به بهانه‌ی پنجاهمین سال درگذشت فروغ فرخزاد

به بهانه‌ی پنجاهمین سال درگذشت فروغ فرخزاد


به بهانه‌ی پنجاهمین سال درگذشت فروغ فرخزاد

سایت روشنگران: پروین پناهی نویسنده‌ی کتاب «اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان» به مناسبت پنجاهمین سال درگذشت فروغ فرخزاد در یادداشتی کوتاه، اشاره‌‌ای داشته به اضطراب مرگ در برخی از اشعار فروغ... 
 
فروغ فرخزاد را شاعری پیشرو و اندیشمند می‌دانند که همواره در اشعارش دغدغه‌ی بشریت را داشته و تلاش کرده از این حیث به مسایل مختلف سیاسی و اجتماعی نظر داشته باشد. فروغ در «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» به انواع اضطراب‌های مدرن بشری اشاره می‌کند: اضطراب تنهایی، مرگ، جنگ، خیانت، نبود آزادی و...
 
در میان اشعار فروغ اشاره‌ی او به مرگ بسیار است؛ حتی اشاره به مرگ خویش:
«مرگ من روزی فرا خواهد رسید 
در بهاری روشن از امواج نور 
در زمستانی غبار آلود و دور 
یا خزانی خالی از فریاد و شور...»
 
فروغ از انسانی می‌گوید که جاودانه نیست و این مضطربش می‌کند:
«از دریچه نگاه می کنم
جز طنین یک ترانه نیستم
جاودانه نیستم!»
 
هراس از مرگ در انسان مدرن قرن بیستم چنان همه‌گیر است که لحظه‌ای آن را به خود نمی‌گذارد. آن‌قدر نزدیک که هر روز با فکر مرگ زندگی می‌کند تا جایی که مجبور بشود روزی با آن کنار بیاید. در این‌جا فروغ می‌گوید: 
«نجات دهنده در گور خفته است 
و خاک، خاک پذیرنده 
اشارتیست به آرامش»
 
فروغ از زنی می‌گوید که بارها مرده است. او برای بارها مردن دلایل بسیاری داشته است. گاهی فقدان عشق، تنهایی، گاهی دوری از وطن، دوری از فرزند، افسردگی و دلایل متعدد دیگر... اما هرچه هست مرگی است که به گفته‌ی خودش بارها اتفاق افتاده است. پس مرگ تنها جدایی روح از جسم نمی‌تواند باشد: 
«حق با شماست 
من هیچ‌گاه پس از مرگم 
جرئت نکرده‌ام که در آیینه بنگرم 
و آن‌قدر مرده‌ام 
که هیچ‌چیز مرگ مرا دیگر 
ثابت نمی‌کند.»
 
«ولتر» می‌گوید: «انسان تنها موجودی است که به تجربه می‌داند که خواهد مُرد.» 
این مرگ‌آگاهی در بسیاری از اشعار فروغ دیده می‌شود، در هراس از لحظه‌ای که کار تمام می‌شود و کاری از دست بر نمی‌آید! در این مضمون فروغ می‌گوید:
«به مادرم گفتم: دیگر تمام شد!  
گفتم همیشه پیش از آن‌که فکر کنی اتفاق می‌افتد. ..
باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم.»
 
یکی از دغدغه‌های انسان مدرن مرگ است. این‌که آدمی به زمان مرگ خویش آگاه نیست و این بسیاری از انتخاب‌هایش را در هم می‌ریزد. این عدم قطعیت، و ندانستن زمان مرگ اندوه و هراس و اضطرابی را در شاعر به وجود آورده که در اشعارش دیده می‌شود. اگرچه مرگ سرانجام به سراغ تمامی موجودات خواهد آمد اما انسان این قدرت را دارد که با آثار خود، خود را جاودانه کند. 

نویسنده : پروین پناهی
بازدید : 1468



نظر کاربران :


نظر شما در باره این خبر :



اخبار مرتبط :

کتاب «شوخی» میلان کوندرا به چاپ شانزدهم رسید 
یادداشت اختصاصی نویسنده‌ی کتاب «اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان» 
«مهمانی خداحافظی» میلان کوندرا به چاپ هشتم رسید 
یادداشت اختصاصی از پروین پناهی؛ به انگیزه انتشار کتاب «نقد تطبیقی اضطراب در اشعار فروغ فرخ زاد و غادة السمان»  
کتاب «اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان» منتشر شد 
پرفروش‌های نشر روشنگران در دی‌ماه 1396 
رونمایی از ترجمه‌ی انگلیسی کتاب «فتح‌نامه‌ی کلات» 
كتاب تازه‌اي از بهرام بيضايي در راه است 
منوچهر انور: « گفتار در نمایش باید کمی بی‌ادبی باشد، نه ادبی» 
یادداشتی از بهرام بیضایی برای منوچهر انور 
از ترجمه ی شعرهایی که خواب دیده ام  
سلطانی: خودشان به خودشان جایزه می دهند!  
به روحانی رای می‌دهم 
نگاهی به آثار «آلبا دسس پدس»؛ نویسنده، شاعر و روزنامه نگار ایتالیایی 
پیشنهاد نوروزی پروین پناهی: کتاب «بارداری بی هنگام آقای میم»  
استمداد زنان ایرانی از رهبر انقلاب برای تجدید رسیدگی به صلاحیت نامزدهای انتخاباتی 

تماس با ما

بازدید امروز : 3625
بازدید دیروز : 4081
بازدید ماه جاری : 113567
کل بازدید ها : 1080965
 

کاربران آنلاین :  4
 

  تلفن دفتر فروش : 88723936 - 88722665
  نمابر : 88722665 
  ایمیل : roshangaran68@gmail.com 
  آدرس : خیابان یوسف آباد میدان فرهنگ – خیابان 33 – نبش آماج – شماره 21- واحد 3

کلیه حقوق این سایت متعلق به انتشارات روشنگران می باشد.