... 
بچه‌های «پشت حصار» ... 
رمان «پشت حصار» منتشر شد 
رمان «در جستجوی فرخنده» به زودی منتشر می شود... 
«روانشناسی توده ها» تجدیدچاپ شد 
«مهمانی خداحافظی» میلان کوندرا به چاپ هشتم رسید 
کانال رسمی انتشارات روشنگران در تلگرام 
مکبثِ منظوم 
ترجمه‌ی منظوم «مکبث» منتشر شد- همزمان با چهارصدمین سالگرد درگذشت ویلیام شکسپیر 
منوچهر انور: « گفتار در نمایش باید کمی بی‌ادبی باشد، نه ادبی» 
زنِ ایرانی و اجتماعی شدن در عصر مشروطه 
«نامه‌های زنان ایرانی» منتشر شد 
قصه‌گویی برای کتابداران 
برای آنهایی که جهان را تنها در چهار بُعد نمی‌بینند! 
رمان «بُعد پنجم- پیش از گذشته» منتشر شد 
کتاب «جامعه‌شناسی خانواده» تجدیدچاپ شد 
ویرایش جدید کتاب «ادبیات کودکان و نوجوانان» منتشر شد 
دیدار با «دیگری» 
کتاب «دیگری» منتشر شد 
کتاب «بررسی روان‌شناختی خودکامگی» تجدیدچاپ شد 
در دفاع ازجهان‌نو 
معرفی کتاب های پرفروشِ انتشارات روشنگران در ماه گذشته 
یادداشتی از شهلا لاهیجی به انگیزه‌ی انتشار ترجمه‌ی انگلیسی نمایشنامه‌ی «فتحنامه‌ی کلات» 
یادداشتی از بهرام بیضایی برای منوچهر انور 
نمایشنامه‌ی «فتحنامه‌ی کلات» به زبان انگلیسی ترجمه شد 
چرا حقوقِ انسان؟ 
سمانه امیری و «کمی آن طرفتر»... 
بنفشه حجازی: «جنازه‌ی کتاب بر دستمان مانده!» 
 
کتاب «حلقه»-«نگاهی به ازدواج زودهنگام در ایران» منتشر شد 
مریم افشار: اسطوره دنیایی اسرارآمیز است... 
«پیام فوری از مادر زمین» : مادر زمین به کمک شما نیازمند است!! 
اول زیارت اهل قبور، بعد زیارت اهل کتاب 
کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» در قالب کتاب گویا منتشر شد 
اطلاع از آخرین اخبار و فیلم و عکس های نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در نمایشگاه کتاب 
هدف از برگزاری نمایشگاه، صرفا فروش کتاب نیست! 
شهرو خبر کن خبر کن بگو... 
یادداشتی از شقایق فیروزی؛ نویسنده مجموعه داستان های کوتاه «او می برد» 
مجموعه داستان کوتاه «او می برد» توسط انتشارات روشنگران منتشر شد 
یادداشتی بر کتاب «تغییرات اجتماعی از نگاه مورخان پارسی نویس: بلعمی تا جوینی»  
کتاب «تغییرات اجتماعی در ایران از نگاه مورخان پارسی نویس-بلعمی تا جوینی-» منتشر شد 
کتاب «اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان» منتشر شد 
پرچمداری زنان ایران در زمینه تحقق اهداف سند توسعه هزاره  
جامعه شناسی، عینیت و جنسیت  
خیز زنان برای تصاحب کرسی های مجلس دهم- رونمایی از طرح تغییر چهره مردانه مجلس 
کتابی با فصل های متفاوت نسبت به آثار فلسفی- با تماشای تلویزیون هم می توانید فیلسوف شوید 
تجربه نوشتن از بهرام بيضايی 
گفتگوی خبرگزاری کتاب ایران با «مریم افشار»  
یادداشتی از دکتر علی سراج در ارتباط با کتاب «گفتمان زنانه» 
کتاب «تحليلي بر بازتاب اسطوره در سينماي بهرام بيضايي» منتشر شد  
«گفتمان زنانه»؛ تازه‌ترین اثر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان بر پیشخوان کتابفروشی‌ها  
پرینوش صنیعی: سکوت رسانه ها بهتر از ایجاد مشکلات پیش بینی نشده است! 
یادداشت عصمت عباسی به انگیزه صوتی کردن کتاب «اگر بودی میگفتی...» 
تب نمایشگاه کتاب- یادداشت شهلا لاهیجی منتشر شده در روزنامه آرمان 
یادداشت همایون عالمی؛ نویسنده کتاب «سایه های نور» 
انتشار شش داستان از کتاب منتشر نشده «علیرضا محمودی ایرانمهر» 
خودمان را باور کنیم و به خودمان اعتماد داشته باشیم  
«ميلان كوندرا» به قرباني شدن انسان در جوامع توتاليته مي‌پردازد  
شهلا لاهیجی: «با حذف نام بیضایی نمی توانند او را از دنیای هنر حذف کنند!» 
بوطیقای فضا بیانگر مفهوم متفاوتی از فضا و سکونت  
طاهره صدیقیان: «هیچ عشقی ارزش تحمل خشونت را ندارد!» 
سلطانی: خودشان به خودشان جایزه می دهند!  
علیرضا زندی: «ژانر وحشت در ادبیات ایران مهجور مانده» 
بهرام بیضایی: «امیدوارم اشتباه بزرگی نکرده باشم» !  
محدودیت فضای سالن روشنگران را بر ما ببخشید....  
«چهلم»؛ کتاب برگزیده روشنگران در سال 89  
«ستون های زمین» منتشر می شود  
زنی برای تمام فصول (سینمای اجتماعی و رخشان بنی‌اعتماد) 
رونمایی از کتاب «تخم پوچ» در دفتر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 
اینجا فروشگاه نیست! 
او بیش از هر کس ایرانی است 
شهلا لاهیجی: «روحانی ناامید و ناامیدترمان می‌کند» 
فیلمنامه‌ی «پرده‌ی نئی» بهرام بیضایی به چاپ هفتم رسید 
گزارشی از مراسم رونمایی و روخوانی از کتاب «بُعد پنجم- پیش از گذشته» در انجمن فرهنگی اتریش در تهران 
عَشَقه‌ای که بعد از ده سال مجاز شد! 
شهلا لاهیجی: «نمایشگاه‌های فرهنگی، محلی برای دعوای دولت ها نیستند» 
«آینه‌های روبرو»؛ آتشی که دوباره شعله‌ور شد 
«باید حرفای دیشبمو جدی می‌گرفتی!» از حصر آزاد شد! 
دنیای حیرت‌انگیز محک؛ مجموعه‌ای از غم و شادی 
شهلا لاهیجی از رمان برگزیده‌ی سال 88 گفت... 
شهلا لاهیجی از رمان «و دیگران» گفت... 
شهلا لاهیجی: همراه شو عزیز! 
به روحانی رای می‌دهم... 
«سفر به شب» بهرام بیضایی کتابِ پرفروشِ نشر روشنگران در نمایشگاه کتاب 
یادداشتی از شهلا لاهیجی به انگیزه‌ی انتشار کتاب «درام کودک بااستعداد بودن» 
در هر جایی، حضور خود را نشان دهید 
سايه انتخابات رياست‌جمهوری بر سر نمايشگاه كتاب 
اثر تازه‌ای از بیضایی در راه است 
یادداشتی از شهلا لاهیجی به مناسبت نزدیک شدن به سی‌امین دوره‌ نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 
رونمایی از ترجمه‌ی انگلیسی کتاب «فتح‌نامه‌ی کلات» 
سنگ‌ها به پرواز درمی‌آیند 
شب بیضایی 
مردی برای تمام فصول 
كتاب تازه‌اي از بهرام بيضايي در راه است 
دور از وطن اما پُركار و محبوب 
کتاب فروش ها کباب فروش شدند! 
زنان ایرانی سرود صلح و آشتی برای جامعه جهانی سر می دهند  
نمی توان با انتخابات قهر کرد 
استمداد زنان ایرانی از رهبر انقلاب برای تجدید رسیدگی به صلاحیت نامزدهای انتخاباتی 
زنان جامعه ایران برای تعیین سرنوشت سیاسی کشور در انتخابات مجلس شرکت کنند 
شهلا لاهیجی: شورای نگهبان صلاحیت کاندیداهای زن را تایید کند 
فعالیت های کمپین تغییر چهره مردانه مجلس در تقابل با منافع جمهوری اسلامی ایران نیست 
گام بلند زنان برای تحقق سند چشم انداز 1404 جمهوری اسلامی ایران  
تا بهارستان راهی نیست  
زنان و مجلس آینده  
حرف‌هایی درباره سانسور در گفتگو با «شهلا لاهیجی»؛ شاید این مصاحبه هم چاپ نشود  
چرایی جهانی نشدن ادبیات معاصر ایران؛ از خودسانسوری تا کمبود خلاقیت 
خاطره‌ی اولین برخورد شهلا لاهیجی با سانسور در جایگاه یک خبرنگار 
گفتگو با شهلا لاهیجی- انتشارات روشنگران با 22 عنوان کتابِ غیرقابل فروش در نمایشگاه بین المللی کتاب  
یادداشت شهلا لاهیجی در روزنامه اعتماد 
يادداشت شهلا لاهيجي در روزنامه جهان صنعت 
شهلا لاهیجی: «روزی دنیا دربرابر سوریه شرمنده می شود»  
آریایی ها؛ قاتل دموکراسی در عهدباستان  
خرد جمعی می‌گوید دوباره به روحانی رای بدهیم- با «سفر به شب» استاد بیضایی می‌آییم 
پاک‌کن‌هایِ سمجِ چسبنده... (به مناسبت 14 تیرماه؛ روز قلم) 
هیپنوتیزم‌وار به نیمه‌ی پُرِ لیوان خیره شدیم... 
عادت می کنیم... (یادداشت سهیلا قربانی) 
از نگاهی خاص... 
حلقه کتابخوانی صلح 
رونمایی و نقد و بررسی رمان «در جستجوی فرخنده» در شهر کتاب «مهرشهر» 
بخشی از کتاب صوتی «روایت حوا و خوشه‌ی گندم» 
منتخبی از فایل صوتی کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» 
یادداشت علیرضا مجابی درباره‌ی ضرورت صوتی کردن کتاب «خیلی خوشبختم خانوم صادقی» 
کتابخانه زنان به نقل از مجله زنان 

تماس با ما

بازدید امروز : 98
بازدید دیروز : 1149
بازدید ماه جاری : 69268
کل بازدید ها : 1972547
 

کاربران آنلاین :  1
 

  تلفن دفتر فروش : 88723936 - 88722665
  نمابر : 88722665 
  ایمیل : roshangaran68@gmail.com 
  آدرس : خیابان یوسف آباد میدان فرهنگ – خیابان 33 – نبش آماج – شماره 21- واحد 3

کلیه حقوق این سایت متعلق به انتشارات روشنگران می باشد.